رهایی، طریقت تسلیم: سازوکاری برای شاد زیستن

رهایی، طریقت تسلیم: سازوکاری برای شاد زیستن

۲۴ تیر ۱۴۰۵

بی‌خیال شوید. باور کنید راهی جز این وجود ندارد. بلاها و معجزه‌ها می‌آیند و می‌روند و کاری از دست شما ساخته نیست. در نهایت باید آنچه رخ می‌دهد را بپذیرید و از حرص خوردن دست بردارید.

به گزارش پیام آشنا، کتاب رهایی، طریقت تسلیم در این مسیر که انتهایش آرامش است، با شما همراه خواهد بود. دیوید آر هاوکینز به شما نشان می‌دهد چطور در برابر رخدادهای زندگی به صلح و پذیرش برسید و شادمانی را به‌دست آورید.

درباره‌ کتاب رهایی، طریقت تسلیم
ما همیشه نگرانیم. می‌ترسیم بی‌پول شویم. از جنگ و مشکلات اجتماعی و جهانی واهمه داریم. تنهایی و بیماری وحشت‌زده‌مان می‌کند و چنگال‌های استرس گلویمان را خراش می‌دهند. ما نمی‌دانیم حتی اگر بدترین بلاها هم نازل شود، باز هم بهتر از فاجعه‌ای است که با غصه خوردن بر سر خودمان آوار می‌کنیم. به‌قول سیمین دانشور: «غصه یعنی سرطان!». تسلیم شدن در دنیای امروزی ویژگی مثبتی نیست. همه می‌گویند باید برای همه‌چیز بجنگیم که این نبرد مقدس است. اما واقعاً درحال ستیز برای چه چیزی هستیم؟ آیا مدام دویدن و شبانه‌روز جنگیدن، حال ما را بهتر کرده است؟ بشر از زمانی که توانست خود را بشناسد، غم را شناخته و از همان موقع تاکنون به هزار راه و طریق متوسل شده تا درمان درد خود را بیابد، اما در هر قدم از آن دورتر شده است. این اکسیر جادویی که قرار است شادی و خوشبختی را در وجود ما جاری کند، تنها در یک چیز نهفته است: پذیرش و به صلح رسیدن. کتاب رهایی، طریقت تسلیم (Letting go: the pathway of surrende) درباره‌ی همین آشتی درونی است که قرار است ما را به مرحله‌ی رهایی و آزادی برساند.
از عارفی پرسیدند چه آرزویی داری، گفت: «اینکه هیچ آرزویی نداشته باشم.» طبیعتاً رسیدن به چنین مرحله‌ای خارج از توان ماست اما راهی که ما برای نزدیک شدن به آرامش درونی باید آن را طی کنیم، در نهایت به همین مرحله می‌رسد: وارستگی. ریشه‌ی تمام دردها و غم‌های ما در خواستن و نرسیدن است. تمام عمر رنج می کشیم و اضطراب را تحمل می‌کنیم تا به زندگی خوبی برسیم و نمی‌بینیم که بهای این رسیدن، عمر ماست. حافظ هشتصد سال پیش به این نتیجه رسید که باید کنار جوی بنشیند و گذر عمر ببیند، اما بشر امروزی با وجود این‌همه علم و دانش و فناوری، هرروز خود را از مسیر سعادت دورتر می‌کند.
دیوید آر هاوکینز (David R. Hawkins) رهاسازی و رها شدن را برای ما معنا کرده است. رهاسازی مانند پریدن در عمق اقیانوس و تجربه‌ی حس بی‌وزنی در فضاست. گویی ناگهان تمام فشارها و سختی‌ها را جا می‌گذاریم و به درون خود نگاه می‌کنیم. کتاب رهایی، طریقت تسلیم ما را با عوامل استرس‌زا و تأثیر بسیار مخربی که اضطراب‌ها بر بدن و روان ما می‌گذارند، آشنا می‌کند و راه‌های جایگزین کردن احساسات منفی با احساسات مثبت را با ما در میان می‌گذارد.
دیوید آر هاوکینز منظور خود از رهایی را بازگو می‌کند تا آن را با افسردگی اشتباه نگیریم. فرد افسرده همیشه احساس می‌کند که نمی‌تواند کاری از پیش ببرد و توان و جانی برای ادامه‌ی زندگی ندارد، اما فردی که خود را در تندباد زندگی رها کرده و سعی می‌کند به پیشامدها با دید نیک بنگرد، مملو از شادی و حال خوب است. کتاب رهایی، طریقت تسلیم راه‌های نجات یافتن از احساسات منفی مثل سوگ و فقدان و خشم را روی آوردن به اعمالی چون مراقبه، مدیتیشن و عشق معرفی می‌کند. عشق بی‌منت و سالم همان اکسیری است که اجازه می‌دهد احساس امنیت کنیم و به ترس‌ها و غم‌ها اجازه‌ی جولان ندهیم.
کتاب رهایی، طریقت تسلیم نمی‌خواهد که نسبت به زندگی خود بی‌مسئولیت باشیم و هیچ‌چیز برایمان مهم نباشد، بلکه می‌خواهد با درونی آرام و عشقی بی‌انتها به خود و اطرافیان محبت کنیم و برای رویدادهای زندگیمان تصمیم بگیریم و فراموش نکنیم که در نهایت هرچه تقدیرمان باشد، همان اتفاق می‌افتد.
کتاب رهایی، طریقت تسلیم به کوشش شاهین غفاری و عباس زیدی‌زاده به زبان فارسی ترجمه و در مؤسسه‌ی انتشارات فلسفه منتشر شده است.

کتاب رهایی، طریقت تسلیم برای چه کسانی مناسب است؟
ما بیش از هرچیز به آرامش و صلح درونی نیازمندیم و باید راهی برای نجات خود از این‌همه آشوب و اضطراب پیدا کنیم. کتاب رهایی، طریقت تسلیم به ما کمک می‌کند تا با خود آشتی کنیم و در برابر طوفان‌های زندگی قوی و استوار باشیم.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم
استرس، نتیجه فشار انباشته‌شده احساسات سرکوب و مهارشده ماست. فشار، همواره در جستجوی فرونشستن و تسکین است و به همین خاطر، اتفاقات و شرایط بیرونی تنها باعث شعله‌ورشدن آگاهانه و ناآگاهانه آنچه ما سرکوب کرده‌ایم می‌شود. انرژی احساسات مهارشده، دوباره از طریق واکنش‌های خودکار سیستم عصبی ما به سطح می‌آید و باعث تغییرات جسمی می‌شود که نتیجه آن، بیماری است. یک احساس منفی بلافاصله حدود نیمی از قدرت ماهیچه‌ها را می‌گیرد و دید فیزیکی و ذهنی ما را تنگ و محدود می‌سازد. استرس، در واقع واکنش احساسی ما به عوامل محرک بیرونی است و بر اساس باورهای ما و فشارهای روانی مربوط به آن‌ها تعیین می‌شود. بنابراین، این محرک‌های بیرونی نیستند که عامل استرس‌اند، بلکه درجه‌ واکنش و تأثیرپذیری ماست که آن ‌را تعیین می‌کند.
هرچه بیشتر در حالت تسلیم قرار داشته باشیم، کمتر دستخوش استرس می‌شویم. تأثیر رهاکردن و کاهش پاسخ بدن به استرس در مطالعات علمی نشان داده شده است (فصل ۱۴ را ببینید.) بسیاری از برنامه‌هایی که امروزه برای کاهش استرس ارائه می‌شوند، این نکته اساسی را در نظر نمی‌گیرند و به‌جای پرداختن به ریشه استرس، تنها سعی می‌کنند تأثیرات آن را کاهش دهند یا روی عوامل بیرونی تمرکز کنند. این موضوع مانند آن است که بدون مداوای عفونت بیمار، سعی کنیم تب او را کاهش دهیم. برای مثال، تنش عضلانی، ناشی از نگرانی و ترس، عصبانیت و احساس گناه است، بنابراین شرکت در یک دوره آموزشی درباره روش‌های شُل‌کردن ماهیچه‌ها فایده خیلی کمی برای رفع آن خواهد داشت. به جای آن، از بین بردن منبع تنش، که خشم، ترس، احساس گناه و بقیه احساسات منفی سرکوب و مهارشده است، بسیار مؤثرتر خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز