آسیب شناسی روانی زندگی روزمره

آسیب شناسی روانی زندگی روزمره

۸ آبان ۱۴۰۵

کتاب آسیب شناسی روانی زندگی روزمره یکی از دو کتابی است که زیگموند فروید تا آخر عمرش مدام بخش‌های تازه‌ای را به آن ‌افزود. فروید در این اثر به کردارپریشی و انواع و زوایای آن پرداخته است.

به گزارش پیام آشنا، فروید اولین بار در یک نامه به فلیس در سال ۱۸۹۸ از اصطلاح کردارپریشی استفاده کرد. در این نامه عنوان می‌کند سرانجام موضوعی جزئی که مدت‌هاست ذهنش را درگیر کرده، دریافته است.
آسیب‌شناسی روانی زندگی روزمره (The Psychopathology of Everyday Life) در سه موضوع حافظه، تداعی معانی و روان‌شناختی آسیب‌شناختی جای می‌گیرد. این کتاب قسمت‌هایی از زندگی روزمره مثل فراموشی، لغزش‌های زبانی، خام‌دستی‌ها و خرافات و اشتباهات را دربرمی‌گیرد.
طبق گفته ویراستار، جیمز استراچی از نظر تعداد دفعات چاپ نسخه آلمانی و همچنین دفعات ترجمه این کتاب به زبان‌های دیگر، فقط یکی از آثار فروید با عنوان درس‌گفتارهای مقدماتی هم‌پایه این کتاب است. زیگموند فروید (Sigmund Freud) تقریباً در همه چاپ‌های این کتاب بخش‌های تازه‌ای را می‌افزود. این بخش‌های اضافه شده بیشتر دربردارندۀ تفسیر و توضیحات یا تصحیحات مهم یافته‌های بالینی و نتیجه‌گیری‌های نظری بود.
چیزی که باعث پدید آمدن این اثر شد دغدغه فکری فروید در مورد پدیده‌ی فراموشی موقتی نام‌ها بود. او این پدیده را ناشی از مشاهده‌ی ویژگی‌های مشخصی می‌دانست که در موارد خاص به خوبی قابل شناسایی‌اند.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که رشته کلماتی از زبان مادری خود را فراموش کنید مثل شعر یا فرمول. در این کتاب می‌خوانید که یک قسمت از فراموشی موقت ذهن ما فراموشی رشته کلمات زبان مادری است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم
فرض کنیم که من از سر بی‌احتیاطی و سبک‌سری شبانه برای پیاده‌روی، به بخشی خلوت از شهر می‌روم و به من حمله می‌شود و کیف و ساعتم ربوده می‌شود. من با این کلمات جریان این حمله و سرقت را در نزدیک‌ترین پاسگاه پلیس گزارش می‌دهم: «من در فلان و بهمان خیابان بودم، و آنجا در تنهایی و تاریکی کیف و ساعتم را دزدیدند.» بااین‌که من در این جمله چیزی غیر از حقیقت نگفته‌ام، با توجه به کلماتم در این جمله ممکن است به‌نظر برسد که عقل درست‌و‌حسابی ندارم. وضع و حالی را که بر من رفته است فقط هنگامی می‌توان درست شرح داد که بگویم تبهکاران ناشناس با استفاده از خلوت بودن آن مکان و حفاظ تاریکی، دارایی‌های ارزشمندم را ربودند. درمورد فراموشی نام‌ها نیز اوضاع فرقی ندارد؛ نیروی فیزیکی ناشناخته‌ای با استفاده از خستگی، اختلال‌های ادواری و از خودبی‌خودی من، نام‌های خاصی را که در یاد من و متعلق به حافظه‌ام هستند از من می‌دزدد؛ نیرویی که در موارد دیگر، در لحظاتی که من از سلامت کامل و توانایی بی‌کم‌و‌کاست برخوردارم نیز به همین نحو مرا در به‌یاد آوردن نام‌ها ناکام می‌گذارد.
اگر موارد فراموشی نام‌ها را در روند زندگی خودم مورد تحلیل قرار بدهم، می‌توانم بگویم که تقریباً همیشه متوجه می‌شوم نامی که فراموشش می‌کنم به موضوعی مربوط می‌شود که برای من اهمیت فوق‌العاده شخصی دارد؛ موضوعی که در من عواطفی قوی و اغلب ناراحت‌کننده برمی‌انگیزد.

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران

محل تبلیغات

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز