۲۱ قانون مولانا
۱۷ تیر ۱۴۰۵هاکان منگوچ را یکی از پیشروانِ فلسفهی صوفیه در قرن بیستویکم میدانند که با تفحصِ عمیق در اندیشهها و اشعار مولانا، راهی به سوی خوشبختی و موفقیت به انسانها نشان میدهد. کتاب 21 قانون مولانا نسخهای کاربردی برای انسان دردمند امروزی است که از اضطرابهای او میکاهد و روی خوش زندگی را نشانش میدهد.
به گزارش پیام آشنا، مولانا نه تنها شاعری بزرگ، که اندیشمندی است که جهانبینیاش بر بسیاری فیلسوفان، شاعران، روانشناسان و انسانهای معمولی اثر گذاشته. با آنکه از عمر اشعار مولانا سدهها میگذرد، اما جانِ کلامِ او امروزه نیز زندگی ما را متحول میسازد. هاکان منگوچ (Hakan Mengüç) نویسنده، نوازنده و عارف مدرنِ ترکیهای، سالها به تفحص در باب شعر مولانا پرداخته و زندگیاش را بر اساس افکار مولانا طرحریزی کرده است. این نویسنده واسطهای است میان اشعار کهن مولانا با دنیای مدرنی که در آن زندگی میکنیم. خواندن کتاب ۲۱ قانون مولانا (Sen yola çık Yol sana görünür) چشمانداز پهناوری از عرفان مدرن در اختیارمان قرار میدهد و راهِ رهایی از اضطراب و نشخوار فکری را پیش پایمان میگذارد.
هاکان منگوچ با نقد و بررسی اشعار مولانا، عرفان و تصوف را در هم میآمیزد و به انسانِ سردرگم و آشفتهی قرن بیستویکم راه رهایی از افکار موهوم را میآموزد. کتاب ۲۱ قانون مولانا در واقع آموزههای کهن و آموزههای جدید را ترکیب میکند تا روشی به دست دهد که مطابقِ نیاز امروز جامعهی بشری باشد. همین امر، کتاب حاضر را با دیگر آثار خودیاری متمایز میسازد.
همه ما در فکرِ انجامِ کاری هستیم که زندگیمان را در ابعاد گوناگون بهبود بخشیم؛ اما همیشه عمل کردن به افکاری که در ذهن داریم آسان نیست؛ چراکه معمولاً ذهنِ انسان او را فریب میدهد. ذهن تمایل دارد ما را به عقب براند و دائماً ناامیدمان کند تا از انجام کاری که میخواهیم بازبمانیم. اما واضح است برای رسیدن به حس رضایت درونی، ناچاریم با این افکارِ محدودکننده مقابله کنیم و بر آنها پیروز شویم. هاکان منگوچ فلسفهی خودش را مبنی بر امیدوار بودن در کتاب ۲۱ قانون مولانا تزریق میکند. او با وام گرفتن از روانشناسی مثبتنگر، توصیه میکند که بهجای ناامید شدن، تمام احتمالات را در نظر بگیریم و بهجای در خانه نشستن، هر کاری که برای تحقق اهدافمان لازم است، انجام دهیم. قابل ذکر است که این تفکر با مثبتنگری افراطی و انکار تراژدیهای زندگی تفاوت دارد.
هاکان منگوچ خودْ تمام تکنیکهایی را که در کتاب ۲۱ قانون مولانا پیشنهاد میکند، آزموده است. او در تمام طول مسیر همچون همراهی قابل اعتماد حضور دارد تا ما با نگرشی مثبت خود را مورد ارزیابی قرار دهیم و انرژی درونی و استعدادمان را کشف کنیم. سوالی که این نویسنده را وادار به نوشتن اثر حاضر کرده این است: اگر مولانا در عصر حاضر بین ما زندگی میکرد و میخواست ۲۱ قانون ضروری و لازم را آماده کند، آن قوانین چه چیزهایی بودند؟ هاکان منگوچ با مطالعهای عمیق در اندیشههای مولانا، این ۲۱ قاعده را مدون کرده و حکایاتی از زندگیِ خود و نیز حقایق علمی را به آنها افزوده تا برای انسان امروز ملموس و قابل درک باشد.
قانون اول مولانا این است: هیچگاه از خواستن دست برندار، اما زیاد از حد اصرار نکن. هاکان منگوچ این قانون را اینگونه توضیح میدهد که خواستهی ما باید با عشق و تسلیم همراه باشد. گاهی جنگ کردن بیش از حد برای رسیدن به هدف، میتواند نتیجهی عکس دهد و تحقق آن را به تعویق بیندازد. نویسنده در عوض پیشنهاد میدهد که منتظر سورپرایزهای زندگی بمانیم و مدام با ذهن محدود خود به چگونگیِ تحقق رویاهایمان فکر نکنیم. ما باید یاد بگیریم چه زمانی تلاش کنیم و چه زمانی منتظر بمانیم.
این کتاب را شهرزاد صدر به فارسی برگردانده و نشر گویا به چاپ رسانده است.
کتاب ۲۱ قانون مولانا برای چه کسانی مناسب است؟
ان کتاب را به علاقهمندان به حوزهی عرفان و تصوف و خودسازی پیشنهاد میکنیم. هرچند تمام انسانها برای غلبه بر اضطراب و هموار ساختن مسیر زندگی به توصیههای کتاب ۲۱ قانون مولانا احتیاج پیدا خواهند کرد.
در بخشی از کتاب میخوانیم
همانطورکه مولانا میگوید این راهی نیست که بشود تنها طی کرد. زندگی مسیری است که چه کوتاه باشد و چه بلند؛ نوعی سفر است؛ البته که همهی ما همسفرهایی خواهیم داشت، به بعضیها همسر میگوییم، به بعضیهایشان معشوق، به بعضی دوست، به بعضی رفیق، به بعضی بالاتر از برادر، جان میگوییم. هیچکس در این سفر تنها نیست. باید کنارمان همراهی داشته باشیم. همهی ما دوست داریم که کسی را داشته باشیم تا بدون نگرانی به او تکیه کنیم و بدون اینکه ذرهای شک داشته باشیم مال و جان و عزیزانمان را به او بسپاریم.
با اعتماد به صمیمیت او دردها و زخمها و اسرارمان را با او در میان بگذاریم. بدون خجالت از او کمک بگیریم. در کنار کسانی حرکت کنیم که مانند خودمان و شبیه خودمان هستند. برای اینکه این تجربهی بیهمتا را داشته باشیم اول باید به خودمان اعتماد کنیم. باید خودمان را خوب تربیت کنیم تا آدمهای راستینی باشیم.
همراه من، ما مسئول این هستیم که هر چیزی که درونمان آن را نیاز دارد و یا هر چیزی که در جستوجوی آن هست را فراهم کنیم.
همراه و رفیقم، ما مسئول فراهم کردن چه چیزهایی هستیم؟
اگر تو فرد درستکار و مورد اعتمادی هستی در راه زندگی بهاندازهی خودت به دوستان مورد اعتماد نیاز داری.
میدانم هیچکسی نمیگوید من مورد اعتماد نیستم یا درستکار و صادق نیستم. همهی ما فکر میکنیم که از بهترین و مورداطمینانترین آدمهای دنیا هستیم و در این مورد حتی میتوانیم داستانهایی هم تعریف کنیم که همیشه دیگران ما ناراحت کردهاند، به ما خیانت کردهاند، پول ما را خوردهاند. اعتماد ما را لکهدار کردهاند. همیشه نزدیکترین دوستانمان به معشوق ما چشم دوختهاند. همیشه دیگران بودهاند که به امانت ما خیانت کردهاند و به خاطر همین باز انتظار داریم که زندگی انسانهای درستکار را در مسیرمان قرار دهد. اما عدالت الهی اینگونه نیست.

خبرهای مرتبط
- هنر شفاف اندیشیدن — ۲۶ تیر ۱۴۰۵
- رهایی، طریقت تسلیم: سازوکاری برای شاد زیستن — ۲۴ تیر ۱۴۰۵
- چگونه هر کسی را به هر کاری وادارید — ۲۳ تیر ۱۴۰۵
- رهایی: شناسایی الگوهای شرطی شده، رهایی از بند گذشته و تجلی خود حقیقیتان — ۲۲ تیر ۱۴۰۵
- مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی — ۲۱ تیر ۱۴۰۵
- کلاس عزت نفس: درسهایی ساده برای یک عمر خشنودی — ۲۰ تیر ۱۴۰۵
- مانایی: علم و هنر بلند زیستن — ۱۹ تیر ۱۴۰۵