ایران؛ فاتح میدان و مذاکره

پیام آشنا گزارش می دهد

ایران؛ فاتح میدان و مذاکره

۲۵ خرداد ۱۴۰۵

اختصاصی پیام آشنا- با نهایی شدن «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده و اعلام پایان جنگ و توقف عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها، اکنون مهم‌ترین پرسش در برابر افکار عمومی و تحلیلگران سیاسی آن است که برنده واقعی این رویارویی چه کسی بود؟ پاسخ به این پرسش را نه در جنگ روایت‌ها، بلکه باید در بررسی اهداف اولیه طرفین و نتایج نهایی حاصل‌شده جست‌وجو کرد. مرور روند تحولات نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران در حالی وارد مرحله جدیدی از مذاکرات شده که نه تنها اهداف اصلی دشمنان علیه کشور محقق نشده، بلکه بسیاری از مؤلفه‌های قدرت ملی ایران تثبیت و تقویت شده است.

از براندازی تا آتش‌بس؛ عقب‌نشینی بزرگ واشنگتن

در نخستین روزهای آغاز درگیری‌ها، بسیاری از رسانه‌ها و محافل سیاسی غربی آشکارا از پروژه تغییر نظام سیاسی در ایران سخن می‌گفتند. همزمان با عملیات نظامی، مجموعه‌ای از فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی نیز با هدف ایجاد آشوب داخلی و فروپاشی ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی دنبال می‌شد.

با این حال، آنچه در پایان این مسیر رخ داد، فاصله‌ای معنادار با اهداف اولیه طراحان جنگ داشت. اکنون نه تنها ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران پابرجا مانده، بلکه طرف مقابل ناچار شده است با همین نظام سیاسی وارد مذاکره شود و برای پایان جنگ به توافق برسد.

این واقعیت به تنهایی مهم‌ترین نشانه شکست راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی محسوب می‌شود. تجربه‌های تاریخی نشان داده است هرگاه هدف یک جنگ براندازی یا تغییر حکومت باشد، صرف بقای ساختار سیاسی هدف، به منزله شکست راهبردی طرف مهاجم تلقی می‌شود. از این منظر، جمهوری اسلامی ایران توانسته مهم‌ترین هدف دشمن را خنثی کند.

 

شکست پروژه تجزیه و بی‌ثبات‌سازی

یکی دیگر از اهدافی که طی ماه‌های گذشته از سوی برخی محافل غربی و جریان‌های ضدانقلاب دنبال می‌شد، گسترش ناامنی در مناطق مرزی و فعال‌سازی پروژه‌های تجزیه‌طلبانه بود.

اما تحولات میدانی نشان داد نه تنها چنین سناریویی محقق نشد، بلکه انسجام ملی در بسیاری از مناطق کشور افزایش یافت. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران توانستند هرگونه تلاش برای ایجاد ناامنی پایدار را مهار کنند و حاکمیت ملی بر سراسر جغرافیای کشور بدون کوچک‌ترین خدشه‌ای حفظ شد.

در واقع، دشمنان ایران امیدوار بودند فشار خارجی بتواند شکاف‌های داخلی را تشدید کند، اما نتیجه معکوس حاصل شد. بسیاری از اقشار جامعه که ممکن بود در موضوعات سیاسی دارای دیدگاه‌های متفاوت باشند، در برابر تهدید خارجی از اصل تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع کردند. این مسئله سرمایه‌ای مهم برای امنیت ملی ایران محسوب می‌شود.

 

نقش رهبری و وحدت ملی در عبور از بحران

یکی از مهم‌ترین واقعیت‌های این جنگ، نقش تعیین‌کننده انسجام داخلی در ناکام گذاشتن محاسبات دشمن بود. طراحان جنگ تصور می‌کردند همزمان با فشار نظامی، جامعه ایران دچار گسست و آشفتگی خواهد شد، اما نتیجه عکس حاصل شد.

هدایت راهبردی رهبر معظم انقلاب، آمادگی نیروهای مسلح، همراهی دستگاه‌های مختلف اجرایی و حضور مسئولانه مردم در صحنه، امکان عبور کشور از یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های امنیتی سال‌های اخیر را فراهم کرد. تجربه این ماه‌ها بار دیگر نشان داد هرگاه تهدیدی متوجه اصل موجودیت و استقلال کشور شود، ظرفیت ملی ایران برای دفاع از منافع خود فعال خواهد شد.

 

فروپاشی یک محاسبه اشتباه

یکی از مهم‌ترین اشتباهات راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی، اتکا به ظرفیت جریان‌های اپوزیسیون خارج از کشور بود. طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای بر روی گروه‌ها و چهره‌هایی صورت گرفته بود که مدعی برخورداری از پایگاه اجتماعی در داخل ایران بودند.

اما جنگ اخیر نشان داد این محاسبات تا چه اندازه با واقعیت‌های جامعه ایران فاصله دارد. نه تنها فراخوان‌های سیاسی این جریان‌ها با استقبال مواجه نشد، بلکه بخش مهمی از جامعه در برابر تهدید خارجی موضعی ملی اتخاذ کرد.

از این منظر، جنگ اخیر صرفاً یک نبرد نظامی نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش وزن واقعی جریان‌های ضدانقلاب نیز به شمار می‌رفت؛ آزمونی که نتیجه آن برای حامیان خارجی این گروه‌ها ناامیدکننده بود.

 

شکست فشار حداکثری در جبهه اقتصاد

در کنار اهداف سیاسی و امنیتی، یکی دیگر از راهبردهای دشمن، تشدید فشارهای اقتصادی با هدف فرسوده کردن توان مقاومت ایران بود. تصور طراحان این راهبرد آن بود که فشار اقتصادی و جنگ همزمان، کشور را به نقطه عقب‌نشینی خواهد رساند.

اما روند تحولات نشان داد این محاسبه نیز با واقعیت فاصله داشت. ساختارهای مدیریتی کشور در طول جنگ به فعالیت خود ادامه دادند و اقتصاد ایران با وجود فشارها از کنترل خارج نشد. همین مسئله سبب شد ابزار اقتصادی نیز نتواند آن نتیجه‌ای را که واشنگتن انتظار داشت، ایجاد کند.

به بیان دیگر، راهبرد فشار حداکثری نیز همانند پروژه براندازی و بی‌ثبات‌سازی به اهداف نهایی خود نرسید.

 

بازدارندگی ایرانی؛ معادله‌ای که تغییر کرد

شاید مهم‌ترین دستاورد جمهوری اسلامی ایران در این دوره، تثبیت بازدارندگی فعال در برابر دشمنان باشد. ایران در حالی وارد این تقابل شد که فاقد سلاح هسته‌ای است، اما توانست با اتکا به ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و شبکه گسترده دفاعی خود، هزینه‌های سنگینی بر طرف مقابل تحمیل کند.

تداوم توان عملیاتی نیروهای مسلح تا آخرین روزهای جنگ و حفظ قابلیت پاسخ‌گویی مؤثر، این پیام را به منطقه و جهان مخابره کرد که ایران همچنان یکی از مهم‌ترین قدرت‌های نظامی غرب آسیاست.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم یکی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات، حفظ کامل توان موشکی و دفاعی کشور بود. بر اساس اطلاعات منتشرشده، طرف آمریکایی در نهایت ناچار شد از پیگیری این مطالبه عقب‌نشینی کند و پرونده موشکی از دستور کار مذاکرات خارج شد.

به بیان دیگر، ایران نه تنها توان دفاعی خود را حفظ کرد، بلکه موفق شد مشروعیت این توان را نیز در میدان عمل اثبات کند.

 

جبهه مقاومت؛ ضلع مهم بازدارندگی منطقه

تحولات ماه‌های اخیر همچنین نشان داد معادلات امنیتی منطقه صرفاً محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست. پایداری جبهه مقاومت در لبنان و دیگر نقاط منطقه، یکی از عوامل مهم در تغییر محاسبات دشمن به شمار می‌رفت.

واقعیت آن است که هرگونه گسترش جنگ می‌توانست هزینه‌های امنیتی سنگینی را بر رژیم صهیونیستی و حامیان آن تحمیل کند. همین مسئله سبب شد گزینه تشدید درگیری برای دشمنان ایران با ریسک‌های فزاینده همراه شود.

در نتیجه، مقاومت منطقه‌ای بار دیگر نقش خود را به عنوان یکی از مؤلفه‌های بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشت.

 

دیپلماسی از موضع اقتدار

برخی تصور می‌کنند پایان جنگ صرفاً محصول مذاکرات دیپلماتیک بوده است؛ حال آنکه واقعیت آن است که دیپلماسی زمانی موفق می‌شود که بر پشتوانه قدرت استوار باشد.

اگر ایران در میدان نبرد دست بالا را نداشت، هرگز امکان تحمیل خواسته‌های خود در میز مذاکره را پیدا نمی‌کرد. توقف جنگ، پایان محاصره دریایی، آغاز روند رفع تحریم‌ها و حفظ خطوط قرمز دفاعی کشور، همگی نشان می‌دهد مذاکره در شرایطی انجام شده که جمهوری اسلامی ایران از موضع ضعف وارد گفت‌وگو نشده است.

به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند تفاهم حاصل‌شده بیش از آنکه محصول امتیازدهی ایران باشد، نتیجه پذیرش واقعیت‌های میدانی از سوی طرف مقابل است.

 

تثبیت جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی

یکی دیگر از نتایج مهم این تحولات، تثبیت نقش تعیین‌کننده ایران در معادلات منطقه‌ای است. طی سال‌های گذشته برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تلاش داشتند نقش ایران را در نظم امنیتی غرب آسیا کاهش دهند.

اما جنگ اخیر نشان داد هیچ طرح امنیتی یا سیاسی در منطقه بدون در نظر گرفتن جایگاه جمهوری اسلامی ایران قابلیت اجرا ندارد. حضور فعال کشورهای مختلف منطقه در روند میانجیگری و حمایت از توافق نیز مؤید همین واقعیت است.

استقبال کشورهای منطقه از تفاهم حاصل‌شده نشان می‌دهد بسیاری از دولت‌های غرب آسیا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حذف ایران از معادلات امنیتی منطقه نه ممکن است و نه مطلوب. این تحول را باید یک دستاورد بلندمدت ژئوپلیتیکی برای جمهوری اسلامی ایران دانست.

 

پایان یک مرحله، آغاز مرحله‌ای جدید

با وجود تمامی دستاوردهای حاصل‌شده، مسئولان کشور تأکید کرده‌اند که نگاه جمهوری اسلامی ایران به طرف مقابل همچنان مبتنی بر بی‌اعتمادی است و اجرای تعهدات آمریکا با دقت رصد خواهد شد.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تضمین منافع ملی صرفاً با اتکا به وعده‌های سیاسی امکان‌پذیر نیست و قدرت ملی همچنان مهم‌ترین پشتوانه کشور باقی خواهد ماند.

از همین رو، تفاهم اخیر را نباید پایان رقابت راهبردی ایران و آمریکا تلقی کرد؛ بلکه باید آن را آغاز مرحله‌ای جدید دانست که در آن جمهوری اسلامی ایران با اتکا به تجربه جنگ، انسجام داخلی، قدرت دفاعی و جایگاه منطقه‌ای خود وارد عرصه خواهد شد.

 

ایران چگونه جنگ را به پایان رساند؟

در ارزیابی نهایی از جنگ و تفاهم حاصل‌شده، یک واقعیت بیش از هر چیز دیگری خودنمایی می‌کند: اهداف اصلی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران محقق نشد. نه نظام سیاسی تغییر کرد، نه تمامیت ارضی کشور آسیب دید، نه توان دفاعی ایران محدود شد و نه نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی کاهش یافت.

در مقابل، آمریکا و متحدانش ناچار شدند واقعیت قدرت ایران را بپذیرند و مسیر پایان دادن به جنگ را انتخاب کنند. از این منظر، می‌توان گفت جمهوری اسلامی ایران نه تنها از یک جنگ تحمیلی عبور کرده، بلکه توانسته دستاوردهای مهمی در حوزه بازدارندگی، امنیت ملی و جایگاه منطقه‌ای خود به ثبت برساند.

جنگی که قرار بود ایران را به عقب براند، در نهایت به تثبیت قدرت جمهوری اسلامی انجامید. آمریکا و رژیم صهیونیستی نتوانستند به اهداف اعلامی و پنهان خود دست یابند و ناچار شدند مسیر آتش‌بس و مذاکره را بپذیرند. از این منظر، اگر معیار قضاوت را تحقق اهداف راهبردی طرفین قرار دهیم، کفه ترازوی این مرحله از منازعه به شکل محسوسی به سود جمهوری اسلامی ایران سنگینی می‌کند.

نظرات کاربران

محل تبلیغات

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز