از محاکمه در خیابان تا کلنل پسیان

در اکران «قرار» چه گذشت؟

از محاکمه در خیابان تا کلنل پسیان

۲۰ تیر ۱۴۰۵

در نخستین اکران «قرار» که به همت انجمن سینمای جوانان ایران با همکاری موسسه سینمایی بهمن سبز و پخش این موسسه صورت می‌گیرد، فیلم‌های کوتاه «تخطی» به کارگردانی میکائیل دیانی و تهیه‌کنندگی سیدمحمدهادی آقاجانی، «سرود کلنل» به کارگردانی سجاد مشتاق و تهیه‌کنندگی محمد طهان و «های‌کپی» ساخته محمدرحمتی و تهیه‌کنندگی سیدمحمدرضا همایی در سینماهای سراسر کشور اکران ‌شدند.

رویا سلیمی: «تخطی» داستان همان محاکمه در خیابانی است که بارها در سینما تجربه شده است. پلیسی که در چارچوب قوانین و مقرارت متعارف جای نمی‌گیرد و در این میان راه دومی را برای رسیدگی به جرائم هر روزه مجرمان پیدا می کند. راهی که فیلم سعی دارد تا دقایق پایانی آن را پنهان کند و مسیر روایت را بر انتخاب سومی پیش ببرد. انتخاب همدستی با مجرمان که در انتها غافلگیری خود را بر این پنهان کاری و عدم نمایش کل ماجرا بنا نهاده است. بازی خوب امین نوروزی در نقش پلیس سرکش و آرش فلاحت پیشه به عنوان خفت گیر، نقطه قوت «تخطی» محسوب می‌شود. فیملبرداری و حرکت نرم دوربین در تعقیب و گریزها بار هیجان فیلم را به خوبی بر عهده گرفته و لحن رئال فیلم بر شیوه کارگردانی منطبق است. فیلم با دو پلان کوتاه سعی دارد ابعاد کاراکتر پلیس را گسترش دهد. در نمایی که او را درگیر مشکلات اقتصادی نشان می دهد و در کنار آن شرایط عدم دریافت رشوه را با تاکید بر امکان استفاده از موقعیت رشوه به نمایش می‌گذارد. این گسترش در فیلم کوتاه نمی تواند به شناخت بیشتر کاراکتر منجر شود، بلکه تنها به موقعیتی برای فهماندن جایگاه پلیس در اتفاق پیش آمده تاکید می‌کند. تاکیدی که لزومی بر حضورش در فیلم نبود و هیچ لطمه‌ای به داستان اصلی وارد نمی‌کرد. چراکه در «تخطی» موقعیت و نوع کنش پلیس در مواجهه با پرونده‌های محوله موضوعیت دارد نه شناخت کاراکتر اصلی بیش از دایره موقعیت مطرح شده.

کدام کلنل!
«سرود کلنل» با الهام از داستان روزهای پایانی کلنل محمدتقی پسیان، فضایی سرد و مسموم را روایت می کند. فضایی که بر خیانت و سرنوشت محتوم کلنل منطبق است. در این میان سعی سربازی برای فرار از وضعیت پیش آمده، محوریت داستان می‌شود. سربازی که دستور دارد تا لحظه‌های پایانی زندگی خود و مافوقش، ساز بزند و سرود مرگ کلنل را بنوازد. فضاسازی فیلم اما نمی‌تواند سرنوشت کلنل را بازنمایی کند. اگر در کپشن ابتدایی فیلم نام پسیان را نبینیم، این کلنل هر کسی می تواند باشد. ربط مستقیم داستان فیلم با پسیان نه تنها عیان نیست بلکه هیچ نقطه تلاقی معناداری نیز با او برقرار نمی‌کند. طراحی صحنه، لباس و کاراکترهای عجیب و قاب‌های معوج، فضای وهم‌آلودی را در ناکجا آبادی دور از دسترس ترسیم می‌کند که حتی به ایرانی بودن آن نیز می‌توان تشکیک وارد کرد؛ اگر فاکتور فارسی صحبت کردن شخصیت‌ها را از قلم بیندازیم.

تخیل صرف
در خلاصه داستان «های‌کپی» نیز آمده است: «زهره پس از بازگشت از مهمانی، درگیر ماجرایی غیرمنتظره در زندگی دوستش می‌شود؛ ماجرایی که او را به تصمیمی بزرگ و پرچالش می‌کشاند.» ژانر تخیلی فیلم از جهان های موازی می‌آید. جایی که اشخاص نمونه‌های مختلفی از خود را در شرایط متفاوت عرضه می‌کنند تا در کنار جسم واقعی آنها، امور دیگر را رسیدگی کند. این ایده تخیلی، زمانی می‌تواند بر مخاطب تاثیر بگذارد و او را همراه قصه کند که بر منطقی داستانی استوار باشد. بی منطقی محض و تراشیدن بیش از پیش شرایط نامتعارف شخصیتی که کپی دیگری از خود را دارد، نمی تواند مخاطب را به دل قصه ببرد. نسخه دیگری از خود که بخشی از دنیای دوست نداشتنی شخصیت‌ها را زندگی می‌کند؛ هر چند تخیلی و خیالی، اما باید در بستر جهان تخیلی خود مبناهای منطقی خود را چیده باشد. صرف بیان چند دیالوگ و رسیدن به نقطه نهایی نمی‌تواند داستان فیلم را بر رویدادهای خیالی منطبق کرد. در نهایت اینکه موقعیت تخیلی «های کپی» حتی در قالب فیلمی کوتاه نیز به نتیجه نرسیده است.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز