تو اینجایی

تو اینجایی

۵ تیر ۱۴۰۵

گاهی اوقات برای پیدا کردن راهت باید گم شوی... کتاب تو اینجایی نوشته‌ دیوید نیکولز، پرفروش‌ترین کتاب ساندی تایمز و از آثار تحسین‌شده‌ سال، عاشقانه‌ای لطیف و شوخ‌طبعانه از همراهی دو غریبه را روایت می‌کند؛ مایکل و مارنی، زن و مردی زخم‌خورده از شکست‌های عاطفی، به شکل اتفاقی در دل چشم‌اندازهای باشکوه انگلستان هم‌قدم می‌شوند و این هم‌قدمی آغازگر تحولی تازه در زندگی هر دو است.

به گزارش پیام آشنا، دیوید نیکولز (David Nicholls) در کتاب تو اینجایی (You Are Here)، بیش از هر چیز به تنهایی انسان معاصر می‌پردازد؛ نوعی از تنهایی که نه از نبود دیگران، بلکه از فرسودگی درونی و شکست‌های پنهان شکل گرفته است. اما خیال نکنید قرار است یک اثر فلسفی سنگین بخوانید؛ این رمان، یک داستان عاشقانه‌ی سرزنده و پر از لحظه‌های بامزه و دلنشین است. چون وقتی دو غریبه در یک پیاده‌روی طولانی کنار هم قدم می‌زنند، حرف‌های زیادی برای گفتن پیدا می‌شود؛ حرف‌هایی که گاهی خنده‌دارند، گاهی تلخ، و اغلب غیرمنتظره.
و اما یافتن عشق در مسیر پیاده‌روی! چه چیزی از این دلنشین‌تر؟ همان‌طور که گفتیم، مرد و زن کتاب تو اینجایی دیوید نیکولز به شکل اتفاقی در چشم‌اندازهای باشکوه انگلستان یکدیگر را می‌یابند و با هم هم‌قدم می‌شوند. در طول راه، گفتگوهای ساده میان این دو شخصیت، به تدریج به ابزاری برای شناخت، تغییر و آشتی با گذشته تبدیل می‌شود.
مارنی در نقطه‌ای از زندگی ایستاده که ترس و انزوا بر او غلبه کرده. شکست عاطفی او را به درون خودش رانده و آپارتمانش تبدیل به پناهگاه و زندان هم‌زمان شده. مایکل از آن طرف واکنشش کاملاً برعکس است. او نمی‌تواند در خانه بماند، نمی‌تواند با سکوت کنار بیاید.
دیوید نیکولز دو شخصیت رمانش را طوری کنار هم قرار می‌دهد که خواننده بفهمد آن‌ها در ظاهر متفاوت‌اند، اما در عمق از یک جنس‌اند. هر دو طلاق گرفته‌اند. هر دو از گذشته می‌ترسند و هر دو نمی‌دانند چطور دوباره شروع کنند. این اشتراک پنهان همان جایی است که پیوندشان شکل می‌گیرد. عنوان کتاب تو اینجایی تعبیری زیبا از همین لحظه‌ی مواجهه است؛ لحظه‌ای که دو انسان گم‌شده، نه در گذشته و نه در آینده، بلکه در اینجا و اکنون یکدیگر را پیدا می‌کنند.

تو اینجایی؛ عاشقانه‌‌ای آرام در جاده‌های روستایی انگلستان
تعبیر «اینجا بودن» در ادامه‌ی رمان معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. برای مارنی، اینجا یعنی بیرون آمدن از چهاردیواری امن اما خفه‌کننده‌ی خانه‌اش و قدم گذاشتن در جهانی که از آن می‌ترسد. برای مایکل، اینجا یعنی دیگر فرار نکردن و روبه‌رو شدن با احساساتی که مدت‌ها است از آن‌ها گریخته. با خرید کتاب تو اینجایی و مطالعه‌ی بی‌وقفه‌ی آن، این همراهی را قدم به قدم با آن‌ها تجربه کنید؛ سفری آرام، انسانی و پر از لحظه‌های کوچک اما تأثیرگذار.
از ابتدا بدانید که این یک پیاده‌روی معمولی نخواهد بود. مناظر فراوانی خواهید دید، چند مجرد، یک زوج متأهل، یک نوجوان و البته آب و هوایی که مدام در حال تغییر است. باید انتظار گل و لای فراوانی را داشته باشید؛ اما مگر نه این‌که همین‌ها ماجرا را جذاب می‌کند؟ جدی‌تر اگر بگوییم، ما در دستان دیوید نیکلز هستیم. نویسنده‌‌ی کتاب پرفروش «یک روز»! و اگر آن را خوانده باشید یا حتی فیلمش را دیده باشید، می‌دانید که این نویسنده چطور خواننده را کاملاً درگیر نگه می‌دارد.
دانلود کتاب تو اینجایی انتشارات کتابراه به تمامی دوست‌داران رمان‌های احساسی، طنزآمیز، شخصیت‌محور و روان‌شناختی پیشنهاد می‌شود. در این رمان، عشق نه با نگاه اول شکل می‌گیرد و نه با صحنه‌های پرزرق و برق؛ عشق از دل همراهی می‌جوشد. از دل شنیدن و شنیده شدن. از دل قدم‌هایی که کنار هم برداشته می‌شوند. ترجمه‌ی روان فرامرز رضایی، لحن گرم و انسانی دیوید نیکولز را به خوبی منتقل کرده و باعث می‌شود خواننده بدون مکث، همراه با مایکل و مارنی در مسیرهای بارانی و گل‌آلود انگلستان قدم بزند.

جوایز و افتخارات کتاب تو اینجایی
• یکی از ۱۸ رمان برتر سال به انتخاب ساندی تایمز
• کتاب منتخب ویراستاران آمازون در سال ۲۰۲۴
• یکی از رمان‌هایی که باید خواند از نگاه The Independent Today
• یکی از کتاب‌هایی که بیش از همه دنبالشان هستیم، از نگاه Good Housekeeping
• بهترین کتاب سال ۲۰۲۴ از نگاه مجله‌ی GQ بریتانیا
• از بهترین رمان‌هایی که باید خواند از نگاه Harper’s Bazaar بریتانیا
• بهترین رمان از نگاه Daily Record
• کتاب منتخب سال در گاردین، آبزرور، ایندیپندنت و…

نکوداشت‌های کتاب تو اینجایی
• کتابی بامزه و فرح‌بخش درباره‌ی امید و فرصت‌های دوباره. (Real Simple)
• ترکیبی از کتاب «بازمانده‌ی روز» از کازوئو ایشی‌گورو و فیلم «سفر» از مایکل وینترباتم! کتاب تو اینجایی یک پیروزی است. هدیه‌ای واقعی در قالب یک رمان و سزاوار آن است که درست کنار کتاب «یک روز» از دیوید نیکولز، در فهرست پرفروش‌ها قرار بگیرد. (ساندی تایمز لندن)
• تو اینجایی، دلنشین‌ترین، گرم‌ترین و اعتیادآورترین رمان دیوید نیکلز تا امروز است. اثری کاملاً بی‌نقص! (کلر چمبرز، نویسنده)
• دیوید نیکلولز شاعر رمان‌های عاشقانه‌ی معاصر است و این بهترین اثرش تا امروز است. (جان نیون، نویسنده)
• با توجه به گفتگوهای بامزه و توصیف‌های خیره‌کننده از طبیعت، اصلاً سخت نیست که این رمان را در قالب یک اقتباس سینمایی دیگر از دیوید نیکولز تصور کنیم؛ درست مانند کتاب «یک روز»، داستانی عاشقانه، قابل درک و واقع‌گرایانه که می‌تواند اندوه باقی‌مانده از دوران همه‌گیری کرونا را بشوید و ببرد. (Kirkus Reviews)

کتاب تو اینجایی برای شما مناسب است اگر
• به داستان‌های عاشقانه و احساسی علاقه‌مند هستید.
• از روایت‌های واقع‌گرایانه و شخصیت‌محور لذت می‌برید.
• از روایت‌های روانشناختی با چاشنی طنز و لحظات بامزه خوشتان می‌آید.
• از مخاطبان ادبیات انگلستان هستید؛ به ویژه رمان‌هایی که در آن‌ها فضای روستایی و طبیعت مه‌آلود انگلستان به زیبایی تصویر شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم
آن نگاهی را که به او انداخته بود، می‌شناخت؛ همان نگاهی که پسرها موقع انتخاب تیم‌ها در کلاس ورزش به آدم می‌اندازند: «آهان، فهمیدم… انتخابت کردم.» مارنی در دل گفت: «بدشانسی آوردی آقای پلیور زمخت!» به مسیر دلخواهش، یعنی جادۀ آسفالت، بازگشته بودند، مسیری که می‌شد با تاکسی مشکی‌رنگی در آن راند و برای راه رفتن دو نفر شانه‌به‌شانۀ هم کافی بود. بنابراین با یکدیگر هم‌قدم شده بودند و، برای این‌که در هیاهوی باران شنیده شوند، صدای خود را بالا بردند.
«بگو ببینم، آب‌وهوا به کنار، تا اینجای سفر چطور بوده؟»
«خیلی خوب بوده.» این را که گفت، از ادامۀ صحبت بازماند. دربارۀ طبیعت حرفی برای گفتن نداشت و پیش‌فرض ذهنی او از مناظر آنجا با مستندها و فیلم‌های حیات‌وحش گره می‌خورد. به‌این‌ترتیب، مه معلق بر دریاچۀ سیه‌فام او را به یاد شاه آرتور و شمشیر اِکسکالیبر انداخت و رودخانۀ بزرگ و متلاطم سمت راستش صحنۀ پرتاب ماهی‌های آزاد به هوا به دست خرس‌های گریزلی را در خاطرش زنده کرد.
مایکل به معرفی محیط پیرامون مشغول شد: «رودخونۀ لیزا.»
«لیزا! یه دوست به اسم لیزا داشتم. به نظرم بهتره برای بیشتر رودخونه‌ها اسم‌های عادی‌تری انتخاب کنن؛ مثلاً اسم بچه‌هایی که توی مدرسه باهاشون بودم. رودخونۀ کلِر، رودخونۀ مارتین فلِچر، رودخونۀ نیل که توی مصره.» داشت وراجی می‌کرد. وراجی نکن! «رودخونۀ عظیم جِما بوستوک که به دریا می‌ریزه… .»
«این‌یکی به دریا نمی‌ریزه. همین‌جا به دریاچه ختم می‌شه».

 

 

 

 

 

 

 

خبرهای مرتبط

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز