در ژنو هیچ‌کس برنده بزرگ نیست

۲ اسفند ۱۴۰۴

مذاکرات میان ایران و آمریکا نه میدان یک آشتی تاریخی است و نه صحنه یک شکست قاطع؛ ژنو عرصه مدیریت ریسک، خرید زمان و جلوگیری از یک باخت همگانی است.

ژنو این روزها بیش از آنکه نماد «توافق بزرگ» باشد، نماد «ضرورت‌های سخت» است. نه تهران در موقعیت تحمیل اراده کامل قرار دارد، نه واشنگتن در پی یک جنگ پرهزینه با افق نامشخص است. بازیگران منطقه‌ای نیز بیش از آنکه به فروپاشی بیندیشند، نگران بی‌ثباتی کنترل‌ناپذیرند. در چنین چارچوبی، مذاکره نه محصول خوش‌بینی، بلکه نتیجه محاسبه‌ای واقع‌گرایانه درباره هزینه‌هاست.

 

بقا به‌جای گسترش نفوذ

برای ایران، مسئله اصلی در این مقطع «گسترش نفوذ» نیست، بلکه «استمرار بقا»ست. کشور با مجموعه‌ای از بحران‌های ساختاری مواجه است: بحران اجتماعی، فرسایش سرمایه اعتماد عمومی، چالش کارآمدی حکمرانی، ناترازی‌های مزمن مالی و ارزی، و فشار فزاینده بر مشروعیت بین‌المللی. اگر در گذشته تحریم‌ها عمدتاً مانع توسعه تلقی می‌شدند، امروز تداوم و تشدید آن‌ها می‌تواند ظرفیت بقا را هدف بگیرد.

از این منظر، توافق احتمالی در ژنو نه آشتی استراتژیک با ایالات متحده است و نه تغییر بنیادین در نظم منطقه‌ای؛ بلکه مکانیسمی برای مدیریت بحران و کاهش فشارهاست. هدف واقع‌بینانه مذاکرات، حل ریشه‌ای منازعه تاریخی نیست؛ بلکه کاهش سطح تنش نظامی، رفع محدود و هدفمند بخشی از تحریم‌ها و خرید زمان برای بازسازی حداقلی نظم داخلی است.

 

واشنگتن و منطق اجتناب از جنگ

در سوی مقابل، ایالات متحده نیز در پی یک رویارویی مستقیم و گسترده نیست. تجربه‌های پرهزینه دو دهه گذشته در خاورمیانه، همچنان بر ذهن سیاست‌گذاران آمریکایی سایه انداخته است. جنگی تازه با ایران، نه «روایت قهرمانانه» روشنی برای فروش در افکار عمومی دارد و نه اولویت راهبردی محسوب می‌شود.

تمرکز اصلی واشنگتن مهار چین، مدیریت جنگ اوکراین و بازسازی مزیت رقابتی اقتصادی در برابر قدرت‌های نوظهور است. در این چارچوب، ایران مسئله‌ای مزمن و پیچیده است، اما نه در ردیف اولویت‌های حیاتی رقابت قدرت‌های بزرگ.

 

ثباتِ بد منطقه، بهتر از بی‌نظمیِ کامل

بازیگران منطقه‌ای نیز به‌دنبال سناریوی فروپاشی نیستند. بی‌ثباتی گسترده در خلیج فارس، سرمایه‌گریز و توسعه‌سوز است. پروژه‌های کلان اقتصادی، چشم‌اندازهای برندینگ جهانی و برنامه‌های تنوع‌بخشی اقتصادی کشورهای منطقه در سایه جنگی فراگیر آسیب می‌بیند. بنابراین بسیاری از آن‌ها اگر به حفظ نظام ایران علاقه‌مند نباشند، به فروپاشی آن نیز علاقه ندارند؛ ترجیح‌شان «ایرانی مهارپذیر و قابل پیش‌بینی» است.

 

شرکا، نه ضامن بقا

چین و روسیه برای تهران شرکای مهمی‌اند، اما ضامن امنیت و بقای هیچ نظامی نیستند. در نظم جهانیِ در حال گذار، هر بازیگر پیش از هر چیز به کاهش هزینه‌های خود می‌اندیشد. اتکای کامل به بلوک‌های قدرت، جایگزین مدیریت فعال بحران از سوی خود کشور نمی‌شود.

 

بازی فرسایشی، نه شطرنج قاطع

 

با این همه، نباید از مذاکرات ژنو انتظار «توافق بزرگ تاریخی» داشت. محتمل‌ترین سناریو، توافقی محدود، تدریجی و شکننده است که تنش را مهار کند بی‌آنکه بی‌اعتمادی عمیق را از میان ببرد. این بازی، شطرنج با حرکت‌های قاطع نیست؛ بازی فرسایشیِ مدیریت ریسک است.

در چنین بازی‌ای، برنده بزرگ وجود ندارد. اما بازنده بزرگ هم می‌تواند همه باشد—اگر منطق مدیریت بحران جای خود را به منطق تقابل تمام‌عیار بدهد. ژنو، بیش از آنکه محل پیروزی باشد، میدان جلوگیری از یک شکست همگانی است.

دکتر سیدعلی میرباقری

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز