جنگ روانی؛ نقشه تازه دشمن برای شکستن تاب‌آوری ایران

پیام آشنا گزارش می دهد

جنگ روانی؛ نقشه تازه دشمن برای شکستن تاب‌آوری ایران

۳۰ مرداد ۱۴۰۵

اختصاصی پیام آشنا - جنگ نظامی، آن‌گونه که در محاسبات اولیه واشنگتن تصور می‌شد، نتوانست ایران را به پذیرش خواسته‌های آمریکا وادار کند؛ از همین رو، اکنون فشار اقتصادی و جنگ روانی بیش از گذشته در کانون راهبرد آمریکا قرار گرفته است. بازگشت به تحریم و تهدید اقتصادی را می‌توان نشانه‌ای از تغییر ابزار دانست، اما نه لزوماً تغییر هدف؛ هدف همچنان ایجاد فشار بر ایران و تغییر محاسبات سیاسی آن است.

در این شرایط، یکی از مهم‌ترین ابعاد مواجهه جدید، تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی است؛ از تهدیدهای سنگین لفظی و اعلام التیماتوم گرفته تا خبرسازی، انتشار اطلاعات نادرست درباره تبعات محاصره و القای این تصور که اقتصاد ایران در آستانه یک بحران غیرقابل مدیریت قرار گرفته است. بخشی از این فضاسازی را باید در چارچوب جنگ روانی تحلیل کرد؛ جنگی که هدف آن الزاماً واردکردن ضربه مستقیم اقتصادی نیست، بلکه می‌تواند با تحریک انتظارات، بازارها و کانون‌های آسیب‌پذیر، ثبات اجتماعی و تاب‌آوری ملی را هدف بگیرد.

 

هدف؛ اقتصاد یا اعتماد عمومی؟

تحریم برای ایران ابزار تازه‌ای نیست. تهران طی چند دهه گذشته شبکه‌هایی برای مقابله با محدودیت‌های مالی و تجاری ایجاد کرده و بسیاری از تحریم‌های جدید در واقع تشدید ابزارهای قدیمی است. حتی در داخل آمریکا نیز نسبت به این فرض که «فشار اقتصادی بیشتر الزاماً نتیجه سیاسی بیشتری ایجاد می‌کند» تردیدهایی مطرح شده است.

بنابراین، نقطه‌ای که باید بیش از تحریم خارجی مورد توجه قرار گیرد، بازار و افکار عمومی داخلی است. دشمن می‌تواند تلاش کند با بزرگ‌نمایی کمبودها، التهاب‌آفرینی در بازار ارز و کالا و انتشار اخبار تأییدنشده، میان فشار اقتصادی و احساس ناامنی در جامعه پیوند ایجاد کند. مقابله با این سناریو بیش از هر چیز به هوشیاری و هوشمندی افکار عمومی نیاز دارد؛ یعنی نه انکار مشکلات واقعی، بلکه تفکیک مشکل واقعی از خبرسازی و عملیات روانی.

از سوی دیگر، ایران از ظرفیت‌های جغرافیایی و اقتصادی قابل توجهی برای کاهش اثرگذاری محاصره برخوردار است. برخورداری از ۱۵ همسایه زمینی و دریایی، حدود ۶ هزار کیلومتر مرز زمینی و نزدیک به ۲۷۰۰ کیلومتر مرز آبی، به معنای وجود مسیرهای متعدد ارتباطی، تجاری و اقتصادی است؛ به‌ویژه آنکه بخش قابل توجهی از این مرزها در تعامل مستقیم مردم دو سوی مرز قرار دارد. همین ظرفیت می‌تواند در شرایط فشار حداکثری، به یکی از مؤلفه‌های تاب‌آوری اقتصاد ایران تبدیل شود.

 

منطق مقابله به مثل

در کنار ظرفیت‌های داخلی، سیاست مقابله به مثل نیز یکی از مؤلفه‌های بازدارندگی ایران است؛ سیاستی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با جدیت بیشتری دنبال شده است. منطق این سیاست روشن است: اگر انتقال نفت ایران از خلیج فارس با مانع مواجه شود، نمی‌توان انتظار داشت مسیرهای انرژی سایر کشورها بدون هزینه و محدودیت باقی بماند؛ و اگر دامنه محاصره گسترش یابد، طبیعی است که هزینه آن می‌تواند متوجه کشورهای همکار و همسو با سیاست آمریکا نیز شود.

این منطق در واقع همان چیزی است که یکی از تحلیل‌های موجود نیز بر آن تأکید دارد: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد و تهران می‌تواند بخشی از هزینه فشار را به آمریکا، متحدان آن و حتی بازار جهانی منتقل کند.

در چنین شرایطی، واشنگتن با یک مسئله اساسی مواجه است: فشار اقتصادی اگرچه می‌تواند هزینه‌هایی به ایران تحمیل کند، اما الزاماً یک خیابان یک‌طرفه نیست و می‌تواند برای اعمال‌کننده فشار نیز هزینه ایجاد کند.

 

مسیر پیام‌رسانی است

در این میان، ادعاهای مطرح‌شده درباره وضعیت ارتباط تهران و واشنگتن نیز نیازمند تفکیک میان «مذاکره مستقیم» و «انتقال پیام» است. ایران و آمریکا در دوره اخیر، پس از جنگ در مناطق جنوبی کشور، مذاکره دوجانبه‌ای نداشته‌اند و آنچه ادامه داشته، رفت‌وبرگشت پیام‌ها از طریق واسطه‌ها بوده است. این روند نیز در هیچ مقطعی متوقف نشده است. بنابراین، ادعای قطع کامل ارتباطات را نمی‌توان با واقعیت انتقال پیام‌های غیرمستقیم یکسان دانست.

اکنون، در شرایطی که جنگ نظامی نتوانسته معادله مورد انتظار آمریکا را رقم بزند و سیاست اقتصادی واشنگتن نیز به فشار فرسایشی نیاز دارد، مهم‌ترین سرمایه ایران، علاوه بر ظرفیت‌های اقتصادی و جغرافیایی، حفظ آرامش و انسجام داخلی است. ، جنگ اقتصادی صرفاً نبرد بر سر اعداد و تحریم‌ها نیست؛ آزمونی برای «اراده» و «خرد جمعی» جامعه است.

از این منظر، هوشیاری عمومی به معنای نادیده‌گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه به معنای جلوگیری از تبدیل مشکلات واقعی به ابزار جنگ روانی است. در این میدان، هر تصمیمی که ثبات اقتصادی و اعتماد عمومی را تقویت کند، بخشی از بازدارندگی ملی محسوب می‌شود و هر اقدامی که بدون پیوست اجتماعی، التهاب بازار و فرسایش سرمایه اجتماعی را تشدید کند، می‌تواند به همان جبهه‌ای کمک کند که دشمن در جنگ روانی خود به دنبال گشودن آن است.

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز