نگاهی به برخی آثار چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر
التهاب، از زندان تا حاشیه
۲۰ بهمن ۱۴۰۴فیلم "زنده شور" به کارگردانی کاظم دانشی یکی از آثار بحث برانگیز این دوره از جشنواره است. فیلمی پر بازیگر که در فضای ملتهب زندان و در ساعات پایانی ۵ زندانی اعدامی میگذرد. التهاب فضای ملتهب پلانها که کلیت اثر را تشکیل میدهد، فشار احساسی خارج از عرف را بر مخاطب تحمیل میکند. این فشار حاکم بر فیلم نقطه ثقل "زنده شور" است. امیر جعفری در نقش زندانی بیگناهی در نیمه نخست فیلم اعدام میشود، تا روند اعدام ۴ زندانی دیگر را تحت تاثیر قرار دهد. زند با بازی بهرام افشاری قهرمانی است که سالها پس از اعدام ناحق متهمی دیگر او را آسیب پذیر کرده است. این آسیب پذیری کنش قهرمانی کاراکتر اصلی را میسازد. این کنش التهاب بالای فیلم را تا انتها حفظ میکند. التهابی که عصب مخاطب را از کار میاندازد و در تمام طول فیلم حائز اهمیت است. کار دوم کاظم دانشی مملو از پلانهایی پر اشک و آه از التماس و خواهش خانوادههای زندانیانی است که آخرین تلاشهای خود را برای نجات جان اعدامی خود امتحان میکنند. این پروسه رضایت گرفتن از خانواده مقتول به قدری کلیت اثر را میسازد که در ادامه به بی حسی منجر میشود.
تا اینکه قهرمان فیلم دست به عملی غیر متعارف میزند و تلاش او برای نجات زندانیان فضای ملتهب فیلم را چند برابر میکند. عمل قهرمانانه او اما به نظر میرسد راهی است برای جبران اشتباهی که او چند سال پیش مرتکب شده است. این جبران به عنوان فعلی قهرمانانه چنان بی منطق پیش می رود که از میانه فیلم همراهی مخاطب با کاراکترها قطع میشود. نه میتوان فعل قهرمانی او را پذیرفت و نه موقعیت تنش زایی که به واسطه این جبران به وجود میآید.
فیلم سعی دارد در تک دیالوگی تفاوت اعدام و قصاص را توضیح دهد. قصاصی که هر چند طبق قوانین قضایی کاملا مشروع است اما گویا عدم بخشش خانواده مقتول را در موقعیت منفی میان کاراکترها قرار میدهد. این در حالی است که در ادامه مشخص میشود افرادی که برای حکم قصاص آمدهاند، بی گناه نبوده و با تصمیم و خواست خود دست به قتل زدهاند. موضع منفی فیلم نسبت به اجرای حکم قصاص نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه در نهایت به نقض خود نیز تبدیل میشود.
فیلم”حاشیه”
جبر جغرافیایی
فیلم “حاشیه” ساخته محمد علیزاده مقدم از فیلم اولیهای این دوره از جشنواره چهل و چهارم است. فیلمی با محوریت آسیبهای اجتماعی که نقطه ثقل این آسیبها جبر جغرافیایی حواشی شهر است. اعتیاد، آدم ربایی، قاچاق مواد مخدر، سرقت و مهم تر از همه فقری حاکم بر فیلم که مجموعه آسیبهای اجتماعی را ذیل خود ایجاد و تعریف کرده است. نگاه منفی و تک بعدی اثر به طبقه محروم جامعه تاسف برانگیز است. جامعه بازنمایی شده در “حاشیه” هیچ نقطه روشن و مثبتی را در خود جای نمیدهد. در مواجهه با کاراکترهای مختلف فیلم که در این محلههای حاشیه شهر زندگی می کنند، رگههایی از انسانیت دیده نمیشود. این نگاه کلیشهای و عام به طبقه محروم جامعه نه تنها نشانههایی از واقعیت در خود ندارد بلکه توهینی نادرست به طبقهای است که گناه آنها فقر و عدم برخورداری از جایگاه اجتماعی بالاتر است. در کنار این ضعف کلی، روند اتفاقات فیلم به نحوی مهندسی شده که رد پای کارگردان و چینش مصنوعی آن فیلم را از همراهی مخاطب باز میدارد.
نکته دیگر اینکه کنشهای شخصی و نامعمول شخصیتهایی مانند محسن با بازی هادی کاظمی و مهدی با بازی مهران احمدی است که فیلم را به کمدی ناخواسته پیش میبرد. کمدی ناخواستهای که قرار است ملودرام باشد اما نتوانسته از عهده ژانری که در چارچوب آن قصه پیش میبرد، باقی بماند.
رویا سلیمی
خبرهای مرتبط
- چند نفر در روزهای جنگ به سینما رفتند؟ — ۶ فروردین ۱۴۰۵
- فیلم پژمان جمشیدی به نوروز میرسد؟ — ۹ اسفند ۱۴۰۴
- فراخوان بخش تجلی اراده ملی جشنواره فیلم فجر منتشر شد — ۱۷ دی ۱۴۰۴
- اسامی فیلمهای جشنواره فیلم فجر بهزودی اعلام میشود — ۱۶ دی ۱۴۰۴
- از کرخه تا تیمز — ۲۶ آذر ۱۴۰۴
- تحلیل رهبر انقلاب از یاوهگوییهای رئیسجمهور آمریکا در فلسطین اشغالی — ۲۸ مهر ۱۴۰۴