گفتوگوی پنهان روده و مغز؛
آیا میکروبها بر احساسات ما تأثیر میگذارند؟
۲۶ مهر ۱۴۰۵شاید در اعماق دستگاه گوارش ما، جهانی میکروسکوپی در حال گفتوگو با مغز باشد؛ جهانی که دانشمندان تازه در حال کشف رازهای آن هستند.
صبا صفاریان- کارشناس ارشد واحد میکروبیولوژی هلدینگ گروه صنعتی پاکشو: بدن انسان میزبان میلیاردها میکروارگانیسم است که بسیاری از آنها در روده زندگی میکنند. این موجودات کوچک، برخلاف تصور قدیمی که آنها را صرفاً عوامل مؤثر بر گوارش میدانست، در فرایندهای پیچیدهای مانند تنظیم سیستم ایمنی، تولید متابولیتهای زیستی و ارتباط با دستگاه عصبی نیز نقش دارند. پژوهشهای دو دهه اخیر نشان دادهاند که میان میکروبیوتای روده و مغز، شبکهای ارتباطی و دوطرفه وجود دارد که به «محور میکروبیوتا ـ روده ـ مغز» معروف است.
اما این ارتباط چگونه شکل میگیرد؟ میکروبهای روده میتوانند با تولید مواد متابولیکی، اثرگذاری بر سلولهای ایمنی و تعامل با سلولهای تخصصیافته روده، پیامهایی را در مسیرهای عصبی و شیمیایی بدن تغییر دهند. از سوی دیگر، مغز نیز از طریق پیامهای عصبی، هورمونی و تغییرات فیزیولوژیک دستگاه گوارش، بر محیط زندگی میکروبها تأثیر میگذارد. بنابراین، این رابطه نه یک مسیر یکطرفه، بلکه شبکهای پویا میان مغز، روده و جهان میکروسکوپی درون ماست.
یکی از یافتههای قابلتوجه در این زمینه، مطالعهای گسترده روی بیش از هزار نفر در پروژه فلاندری میکروبیوم روده است که نتایج آن در سال ۲۰۱۹ در مجله علمی Nature Microbiology منتشر شد. پژوهشگران دریافتند که برخی باکتریهای روده، از جمله گونههایی از Faecalibacterium و Coprococcus، با شاخصهای بالاتر کیفیت زندگی ارتباط دارند. همچنین، کاهش برخی از این میکروبها در افراد مبتلا به افسردگی مشاهده شد. این نتایج نشان میدادند که ترکیب میکروبیوم روده ممکن است با وضعیت روانی انسان ارتباط داشته باشد؛ هرچند چنین ارتباطی بهتنهایی ثابت نمیکند که تغییرات میکروبی علت افسردگی هستند.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم میکروبها میتوانند موادی مانند اسیدهای چرب زنجیرهکوتاه تولید کنند و بر مسیرهای مرتبط با تریپتوفان و پیامرسانی عصبی اثر بگذارند. این مواد ممکن است از طریق مسیرهای گوناگون بر عملکرد روده، پاسخهای ایمنی و ارتباطات میان بدن و مغز تأثیر بگذارند. بااینحال، نباید تصور کرد که انتقال یک ماده شیمیایی یا مشاهده تغییر یک باکتری، بهتنهایی به معنای ایجاد یک احساس مشخص در انسان است؛ مغز و رفتار انسان حاصل تعامل پیچیده عوامل زیستی، روانی و محیطی هستند.
پرسش مهم دیگر این است که آیا میتوان با تغییر میکروبیوم روده، به بهبود سلامت روان کمک کرد؟ پژوهشهای مربوط به پروبیوتیکها، پریبیوتیکها و مداخلات تغذیهای در سالهای اخیر گسترش یافتهاند. برخی مطالعات، بهبود نسبی علائم افسردگی یا اضطراب را در شرایط خاص گزارش کردهاند، اما نتایج همه پژوهشها یکسان نیستند و اثر احتمالی به نوع میکروارگانیسم، مقدار مصرف، مدت مداخله و شرایط فرد بستگی دارد. بنابراین، پروبیوتیکها هنوز جایگزین درمانهای استاندارد اختلالات روانی محسوب نمیشوند.
با وجود این، یافتههای علمی میتوانند ما را به سمت راهکارهایی ساده و منطقی برای حمایت از سلامت عمومی هدایت کنند. داشتن رژیم غذایی متنوع و سرشار از منابع فیبر، مانند سبزیها، میوهها، حبوبات و غلات کامل، میتواند به تأمین مواد موردنیاز بسیاری از میکروبهای مفید روده کمک کند. فعالیت بدنی منظم، خواب کافی و مدیریت استرس نیز بخشهایی از سبک زندگی سالم هستند که بر سلامت عمومی و عملکرد دستگاه گوارش اثر میگذارند. البته این اقدامات تضمینکننده پیشگیری یا درمان افسردگی نیستند، بلکه میتوانند در کنار مراقبتهای پزشکی و روانشناختی مناسب، بخشی از رویکرد جامع سلامت باشند.
شاید مهمترین درس این پژوهشها آن باشد که سلامت انسان را نمیتوان تنها با بررسی یک اندام یا یک عامل زیستی توضیح داد. روده و مغز در شبکهای پیچیده از پیامها و واکنشها با یکدیگر ارتباط دارند و میکروبهای ساکن روده نیز بخشی از این شبکهاند. دانشمندان هنوز در تلاشاند مشخص کنند کدام تغییرات میکروبی علت، کدامیک پیامد و کدامیک همراه با تغییرات سلامت روان هستند.
شاید در آینده، شناخت دقیقتر این گفتوگوی نامرئی بتواند مسیرهای تازهای برای پیشگیری، تشخیص و درمان برخی بیماریها پیش روی پزشکی قرار دهد؛ اما نخستین گام، جدا کردن شواهد علمی از وعدههای اغراقآمیز است.
خبرهای مرتبط
- اگر میکروبهای اقیانوس ناپدید شوند، چه اتفاقی برای زمین میافتد؟ — ۱۲ مهر ۱۴۰۵
- آیا طبیعت برای یکی از بزرگترین مشکلات بشر راهحل دارد؟ — ۳۰ شهریور ۱۴۰۵
- اقیانوسها؛ یک جهان میکروسکوپی عظیم — ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
- میکروبها و تغییرات اقلیمی؛ نبرد نامرئی بر سر آینده زمین (بخش اول) — ۲۱ شهریور ۱۴۰۵