وضعیت تراژیک فیلم‌های کمدی ایران

نگاهی به فیلم «آنتیک»

وضعیت تراژیک فیلم‌های کمدی ایران

۱۳ خرداد ۱۴۰۵

شرایط فیلم‌های کمدی در سینمای ایران هر سال تراژیک‌تر می‌شود. کمدی‌هایی که از الگوی امتحان پس داده و موفق دیگر آثار استفاده می‌کند. اما از آنجا که کارگردان بدون ایده و طرحی برای کمدی خود دست به ساخت فیلم می‌زند، معمولا تلاشش برای شبیه سازی فیلم خود به نمونه موفق سابق نتیجه عکس می‌دهد.

رویا سلیمی: فیلمی که با همان عناصر و ایده‌های اولیه فیلم‌هایی مانند «نهنگ عنبر» سامان مقدم ساخته می‌شود اما الگوی صرف این فیلم‌ها که نوستالژی و فضاسازی دهه پنجاه را محور روایت خود قرار می‌دهند، تنها عامل موفقیت آنها نبوده است. ناگفته نماند که »آنتیک» از پس همین فضاسازی و طراحی صحنه و لباس دهه پنجاهی نیز بهره‌ای نبرده است. کارگردانی در تولید فضا به حدی سردرستی است که توجه به نکات مربوط به آن را باید برای فیلم‌های جدی‌تر موکول کرد. فضای متضاد میان انقلابی در حال وقوع و چند شخصیت شبه بزهکاری که در دل این موقعیت می‌خواهند از آب کره بگیرند؛ تم اصلی فیلم را تشکیل می‌دهد. هادی ناییجی نه تنها کمدی نساخته و موقعیت‌های متضاد میان دو طیف حاضر در سالهای انقلاب را به خوبی ترسیم نکرده است، بلکه خواسته یا ناخواسته به مفاهیمی مانند توسل، نذر، زیارت و عزاداری توهین‌های آشکاری کرده است. فیلم سعی دارد ریاکارانی که با تغییر فضای کلی جامعه خود را همر نگ انقلاب کنند، موقعیت‌های خنده‌دار خود را بچیند، اما عملا مردمی را به تمسخر می‌گیرد که با دست بر دعا و نگاه به آسمان، خود از از ناسوت به لاهوت رسانده و ابراز بندگی و خاکساری خود را به درگاه خداوند و اٌمه اطهار همه روزه آشکار می‌کنند. دعا کردن و توسل نه تنها امری سطحی و خرافی بلکه مغز و شالوده اصلی عبادت است که متاسفانه در این فیلم به تمامی زیر عنوان خرافه قرار می‌گیرد. نکته جالب حضور فیلم در جشنواره به عنوان یکی از آثار ویترینی سینمای ایران است و در سبد تماشای آثار شاخص سینمای ایران قرار می‌گیرد.
نکته قابل تامل آنکه حتی موقعیت تضاد میان دو نیروی انقلابی و مخالف و خلافکار در فیلم موقعیتی فرعی شده و در ادامه تلاش برای بهره گیری از اعتقادات مردم پاک و اهالی روستا، موقعیت کمدی فیلم را پیش می‌برد. موقعیتی که با بازی تکراری و صد بار دیده شده پژمان جمشیدی نه تنها خنده دار نیست بلکه باعث تعجب و گاه انزجار مخاطبی می‌شود که پیوندی وثیق با مفاهیم اعتقادی و عبادی دارد.
سطح برداشت و سواد سازندگان فیلم در نسبت با مفاهیم اعتقادی به حدی نازل است که شاید ساخت چنینی فیلمی آنها را متوجه توهین اشکار نسبت به مفهوم زیارت و دعا و توسل نکند. اما وزارت فخیمه ارشاد اسلامی در این میان حلقه اتصالی است که می‌توانست این اثر را حداقل در قالب آثار مطرح شده در جشنواره دولتی فیلم فجر جای نداده و قبل از ساخت آن نگاهی به فیلمنامه داشته باشد.
در این میان سرنوشت شخصیت‌ها نیز در پایان‌بندی هیچ منطق قابل استواری ندارد. نوع تحول شخصیت پژمان جمشیدی نیز شبیه شوخی‌ها و توهین‌هایی است که به این مفاهیم می‌شود. به قدری سطحی و مبتذل که این تحول نه تنها در دل قصه نمی‌نشیند بلکه تبدیل به دست انداختن و تمسخر دیگری می‌شود که باور مخاطب را نشانه گرفته و او را در مواجهه با مفاهیم مطرح شده بلاتکلیف می‌گذارد. در این میان این تحول نه ناشی از اتفاقی درونی بلکه با عشقی زمینی به دختر یکی از اهالی روستا رقم می خورد که باز در کلیشه‌ای ترین شکل ممکن رخ می‌دهد و تنها مجوزی می‌شود برای پروانه ساخت و نمایش که عوامل فیلم آن را به عنوان فردی توبه کار و پشیمان به اهالی وزارت ارشاد و البته مردم جا بزنند. سازندگان با اعتقاد مردم همان کاری را می‌کنند که بازیگران در فیلم با عتیقه‌های دوران ساسانی انجام می‌دهد. چیزی با ارزش و بسیار قیمتی را با دروغ و تمسخر روی پرده سینمای ایران به خورد مخاطب می‌دهند و تنها جایگاه و ارزش این مفاهیم را چندین پله پایین می‌آورند.

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز