ایران و محور مقاومت؛ بازدارندگی فراتر از میدان نبرد

پیام آشنا گزارش می دهد

ایران و محور مقاومت؛ بازدارندگی فراتر از میدان نبرد

۱۸ خرداد ۱۴۰۵

اختصاصی پیام آشنا، حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت در حالی انجام شد که مقامات این رژیم امیدوار بودند با گسترش دامنه فشارها علیه محور مقاومت، ابتکار عمل را در میدان به دست بگیرند. اما تحولات ساعات و روزهای پس از این تجاوز، نه تنها چنین هدفی را محقق نکرد، بلکه نشانه‌هایی از شکل‌گیری یک معادله جدید بازدارندگی در منطقه را آشکار ساخت؛ معادله‌ای که در آن فاصله میان تجاوز و پاسخ کاهش یافته، هماهنگی میان اضلاع مختلف محور مقاومت افزایش پیدا کرده و رژیم صهیونیستی بیش از گذشته با چالش چندجبهه‌ای مواجه شده است.

در شرایطی که رسانه‌های صهیونیستی تلاش داشتند حمله به ضاحیه را به عنوان نمایش قدرت و احیای بازدارندگی اسرائیل تصویر کنند، فضای رسانه‌ای منطقه به سرعت تحت تأثیر تحولات متقابل قرار گرفت. انتشار تصاویر و گزارش‌هایی از پاسخ‌های موشکی و افزایش سطح آماده‌باش در جبهه‌های مختلف مقاومت، نشان داد که معادلات امنیتی منطقه در حال ورود به مرحله‌ای تازه است؛ مرحله‌ای که در آن هرگونه اقدام تهاجمی می‌تواند با واکنشی سریع و چندلایه همراه شود.

 

پایان منطقه خاکستری میان تجاوز و پاسخ

یکی از مهم‌ترین پیام‌های تحولات اخیر، تغییر تدریجی دکترین پاسخ در جبهه مقاومت است. طی سال‌های گذشته، بخشی از محاسبات رژیم صهیونیستی بر این فرض استوار بود که میان عملیات تهاجمی و پاسخ متقابل، فاصله زمانی قابل توجهی وجود خواهد داشت. این فاصله به تل‌آویو اجازه می‌داد ضمن آماده‌سازی سامانه‌های دفاعی، فضای سیاسی و رسانه‌ای را نیز مدیریت کند.

اما روند رخدادهای اخیر نشان می‌دهد که این محاسبه در حال از دست دادن اعتبار خود است. کاهش فاصله زمانی میان تجاوز و پاسخ، عملاً فرصت تصمیم‌گیری و مدیریت بحران را از دشمن سلب می‌کند و هزینه هرگونه ماجراجویی را افزایش می‌دهد. به همین دلیل بسیاری از ناظران منطقه‌ای معتقدند که «منطقه خاکستری» میان حمله و پاسخ در حال حذف شدن است و این تحول می‌تواند آثار بلندمدتی بر معادلات بازدارندگی در غرب آسیا داشته باشد.

واقعیت آن است که رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر بارها تلاش کرده بود با تکیه بر عنصر زمان، فشارهای نظامی و امنیتی خود را مدیریت کند. اکنون اما شرایط به گونه‌ای در حال تغییر است که هر اقدام خصمانه می‌تواند در مدت کوتاهی با پاسخ متقابل مواجه شود؛ موضوعی که نگرانی جدی محافل امنیتی اسرائیل را برانگیخته است.

 

رژیم صهیونیستی در محاصره فشارهای چندجبهه‌ای

بُعد دیگر تحولات اخیر به موقعیت راهبردی رژیم صهیونیستی در محیط پیرامونی مربوط می‌شود. اسرائیل امروز بیش از هر زمان دیگری با تهدیدات همزمان در چند جبهه روبه‌رو است. در شمال، حزب‌الله لبنان همچنان مهم‌ترین بازیگر بازدارنده در برابر تجاوزات این رژیم به شمار می‌رود. در جنوب، تحولات دریای سرخ و اقدامات انصارالله یمن فشار فزاینده‌ای بر مسیرهای تجاری و دریایی مرتبط با اسرائیل وارد کرده است.

در کنار این موارد، نگرانی نسبت به امنیت مسیرهای انرژی و تجارت منطقه‌ای نیز به یکی از دغدغه‌های اصلی تل‌آویو تبدیل شده است. مجموعه این شرایط سبب شده رژیم صهیونیستی ناچار باشد منابع نظامی، اقتصادی و سیاسی خود را در چند محور توزیع کند؛ وضعیتی که هزینه‌های امنیتی آن را به شکل محسوسی افزایش داده است.

برخلاف سال‌های گذشته که تل‌آویو می‌توانست تمرکز خود را بر یک جبهه خاص معطوف کند، امروز با محیطی روبه‌رو است که در آن هر تحول میدانی می‌تواند به سرعت به سایر جبهه‌ها سرایت کند. همین مسئله موجب شده است که بسیاری از تحلیلگران از شکل‌گیری یک فشار چندلایه علیه رژیم صهیونیستی سخن بگویند.

 

انرژی؛ میدان جدید بازدارندگی

تحولات اخیر همچنین نشان می‌دهد که حوزه انرژی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های بازدارندگی در منطقه تبدیل شده است. اگر در دهه‌های گذشته تمرکز اصلی روی پایگاه‌های نظامی و مراکز امنیتی قرار داشت، اکنون زیرساخت‌های اقتصادی، بنادر، پالایشگاه‌ها و تأسیسات انرژی نیز در محاسبات راهبردی بازیگران منطقه جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌اند.

این مسئله حامل یک پیام روشن است؛ هرگونه گسترش جنگ می‌تواند تنها به میدان نبرد محدود نماند و تبعات آن به حوزه اقتصاد و انرژی نیز کشیده شود. در چنین شرایطی، نه تنها رژیم صهیونیستی بلکه سایر بازیگران منطقه نیز ناگزیرند پیامدهای اقتصادی هرگونه تنش را در محاسبات خود لحاظ کنند.

 

از این منظر، هشدارهای مطرح‌شده در روزهای اخیر را باید بخشی از معادله بازدارندگی جدید دانست؛ معادله‌ای که در آن هزینه‌های اقتصادی و انرژی، نقشی هم‌سنگ با هزینه‌های نظامی پیدا کرده‌اند.

 

فرسایش توان دفاعی و نگرانی از جنگ فرسایشی

یکی دیگر از ابعاد مهم تحولات اخیر، افزایش تردیدها نسبت به توان سامانه‌های دفاعی رژیم صهیونیستی در برابر تهدیدات چندلایه است. هرچند مقامات اسرائیلی همچنان بر کارآمدی سامانه‌های پدافندی خود تأکید می‌کنند، اما واقعیت آن است که افزایش تعداد جبهه‌ها و احتمال حملات همزمان، فشار سنگینی بر ساختار دفاعی این رژیم وارد کرده است.

تجربه ماه‌های گذشته نیز نشان داده که جنگ‌های طولانی و فرسایشی، از جمله نقاط آسیب‌پذیر رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. فشار اقتصادی، اختلال در فعالیت‌های تجاری، افزایش هزینه‌های نظامی و تأثیرات روانی بر جامعه صهیونیستی، از جمله عواملی است که می‌تواند در صورت تداوم درگیری‌ها، شرایط را برای تل‌آویو دشوارتر کند.

در مقابل، محور مقاومت طی سال‌های اخیر تلاش کرده است خود را برای مواجهه‌ای بلندمدت آماده کند. همین مسئله سبب شده که عنصر زمان، برخلاف برخی جنگ‌های کلاسیک، الزاماً به سود رژیم صهیونیستی عمل نکند.

 

معادله‌ای که منطقه را تغییر داد

مجموع تحولات اخیررا می‌توان نشانه ورود منطقه به مرحله‌ای جدید دانست؛ مرحله‌ای که در آن قواعد سنتی بازدارندگی در حال بازتعریف شدن است. حمله به ضاحیه جنوبی بیروت قرار بود پیام قدرت مخابره کند، اما روند رخدادها نشان داد که نتیجه نهایی بیش از آنکه به تقویت موقعیت تل‌آویو منجر شود، بر افزایش انسجام جبهه مقاومت و برجسته شدن آسیب‌پذیری‌های رژیم صهیونیستی دلالت دارد.

امروز مهم‌ترین واقعیت پیش روی رژیم آن است که هرگونه خطای محاسباتی می‌تواند به بحرانی گسترده‌تر تبدیل شود؛ بحرانی که مدیریت آن نه برای تل‌آویو و نه برای حامیان غربی‌اش آسان نخواهد بود. از این رو، تحولات اخیر را باید فراتر از یک رویارویی مقطعی ارزیابی کرد؛ رخدادهایی که ممکن است در آینده به عنوان نقطه آغاز شکل‌گیری معادله جدید بازدارندگی در غرب آسیا مورد توجه قرار گیرند.

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز