مغز رفیق باز: عصب شناسی پیوندهای اجتماعی
۲۱ تیر ۱۴۰۵در هر لحظه میلیونها نفر در شبکههای اجتماعی آنلاین هستند و میتوانیم با آنها گفتوگو کنیم، اما انزوا مثل چاهی بیانتها، ما را بلعیده است. این حس تنهایی فلاکتبار در چه معضلی ریشه دارد؟
به گزارش پیام آشنا، کتاب مغز رفیق باز نوشته بن راین به ما نشان میدهد نیاز انسان به معاشرت تا چه اندازه حیاتی است و اگر تنهایی، همیشگی و ادامهدار شود، چطور میتواند ما را به افسردگی، اضطراب و اندوهی غیرقابل توصیف دچار کند.
درباره کتاب مغز رفیق باز
هیچ موجودی در جهان تنها بودن را ترجیح نمیدهد. حیواناتی مانند ببر و خرس قهوهای هم احتمالاً به این علت انزواطلب هستند که تا به حال دورهم بودن با دوستانشان و در کنار یک ببر یا خرس دیگر، تخمه شکستن در پارک را تجربه نکردهاند؛ وگرنه تاکنون به موجودی اجتماعی تبدیل شده بودند. موشها حاضرند برای پانزده ثانیه معاشرت با همنوعان خود، بیست بار روی زنگ ضربه بزنند و حتی جان خود را به خطر بیندازند. تنهایی صرفاً وضعیتی خستهکننده و کسالتبار نیست، بلکه فلاکتبار است. انسان نیز همچون موش، زنبور و… نمیتواند تنها باشد و به حضور در جمع نیاز دارد.
تنها ماندن موجب افسردگی میشود و افسردگی نیز ریسک خودکشی و مرگ را بالا میبرد؛ بهطور خلاصه انزوا ما را بهسمت نابودی میکشاند؛ بههمین دلیل بشر از زمانی که متوجه شد کسانی همچون خودش در گوشه دیگری از دنیا حضور دارند، به او پیوست و با این کار وضعیت روحی و جسمی خود را بهبود بخشید و طول عمر خود را افزایش داد. انسانها نجاتدهنده همدیگرند. معاشرت و گفتوگو زندگی را قابلتحمل میکند. ما به خندیدن، اندیشیدن، دوست داشتن، همدلی و… نیاز داریم و هیچکدام از این پدیدهها در تنهایی صورت نمیگیرد. کتاب مغز رفیق باز (Why Brains Need Friends) نوشته بن راین (Ben Rein) به ما نشان میدهد صحبت کردن با یک رفیق، حضور در جمع خانواده، معاشرت با همسایه، تعامل با همکاران و… تا چه اندازه میتواند در سلامت و بقای ما تأثیر بگذارد و بدون این موارد تا چه حد جان و حیاتمان را به خطر میاندازیم.
ترس از طرد شدن، عامل تنهایی است
بسیاری از ما آدمها از تنها بودن نفرت داریم. دوست داریم کسی در کنارمان باشد تا با او گفتوگو کنیم. اغلبِ خاطرات خوب ما در میان جمع شکل گرفته و آلبوم عکسها نشاندهنده این حقیقت هستند که ما انسانها لحظاتی را که در جمع سپری میشوند، ارزشمند بهشمار میآوریم و آنها را ثبت میکنیم؛ اما با این وجود، اغلب روزهای ماه و سال را در تنهایی و انزوا به سر میبریم. بسیاری اوقات این انزوا آنقدر طولانی میشود که تصور میکنیم تنها ماندن انتخاب خودمان است، درصورتیکه موانع موجب شدهاند تا ناچار به تحمل تنهایی شویم. کتاب مغز رفیق باز بزرگترین و خانمانسوزترین مانع در برقراری ارتباط را ترس و وحشت ناشی از احتمالِ طرد شدن میداند. ما از اینکه به کسی پیام دهیم و او نخواهد با ما حرف بزند واهمه داریم. میترسیم با کسی سر صحبت را باز کنیم و او سرد برخورد کند یا مستقیم و صریح از ما بخواهد که او را ترک کنیم.
نکتهی جالب اینجاست که بن راین نتیجه یک آزمایش اجتماعی را به ما ارائه میدهد که طبق این آزمایش اکثریت افراد (حتی غریبههایی که هیچ شناختی از طرف مقابلشان ندارند.) از صحبت کردن و معاشرت با فردی غریبه و ناشناس استقبال میکنند. هیچکس در این آزمایش، شخصی را که خواستار گفتوگو است، طرد نکرده و ترس از رانده شدن، چیزی جز یک وحشت پوچ و توهم سیاه نیست. کتاب مغز رفیق باز راهکارهایی را برای از بین بردن این احساس منفی به مخاطبان خود پیشنهاد میدهد. این کتاب روانشناسی به ما یاد داده که چطور در مقابل حس خجالت و شرمی که هنگام برقراری ارتباط بهسراغمان میآید بایستیم و برای معاشرت و رفاقت پیشقدم شویم.
هیولای تنهایی ما را تسخیر خواهد کرد
بسیاری از ما که اکنون این متن را میخوانیم، در سنین نوجوانی، جوانی یا میانسالی هستیم و هرقدر هم که آدم تنهایی باشیم، بالاخره دوستی، فامیلی، خانوادهای، کسی پیدا میشود که هرازگاه با او معاشرت کنیم، اما پیری و کهنسالی دورانی است که بهسادگی نمیتوانیم با کسی رفیق شویم. اگر همسر و فرزند داشته باشیم، باید با این حقیقت که عزیزانمان بهدلیل ازدواج، مهاجرت و… یکی پس از دیگری از خانه میروند و ما را تنها میگذارند، کنار بیاییم. دوستانمان نیز در تلاطم زندگی در مشکلات خود غرق میشوند و فرصتی ندارند تا با ما معاشرت کنند. یکی از شایعترین بحرانها که افراد در کهنسالی به آن دچار میشوند و واقعاً نمیدانند برای خلاصی از آن باید چه کنند، بحران تنهایی است. بن راین در کتاب مغز رفیق باز به مخاطبان خود نشان میدهد چگونه میتوانند بر تنهایی و انزوا غلبه کنند و دوران پیری خود را نیز با شادی و در میان جمع بگذرانند.

خبرهای مرتبط
- هنر شفاف اندیشیدن — ۲۶ تیر ۱۴۰۵
- رهایی، طریقت تسلیم: سازوکاری برای شاد زیستن — ۲۴ تیر ۱۴۰۵
- چگونه هر کسی را به هر کاری وادارید — ۲۳ تیر ۱۴۰۵
- رهایی: شناسایی الگوهای شرطی شده، رهایی از بند گذشته و تجلی خود حقیقیتان — ۲۲ تیر ۱۴۰۵
- کلاس عزت نفس: درسهایی ساده برای یک عمر خشنودی — ۲۰ تیر ۱۴۰۵
- مانایی: علم و هنر بلند زیستن — ۱۹ تیر ۱۴۰۵
- ۲۱ قانون مولانا — ۱۷ تیر ۱۴۰۵