نقش اهالی طالقان در شکوفایی آموزش در تهران قاجاری
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵شاهزاده هما خانم دختر مرحوم بهاء الدوله پسر فتحعلی شاه، در سفری که پس از انجام عمل حج به عتبات می نموده، چون نذر کرده بود که بعد از سفر مکه به طهران، یک مدرسه و مسجد بنا نماید، لذا در نجف باین فکر می افتد که یکی از علمای معروف را با خود به طهران برای امامت جماعت مسجد بیاورد. که ملا علی محمد طالقانی به حسب شهرتی که داشتند معرفی میشوند و همراه میشوند و حسب این موقعیت کلیه طلاب آنروز که از طالقان میامدند در مدرسه شاهزاده خانم منزل میکردند، مخصوصا از سوهان و دهات نزدیکش که در حوزه درس ملاعلی محمد و ملا علی مقدس حاضر می شدند و چنانچه اعیان و رجال آن محل، معلم میخواستند، به ملا علی محمد مراجعه میشد. غالبا ملاعلی محمد، خودش کسی را معین نمیکرد، بلکه حواله پدرم مینمود. باین جهت کلیه محصلین طالقانی ، معلم سرخانه بودند و عایدات دیگرشان هم خوب بود. لذا در سال مبالغی برای خود پس انداز داشتند که یا در دهات خود ملک میخریدند یا اینکه باقوام خود کمک میکردند
(وضعیت طلاب آنروز) بیشتر کسانیکه برای تحصیل از مازندران، نور، طالقان بطهران می آمدند در مدارس آنروز که حالیه هم غالب آنها بحال خود باقی و برقرار میباشد، سکنی میگرفتند. مانند مدرسه سپهسالار قدیم و جدید، مدرسه خان مروی، مدرسه ملا آقا رضا، مدرس محمودیه، مدرسه شاهزاده خانم، مدرسه حاج شیخ هادی و غیره
ملا علی محمد طالقانی در اواخر سال ۱۳۱۱ (هجری) قمری فوت می نماید. در روز حرکت جنازه، بنابر گفته مطلعین بازار تعطیل میشود و جنازه روی دست از گذر وزیر دفتر و گذر مستوفی و پاچنار و بازار به دروازه حضرت عبدالعظیم میرسد از هر طبقه، مخصوصا علمای روز، بقدری اجتماع و مردم ازدحام کرده بودند که نظیر آن تا آن تاریخ، دیده نشده بود. جنازه از دروازه حضرت عبدالعظیم به ابن بابویه برده میشود. یک طرف جنازه در اختیار طهرانیها و طرف دیگر با حضرت عبدالعظیمی ها، وارد ابن بابویه (شده) که پس از غسل و کفن، بنابر وصیت حاج میرزا حسن امین الضرب، در مقبره ایشان دفن مینمایند ، ملا علی محمد دارای هشت پسر بود که آقا شیخ ابوالقاسم – آقا شیخ علی – آقا شیخ موسی در نجف تحصیل نمودند و پس از فوت پدر راه وی را ادامه دادند.
در طهران آنروز دو طبقه گرداننده دستگاه مملکت بودند، یکی تفریشها و آشتیانیها و گرگانیها و دیگر طالقانی ها.دسته اول تمام ادارات آنروز از هر کاری عهده دار بودند. چون رجال آنروز، از آن سه محل میامدند و مصادر امور مملکت بودند، هر کس از تفرش و گرگان و آشتیان میآمد و چون باسواد بودند، در خانه فلان مستوفی یا وزیر یا دبیر وارد میشود و خوب که آشنا میگردیدند او را به یکی از دفترها میسپردند، رفته رفته ترقی کرده و میشدند مستوفی الممالک و میرزا و امثال آنها.
اما طالقانیها، عموم در بسط معارف و فرهنگ وارد بودند. شاید در طهران کمتر کسی باشد که نزد طالقانی ها تحصیل نکرده باشد. از قدیم همین طور بوده، و تا موقعی که وزارت معارف تشکیل شد، صدی نود معلمین، طالقانی بودند که هنوز (زمان تالیف کتاب، اوائل دهه ۴۰ شمسی) هم هستند، یک علتش همان که ذکر شد و علت دیگرش، تلقین شده بودند که نوکری دیوان، بطور کلی حرام است لذا در اطراف آن فکر نمیکردند که وارد شوند.
برگرفته از کتاب خاطرات من
مهدی آهنگری

خبرهای مرتبط
- طالقان؛ گنج پنهان تولید — ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
- برادران امیدوار؛ جهانگردانی از طالقان که جهان را قاب کردند — ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
- نهضت جنگل و نامی که هنوز زنده است — ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
- لزوم روشنگری و تبینن توسط فعالین رسانه ای و نخبگان — ۲۸ فروردین ۱۴۰۵
- تشییع باشکوه پیکر شهید ” حسین نیازی” در طالقان — ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
- شهید “فیروز شیخ حسنی” اولین خلبان شهید جنگ تحمیلی از خطه طالقان — ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
- چشم دلم بعد از جانبازی باز شد — ۱۸ آبان ۱۴۰۴