پیام آشنا گزارش می دهد
مردم پشتوانه اصلی عبور از محاصره
۲۴ مرداد ۱۴۰۵اختصاصی پیام آشنا- آمریکا با اعمال محاصره دریایی علیه ایران، تنها یک عملیات نظامی را دنبال نمیکند؛ هدف اصلی، تبدیل فشار خارجی به فشار داخلی و واداشتن اقتصاد و جامعه ایران به تسلیم است. محاسبه واشنگتن این بود که با مختل کردن مسیرهای دریایی، شریان تجارت خارجی ایران قطع و فشار اقتصادی به نقطهای برسد که تابآوری کشور در هم شکسته شود. اما پس از ۱۰۰ روز، واقعیت تصویر دیگری ارائه میکند: فشار سنگین است، هزینهها واقعی است، اما ایران همچنان ایستاده، تجارت ادامه دارد و مسیرهای تازهای برای تأمین نیازهای کشور شکل گرفته است.
وقتی دریا به ابزار فشار تبدیل شد
محاصره دریایی در واقع آزمونی برای یک ملت بود؛ آزمونی که قرار بود نشان دهد آیا میتوان اقتصاد ایران را با بستن مسیرهای دریایی متوقف کرد یا نه. آمریکا تلاش کرده است هزینه تجارت ایران را افزایش دهد و دسترسی کشور به درآمدهای نفتی و کالاهای مورد نیاز را محدود کند. گزارشهای منتشرشده نیز از خسارت قابل توجه این فشار به درآمدهای نفتی ایران حکایت دارد.
اما تفاوت مهمی میان «تحمیل هزینه» و «تحمیل شکست» وجود دارد. محاصره توانسته هزینه ایجاد کند، اما نتوانسته اراده ایران را محاصره کند.
این مهمترین واقعیت ۱۰۰ روز گذشته است.
قدرت ایران فقط در دریا نیست
یکی از اشتباهات راهبردی آمریکا، تعریف قدرت ایران صرفاً در چارچوب مسیرهای دریایی است. اقتصاد ایران اگرچه به دریا و بنادر وابسته است، اما به یک مسیر واحد محدود نیست. جغرافیای ایران، مرزهای گسترده زمینی، دسترسی همزمان به خلیج فارس و دریای خزر، همسایگان متعدد و ارتباط با شرق و شمال، مجموعهای از مسیرهای جایگزین را در اختیار کشور قرار داده است.
در همین شرایط، مسیرهای پاکستان، خزر، روسیه، آسیای مرکزی و چین اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. بندر کاسپین نیز در سهماهه نخست سال ۱۴۰۵ رشد قابل توجهی در ورود و خروج کشتیها و جابهجایی کالا تجربه کرده است. این اعداد شاید بهتنهایی نشانه عبور کامل از فشار نباشند، اما یک پیام روشن دارند: محاصره یک مسیر، الزاماً به معنای محاصره یک کشور نیست.
مردم؛ ستون اصلی تابآوری
با این حال، هیچ مسیر ترانزیتی و هیچ ذخیره ارزی بهتنهایی نمیتواند یک کشور را در برابر فشار گسترده حفظ کند. پشت همه این مسیرها، جامعهای قرار دارد که هزینههای جنگ و فشار اقتصادی را تحمل کرده و زندگی را متوقف نکرده است.
تابآوری ایران فقط یک مفهوم اقتصادی نیست؛ یک واقعیت اجتماعی و ملی است.
مردمی که در شرایط فشار، همچنان کار میکنند، تولید میکنند، نیازهای روزمره خود را تأمین میکنند و اجازه نمیدهند فشار خارجی به فروپاشی زندگی اجتماعی تبدیل شود، بخش مهمی از قدرت ملی را تشکیل میدهند. هدف محاصره دقیقاً همین نقطه است: ایجاد فشار اقتصادی برای تبدیل آن به نارضایتی و سپس تبدیل نارضایتی به عقبنشینی سیاسی. وقتی این زنجیره کامل نمیشود، بخش مهمی از محاسبه طرف مقابل نیز بیاثر میماند.
از این منظر، ایستادگی مردم ایران را نباید صرفاً تحمل سختی دانست؛ این ایستادگی بخشی از قدرت بازدارندگی کشور است.
ایران راههای تازهای پیدا کرد
در این میان، همکاری با کشورهای همسایه و شرکای شرقی نیز اهمیت ویژهای یافته است. پاکستان با تعریف مسیرهای زمینی برای انتقال کالا به ایران، عملاً یکی از راههای جایگزین را فعال کرد. روسیه نیز در حوزه بانکی و اتصال شبکههای پرداخت، در کنار همکاریهای ترانزیتی، ظرفیتهایی برای کاهش وابستگی به شبکههای مالی غربی ایجاد کرده است.
این تحولات یک پیام مهمتر دارند: ایران در شرایط فشار، بهجای انتظار برای باز شدن یک مسیر، به دنبال ساختن مسیرهای متعدد رفته است.
همین جاست که مفهوم «تابآوری» از یک شعار سیاسی به یک واقعیت راهبردی تبدیل میشود.
محاصرهای که هزینه دارد، اما برای آمریکا هم
محاصره دریایی البته برای ایران بدون هزینه نبوده است. افزایش هزینه حملونقل، دشواری تأمین کالا، فشار بر منابع ارزی و اختلال در تجارت خارجی، بخشی از تبعات این سیاست است. بنابراین نمیتوان ادعا کرد که محاصره بیاثر بوده است.
اما سؤال اصلی چیز دیگری است: آیا آمریکا توانسته از این هزینهها، نتیجه سیاسی مورد نظر خود را به دست آورد؟
آنچه تاکنون دیده میشود، پاسخ منفی به این سؤال است.
حتی در عرصه منطقهای نیز محاصره با پیامدهای گستردهای روبهرو شده است. فرمانده ارتش پاکستان، در گفتوگو با دونالد ترامپ، محاصره را مانعی بر سر راه مذاکرات دانست؛ موضوعی که نشان میدهد فشار علیه ایران فقط یک مسئله دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست و آثار آن به معادلات منطقهای نیز سرایت کرده است.
از «دوام آوردن» تا «قدرتمندتر شدن»
۱۰۰ روز گذشته یک درس مهم برای ایران دارد: کشور توانسته است در برابر فشار دوام بیاورد، اما مرحله بعد باید تبدیل این توان دفاعی و اقتصادی به یک ساختار دائمی تابآوری باشد.
اگر مسیرهای شمالی توسعه پیدا کنند، اگر کریدورهای ترانزیتی تکمیل شوند، اگر گمرک سریع و چابک باقی بماند، اگر نظامهای پرداخت مستقل از دلار گسترش پیدا کنند و اگر همکاری اقتصادی با همسایگان از توافقهای مقطعی به روابط بلندمدت تبدیل شود، محاصره نهتنها نمیتواند اقتصاد ایران را متوقف کند، بلکه میتواند به عاملی برای شتاب گرفتن استقلال اقتصادی کشور تبدیل شود.
در چنین شرایطی، قدرت ایران فقط در توان پاسخ نظامی به دشمن خلاصه نمیشود؛ قدرت واقعی در توان یک ملت برای ادامه دادن زندگی، حفظ تولید، یافتن مسیرهای تازه و ایستادن زیر فشار است.
آمریکا توانسته است دریا را برای ایران دشوارتر کند، اما هنوز نتوانسته راه حرکت ملت ایران را ببندد. ایران در این ۱۰۰ روز نشان داده است که یک کشور را نمیتوان فقط با بستن بندرها محاصره کرد؛ زیرا قدرت یک ملت، فراتر از اسکلهها و کشتیهاست.
محاصره شاید مسیر تجارت را سختتر کرده باشد، اما نتوانسته اراده ایران را محاصره کند.
خبرهای مرتبط
- هزینه پنهان محاصره در سبد خرید مردم — ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
- واشنگتن در محاصره محاصره — ۳ شهریور ۱۴۰۵
- پایان جنگ در اختیار متجاوز نیست — ۲ شهریور ۱۴۰۵
- جنگ روانی؛ نقشه تازه دشمن برای شکستن تابآوری ایران — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
- معادله تابآوری؛ اصلاح اقتصاد، حفظ معیشت — ۱۶ مرداد ۱۴۰۵
- اجازه ندادیم جنگ، برگزاری امتحانات و آغاز سال تحصیلی را متوقف کند — ۴ مرداد ۱۴۰۵
- محاصره ادامه دارد؛ آرامکو زیر آتش موشک و پهپاد — ۳ مرداد ۱۴۰۵