نگاهی به فیلم «لباس شخصی»
تاریخی که دراماتیزه نمیشود
۲ شهریور ۱۴۰۵اولین ساخته امیرعباس ربیعی، درامی تاریخی با سویههای جاسوسی است که پس از سالها توقیف، این روزها رنگ پرده را به خود میبیند. فیلمی با تمرکز بر نقش و جایگاه حزب توده در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی که با تاکید بر عناصری مانند نفوذ و خرابکاری در سیستم، به واکاوی عملکرد این حزب سیاسی در آن سالها میپردازد.
رویا سلیمی: درواقع حزب به عنوان شخصیت منفی و آنتاگونیست فیلم، نقش براندازانی را بازی میکنند که برای سهمخواهی در سالهای اولیه انقلاب، از راههای نفوذ و جاسوسی، قصد رسیدن به اهداف خود را دارند. اما نفوذ و جاسوسی در بالاترین ردههای امنیتی و نظامی، یکی از موضوعاتی است که فیلم آن را دستمایه روایت خود قرار میدهد. سوال مهمی که تا پایان فیلم بر بیننده پوشیده میماند و در بخشهایی از تیتراژ به آن پاسخ داده میشود. این شیوه روایتگری و پنهان کردن نقش و جایگاه کاراکتری که بیش از یک ساعت و نیم شخصیتهای فیلم درگیر یافتن آن هستند، نمیتواند به جذابیت روایت کمک کند. بلکه اتفاقا یکی از نقاط ضعف فیلم در روایت گری محسوب میشود. تلاش برای یافتن عناصر نفوذی با دستگیری نورالدین کیانوری و برخی از اعضای اصلی حزب توده در فیلم آغاز میشود. کدهایی برای شناسایی دیگر عناصر وجود دارد اما تا لحظه پایانی هیچ بهرهبرداری موثری از آن صورت نمیگیرد.
توجه به نقش و جایگاه حزب توده در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب؛ از موضوعات کمتر پرداخته شده در سینمای ایران است. صحبت در باره بزرگترین حزب سیاسی و موثرترین آن در طول تاریخ صد ساله اخیر ایران است. عدم توجه به نقش و جایگاه آن؛ تاملبرانگیز است. فیلمساز سعی دارد این خلأ محتوایی را در «لباس شخصی» پر کند. شمایل قاب گرفته کیانوری با گریم و بازی مجید جعفری، امیدواریها در مورد توجه و شناخت بیشتر این حزب را بالا میبرد. اما اولین ساخته ربیعی گامی فراتر از روایتی صرفا تاریخی نمیگذارد. فیلم با انبوهی از اطلاعات تاریخی، نمیتواند درامی تاریخی و جاسوسی بسازد.
ضمن اینکه قهرمان فیلم جان و توان لازم را در رویارویی با این حزب ریشهدار ندارد. مهدی نصرتی به عنوان نیروی اطلاعاتی که به شکلی پیگیرانه درگیر این پرونده جاسوسی میشود، از لحاظ فیزیک و بازی، توان درگیر شدن با سوژه را در ذهن مخاطب پیدا نمیکند. قهرمان وقتی جذابیت خود را حفظ میکند که در یک رویارویی دو جانبه و نسبتا برابر بتوان نبرد میان دو عنصر خیر و شر را در قالب درام فیلم به مخاطب باوراند. اما انتخاب بازیگر نامناسب و نوع برخورد او با سوژه مورد نظر، نمیتواند کشش لازم برای خلق اثری جاسوسی را در قالب درام تاریخی داشته باشد.
شاید بتوان نکته مثبت فیلم را ایجاد تلنگری برای خوانش تاریخ نه چندان دور ایران معاصر دانست. به دلیل اینکه فیلم نمیتواند از اطلاعات پژوهشی و آرشیوی خود در دل روایت داستانی فیلم بهره ببرد، نیاز مخاطب را به رفتن سراغ تاریخ حزب توده در سالهای ابتدایی انقلاب بیشتر میکند. این نکته در کنار ایجاد حس کنجکاوی، ناکارآمدی فیلم را برای نشان دادن روایتی تاریخی میرساند. چرا که در پایان نه تنها شناختی حداقلی از این حزب به مخاطب عرضه نمیشود، بلکه در نهایت تصویری مبهم و ناروشن از آنها ارائه میشود که به شناخت بیشتری منجر نخواهد شد. در کنار قهرمان ناکافی فیلم، ضد قهرمانها نیز حضور غایبی دارند. غیبت آنها در تصاویر و قاب های «لباس شخصی»، حضور آنها و تاثیرشان را در روایت به حداقل میرساند. در نهایت با تصویری بیش و کم مستندی روبرو هستیم که نه می تواند توقع فیلمی مستند را برآورده کند و نه درگیری دراماتیکی برای مخاطب در همدلی با قهرمان مبهم فیلم ایجاد کند.
پر واضح است که برای ساخت فیلمی تاریخی، پژوهش و تحقیق گسترده در مرحله نوشتن فیلمنامه از اصول اولیه است، اما در ساخت و اجرای سینمایی درامی ملهم از تاریخ و واقعیت، چیزی فراتر از پژوهش صرف نیاز است که به نظر میرسد فیلم ربیعی بیش از هر چیز از این مسئله دچار آسیب شده باشد.
خبرهای مرتبط
- سومین نمایشگاه صنعت موسیقی برگزار میشود/رونق کسبوکار پس از ۹ ماه — ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
- اکران خصوصی و آغاز پخش بینالمللی فیلم کوتاه «مهری» — ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
- ۷۷۱ اثر متقاضی حضور در بخش ملی جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان — ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
- رویداد موسیقی دفاع مقدس با همافزایی نهادهای فرهنگی برگزار میشود — ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
- تـرکیب ناهـمگون — ۹ شهریور ۱۴۰۵
- چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران در پردیس سینمایی ملت — ۷ شهریور ۱۴۰۵
- مبانی گرامری سریالهای وایرالی — ۲۵ مرداد ۱۴۰۵
🌝