جاده‌ای در میانه مرگ و فقر

نگاهی به فیلم «اسکورت»

جاده‌ای در میانه مرگ و فقر

۱۲ آبان ۱۴۰۵

فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا را شاید بتوان یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره فیلم فجر امسال دانست. درامی جاده‌ای که سینما را بار دیگر روی پرده زنده می‌کند. لحظات پر کشش و تعقیب و گریز تماشایی، اکشن سرپا و پر شور و بازی بی‌نقص امیر جدیدی در نقش سربازی سرکش، نوید تولد سینماگرانی را می‌دهد که با ظرفیت‌های متعدد سینما و قابلیت‌های متنوع و متفاوتش، جهان تازه‌ای را پیش روی مخاطب ترسیم می‌کند.

رویا سلیمی: این فیلم با قابلیت دالبی میکس اتموس می‌تواند تجربه‌ای کمتر دیده شده در سینمای ایران به حساب آید. سینمایی که همچنان محصور در میانه کمدی‌های مبتذل و سخیف و درام‌های اجتماعی قابل پیش‌بینی دست و پا می‌زند.
فیلم با محوریت شوتی‌ها و مشکلات معیشتی در شهرهای مرزی و دور از مرکز، سعی دارد بخشی از مسائل و مصائب آنها را ترسیم کند. آنها که در نبود بازار کار متناسب و کمبود امکانات تجاری، مجبور به قاچاق کالا در شرایط بسیار سخت و خطرناک هستند. در این فیلم نیز حلما با بازی هدی زین‌العابدین یکی از معدود زنانی است که برای امرار معاش مجبور به انجام این کار می‌شود. او که به تنهایی بار زندگی چند خانوار را به دوش دارد در میانه مسیر خود با سربازی سرکش به نام اصلان با بازی امیر جدیدی همراه می‌شود. این همراهی علی‌رغم اینکه از سر ناچاری و اجبار صورت می‌گیرد اما هر چه به پایان فیلم نزدیک می‌شویم رابطه میان این دو نیز ماهیت و شکل دیگری به خود می‌گیرد. در ژانر جاده‌ای همواره تغییر وضعیت و نگاه شخصیت‌ها به فراخور جاده و بازنگری در مسیر زندگی، تغییر می‌کند. شناخت حاصل می‌شود و تصمیمات سرنوشت سازی در مسیر رسیدن به مقصد میان کاراکترها شکل می‌گیرد.
«اسکورت» هم از این قاعده مستثنی نیست. براساس قواعد ژنریک عمل کرده و جاده تنها بستری برای خلق اکشنی پر هیاهو نیست. بلکه جاده مسیر رسیدن آدم‌هایی می‌شود که هر کدام با تجربیات و گذشته‌های متفاوت و گاه متضاد؛ در نقطه‌ای به هم رسیده و طی طریق در ادامه این مسیر به ترسیم جهانی با پذیرش تفاوت‌ها و شباهت‌ها منتهی می‌شود.
فیلم چند نقطه تعلیق و کشمکش درگیر کننده دارد. که هر کدام با مهندسی درست اطلاعات پیش رفته و بخشی از جهان داستان و شخصیت‌پردازی را بر عهده می‌گیرد. در کنار این مهندسی اطلاعات، کارگردانی و فیلمبرداری اثر نیز حائز اهمیت است. حاتمی کیا نشان داده که به ابزار سینما مسلط بوده و بعد از فیلم اولش «شب طلایی» که در فضایی بسته با کاراکترهای بسیار و موقعیتی پر تنش ساخته شد، حالا در فیلمی کاملا متفاوت و اکشن، او عملکرد قابل قبولی در کارگردانی و بازی‌گیری از دو شخصیت اصلی را به خوبی انجام می‌دهد.
اما هر چند که فیلم با سوژه خوب و دغدغه‌مند خود سعی دارد به آسیبی اجتماعی نیز اشاره‌ای داشته باشد؛ اما این آسیب چندان در فیلم ملموس و شناخته شده نیست. در نیمه دوم فیلم حلما از تعطیلی کارخانه و روی آوردن مردم محلی به پدیده‌ای به نام شوتی صحبت می‌کند. این تنها فکتی است که او از دلایل کار این اهالی علی‌رغم خطرات بسیار صحبت می‌کند. جغرافیا و ساز و کار دقیق این ماجرا چندان تبیین نمی‌شود. نکته دیگر اینکه نسبت میان سطح پایین رفاه خانواده‌های آنها با نوع کارشان هماهنگی ندارد. کاری بسیار سخت و خطرناک که در نهایت عایدی چندانی نیز در پی نخواهد داشت؛ سوالات بسیاری را در مورد نحوه کار آنها مطرح می‌کند.
آنچه بیش از هر چیز نمود دارد، رانندگی پر خطر و پر سرعتی است. در تعقیب و گریز با نیروهای انتظامی، مهارت رانندگی آنها تعیین کننده و سرنوشت‌ساز می‌شود؛ اما فیلم چیزی بیش از این به مخاطب ارائه نمی‌دهد. درواقع بخش جذاب و اکشن کار آنها محوریت پیدا کرده و نقش و جایگاه آنها در بحث قاچاق کالا مورد نظر فیلمساز قرار نگرفته است. نکته‌ای که می‌توانست در کنار خلق اکشنی ماندگار، نگاهی ریشه‌دار و عمیق‌تر به پدیده شوتی‌ها داشته باشد. نگاهی که فیلم را از سرگرمی صرف فراتر برده و به درصدی از شناخت نیز منتهی شود. شوتی‌ها به جاده‌ای می‌زنند برای رسیدن به پول و مایحتاج روزانه، جاده‌ای که گویی تنها به فقر و البته مرگ ختم می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران
1 نظر

  • سمیه در 16 ساعت قبل

    حرفه ای واموزنده

محل تبلیغات

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز