گشایش درِ نیمه‌بسته دیپلماسی در مسقط

پیام آشنا گزارش می دهد

گشایش درِ نیمه‌بسته دیپلماسی در مسقط

۱۷ بهمن ۱۴۰۴

جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ یکی از مهم‌ترین روزهای دیپلماسی معاصر جمهوری اسلامی ایران در برابر ایالات متحده آمریکا بود. پس از ماه‌ها تنش، تهدید و سکوت دیپلماتیک، نمایندگان دو کشور با میانجیگری عمانی‌ها در مسقط گرد هم آمدند تا پرونده‌ای را باز کنند که سال‌هاست یکی از چالش‌های کلان سیاست خارجی منطقه و جهان محسوب می‌شود.

این دور از مذاکرات، بیش از هر چیز نشان‌دهنده تلاش دو طرف برای یافتن راهی میان فشار و دیپلماسی است؛ جایی که تهران و واشنگتن هر دو به دنبال بهبود وضعیت‌اند اما رویکردها، اهداف و خطوط قرمزشان هنوز فاصله قابل توجهی دارد.

به ظاهر موضوع بر روی برنامه هسته‌ای ایران متمرکز بود. تهران بر حق قانونی خود برای ادامه فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای تاکید دارد و صراحتاً اعلام کرده که پرونده هسته‌ای باید در چارچوبی مشخص و تنها به موضوع هسته‌ای محدود شود، نه به دیگر مسائل امنیتی یا موشکی. این رویکرد تهران را از آغاز تاکنون ثابت نشان می‌دهد؛ اصرار بر این اصل، واکنشی به تجربه‌های گذشته دیپلماسی با آمریکا است که در آن هر‌ بار توسعه مذاکرات به موضوعات فرعی‌تر، نتیجه اصلی را پیچیده‌تر کرده است.

اما در طرف مقابل، آمریکایی‌ها تلاش دارند که دامنه گفتگوها را از هسته‌ای فراتر ببرند و مواردی چون برنامه موشکی ایران و نقش آن در تنش‌های منطقه‌ای را نیز مطرح کنند. این نگاه واشنگتن، آشکارا نشان‌دهنده دغدغه‌ای است که نه تنها به نگرانی‌های امنیتی بازمی‌گردد، بلکه بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای محدود کردن توان‌های نظامی و منطقه‌ای ایران را نمایان می‌کند.

 

دیپلماسی میان فشار و تهدید

نکته قابل توجه در مذاکرات روز گذشته، همزمانی دیپلماسی رسمی با نشانه‌های آشکار قدرت بود. همزمانی مذاکرات با تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، از نگاه برخی تحلیلگران این پیام را می‌داد که واشنگتن مذاکرات را نه به عنوان یک روند صرفاً دیپلماتیک، بلکه در زیربنای آن به مثابه ابزاری در برابر فشار نظامی می‌بیند. چنین رخدادی شاید نشان دهد که آمریکا تمایلی ندارد کاملاً از ابزار نظامی و تهدید در کنار مسیر گفت‌وگو صرف نظر کند؛ ترکیبی که تحلیلگران آن را تلاش واشنگتن برای ایجاد «مزیت اهرمی» در میز مذاکرات ارزیابی می‌کنند.

در همین حال، ایران با تاکید بر دیپلماسی هوشمند و اتحاد میان دستگاه‌های سیاست خارجی و دفاعی، تلاش کرد این پیام را منتقل کند که رویکرد تهران نه تسلیم فشار است و نه انفعال. تحلیل‌های داخلی نیز به این نکته اشاره دارد که تهران دیپلماسی را وسیله‌ای برای تقویت منافع ملی می‌داند و نه ابزاری برای تسلیم شدن زیر بار شروطی که مغایر با خطوط قرمز آن باشد.

 

فضای مذاکرات و معنای آن برای آینده

فضای عمومی مذاکرات جمعه از نظر رسمی، جدی، نسبتا حرفه‌ای و بدون تنش شدید لفظی توصیف می‌شود، اما تحلیل دقیق‌تری که از پشت پرده جریان دارد، حکایت از آن دارد که اختلافات عمیق‌تر از ظاهر مذاکرات است. در برخی تحلیل‌های خارجی نیز مطرح شده است که تنها آنچه در داخل اتاق مذاکره می‌گذرد اهمیت دارد و همه اظهارنظرهای بیرونی، به منزله «بازی رسانه‌ای» است که می‌تواند سطح انتظارات را مدیریت کند اما نمی‌تواند تحولات واقعی را تعیین کند.

این نگاه نشان می‌دهد که حتی اگر در مذاکرات پیشرفتی صورت گیرد، هرگونه دستاورد نیازمند توافق فنی و حقوقی گسترده است، روندی که می‌تواند ماه‌ها به طول بیانجامد. امکان شکل‌گیری چارچوب‌های اولیه برای کاهش تنش وجود دارد، اما توافق کلی که تمام موضوعات کلان را حل کند، هنوز دور از دسترس به نظر می‌رسد.

در این دور، دو «چالش بیرونی» نیز بر مذاکرات سایه افکند؛ یکی مشکل عدم اعتماد تاریخی میان تهران و واشنگتن که به تجربه‌های تلخ گذشته باز می‌گردد، و دیگری تضاد منافع منطقه‌ای که در آن بازیگران دیگری نیز نقش‌آفرینی می‌کنند و در نهایت می‌تواند بر سرنوشت مذاکرات تاثیر بگذارد.

 

دیپلماسی یا بزنگاه تاریخی؟

رویکرد ایران در این مذاکرات، نمایانگر تلاش برای به‌کارگیری دیپلماسی فعال در برابر فشارهای تحریمی، سیاسی و امنیتی است. تجربه برجام و پس‌لرزه‌های آن در حافظه دیپلماسی ایران نقش بسته است و این بار نیز تهران با احتیاط و محاسبه گام برمی‌دارد. از سوی دیگر، آمریکا تلاش دارد با حفظ رویکرد فشار، موضوعات فراتر از پرونده هسته‌ای را در میز گفتگو وارد کند تا از این طریق دست بالاتری در مذاکرات داشته باشد.

اهمیت این مذاکرات در این است که، حتی اگر توافقی حاصل نشود، خود روند گفت‌وگوها می‌تواند به کاهش تنش موقت در منطقه کمک کند و مسیری برای تعاملات بعدی باز کند. تحلیلگران معتقدند که آینده این مذاکرات نه با یک دیدار واحد، بلکه با مجموعه‌ای از گام‌های پی‌درپی تعیین خواهد شد.

 

شروعی محتاطانه پس از یک دوره تنش

در پایان گفت‌وگوهای فشرده روز جمعه، وزیر امور خارجه کشورمان از این دور مذاکرات به عنوان «شروعی خوب» یاد کرد؛ توصیفی که بیش از آنکه نشانه گشایش فوری باشد، بیانگر باز شدن دوباره مسیر گفت‌وگو پس از دوره‌ای از تنش، بی‌اعتمادی و توقف دیپلماتیک است. به گفته سیدعباس عراقچی، جلسات از صبح تا عصر ادامه داشت و در این مدت دیدگاه‌ها و مواضع دو طرف پس از مدتی طولانی، به‌طور غیرمستقیم منتقل شد؛ موضوعی که خود نشانه‌ای از خروج مذاکرات از وضعیت سکون و بازگشت به مسیر تعامل است.

با این حال، آنچه در سخنان وزیر امور خارجه برجسته بود، تأکید بر ماهیت مشورتی مرحله فعلی است. قرار بر این شده است که هیأت‌ها برای رایزنی و جمع‌بندی به پایتخت‌ها بازگردند؛ مرحله‌ای که معمولاً نشان می‌دهد گفت‌وگوها وارد فاز تصمیم‌سازی سیاسی شده، جایی که ملاحظات راهبردی، امنیتی و اقتصادی هر کشور در سطحی بالاتر بررسی می‌شود. در عین حال، توافق بر سر «اصل ادامه مذاکرات» نشان می‌دهد کانال دیپلماسی باز مانده و اراده‌ای برای قطع روند گفت‌وگو وجود ندارد.

اشاره عراقچی به «بی‌اعتمادی» به‌عنوان چالش اصلی نیز تصویری واقع‌بینانه از فضای حاکم ارائه می‌دهد. به‌نظر می‌رسد این دور از مذاکرات بیش از آنکه صحنه توافق نهایی باشد، مرحله بازسازی اعتماد حداقلی برای ادامه مسیر است؛ مسیری که اگرچه دشوار و زمان‌بر توصیف می‌شود، اما نفس تداوم آن می‌تواند از بازگشت کامل به چرخه تنش جلوگیری کند. به این ترتیب، نشست ۱۷ بهمن را می‌توان آغاز دوباره گفت‌وگو در فضایی محتاطانه دانست؛ نه پایان اختلافات، بلکه باز شدن دری که ماه‌ها نیمه‌بسته مانده بود.

باهره حیدری

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز