دیپلماسی اقتدار ایران؛ فروپاشی الگوی تحمیلی آمریکا

پیام آشنا گزارش می دهد

دیپلماسی اقتدار ایران؛ فروپاشی الگوی تحمیلی آمریکا

۲۳ فروردین ۱۴۰۵

اختصاصی پیام آشنا- مذاکرات فشرده ایران و آمریکا در اسلام‌آباد، 23 فروردین ماه پس از حدود ۲۴ ساعت گفت‌وگوی بی‌وقفه بدون دستیابی به توافق پایان یافت؛ رخدادی که اگرچه در ظاهر یک توقف دیپلماتیک است، اما در سطحی عمیق‌تر از شکاف میان واقعیت‌های جدید قدرت در منطقه و تداوم رویکرد تحمیلی واشنگتن حکایت دارد.

چرا توافق شکل نگرفت؟

ماراتن مذاکراتی که در پایتخت پاکستان آغاز شده بود، سرانجام بامداد دیروز بدون دستیابی به چارچوب مشخصی برای توافق به پایان رسید. گفت‌وگوهایی که با میانجی‌گری پاکستان و در سطحی کم‌سابقه میان دو طرف برگزار شد، اگرچه در برخی حوزه‌ها به پیشرفت‌هایی انجامید، اما در موضوعات کلیدی با اختلافات جدی مواجه باقی ماند.

در همین چارچوب، اظهارات محمدباقر قالیباف مبنی بر اینکه «طرف مقابل نتوانست اعتماد ایران را جلب کند»، به‌نوعی جمع‌بندی موضع رسمی تهران از این دور مذاکرات تلقی می‌شود؛ موضعی که نشان می‌دهد مسئله اصلی، نه اصل مذاکره، بلکه کیفیت و نتیجه آن است.

 

دیپلماسی بر بستر قدرت؛ تغییر زمین بازی

این دور از مذاکرات در شرایطی برگزار شد که پیش‌زمینه آن، تحولات میدانی هفته‌های اخیر و پایان یک دوره تقابل مستقیم بود. همین عامل باعث شد جمهوری اسلامی ایران با رویکردی متفاوت وارد گفت‌وگو شود؛ رویکردی که دیپلماسی را در امتداد قدرت تعریف می‌کند.

در این چارچوب، حضور ایران در مذاکرات نه از موضع فشار، بلکه با هدف تثبیت دستاوردها و تبدیل آن به نتیجه سیاسی صورت گرفت. موضوعی که به‌روشنی نشان می‌دهد زمین بازی نسبت به گذشته تغییر کرده است.

 

اختلاف بر سر «توافق متوازن»

بررسی روند مذاکرات نشان می‌دهد که اختلافات اصلی، بیش از آنکه فنی باشد، ماهیتی راهبردی دارد. ایران بر ضرورت دستیابی به توافقی متوازن، همراه با رفع واقعی تحریم‌ها و تضمین حقوق خود تأکید دارد، در حالی که طرف آمریکایی همچنان تلاش می‌کند با حفظ چارچوب‌های فشار، شروط مورد نظر خود را پیش ببرد.

همین شکاف در تعریف «توافق قابل قبول»، مهم‌ترین عامل عدم دستیابی به نتیجه در این دور از گفت‌وگوها ارزیابی می‌شود.

 

واشنگتن و تکرار یک مسیر آشنا

اظهارات مقامات آمریکایی درباره ارائه «پیشنهاد نهایی» نیز نشان می‌دهد که این کشور همچنان در چارچوب رویکردهای گذشته حرکت می‌کند؛ رویکردی مبتنی بر تعیین خطوط قرمز یک‌جانبه و انتظار برای پذیرش آن از سوی طرف مقابل.

این در حالی است که تجربه سال‌های گذشته نشان داده چنین الگویی، نه‌تنها به توافق پایدار منجر نمی‌شود، بلکه در بسیاری موارد، روند مذاکرات را با بن‌بست مواجه می‌کند.

 

دست برتر ایران؛ پیوند میدان و دیپلماسی

در نگاه مقامات ایرانی، موقعیت کنونی کشور حاصل مجموعه‌ای از مؤلفه‌های قدرت است که صرفاً به حوزه نظامی محدود نمی‌شود، بلکه ترکیبی از توان بازدارندگی، عمق ژئوپلیتیک و تجربه انباشته در مواجهه با بحران‌ها را دربرمی‌گیرد. این مؤلفه‌ها در کنار هم، جایگاهی ایجاد کرده‌اند که در آن، ایران نه در موضع انفعال، بلکه در موقعیت اثرگذاری بر معادلات و شکل‌دهی به روندها قرار دارد.

در چنین چارچوبی، ورود به مذاکرات و حتی پذیرش آتش‌بس، نه به‌عنوان تغییر در اصول، بلکه به‌عنوان بخشی از یک راهبرد فعال قابل تحلیل است؛ راهبردی که هدف آن مدیریت سطح تقابل و انتقال هوشمندانه آن از میدان نظامی به عرصه دیپلماسی است، بدون آنکه از ظرفیت‌های بازدارنده یا خطوط اصلی سیاستی عقب‌نشینی شود.

این رویکرد در عمل نشان می‌دهد که دیپلماسی برای ایران، ادامه همان منطق قدرت در میدان است، نه جایگزین آن؛ و دقیقاً از همین‌جا مفهوم «دست برتر» در سطح تصمیم‌گیری و مذاکره معنا پیدا می‌کند.

 

گام بعدی؛ تصمیم در واشنگتن

با پایان این دور از مذاکرات، نگاه‌ها به تصمیمات آینده آمریکا دوخته شده است. اینکه واشنگتن تا چه اندازه حاضر است در رویکرد خود بازنگری کند و به سمت پذیرش یک توافق متوازن حرکت کند، عامل تعیین‌کننده در ادامه مسیر خواهد بود.

مذاکرات اسلام‌آبادبا یک پیام مشخص به پایان رسید؛ شرایط برای توافق تغییر کرده است.

در وضعیتی که ایران با اتکا به «دیپلماسی اقتدار» وارد گفت‌وگو شده، دیگر امکان پیشبرد توافق بر پایه فشار و تحمیل وجود ندارد. از این رو، عدم دستیابی به توافق را باید نشانه‌ای از یک واقعیت دانست، تا زمانی که این تغییر از سوی آمریکا پذیرفته نشود، مسیر مذاکرات همچنان با چالش مواجه خواهد بود.

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز