امنیت بدون مشارکت مردم، امنیت نیست

۹ اسفند ۱۴۰۴

در هر نظام سیاسی، امنیت ستون ثبات است؛ اما پرسش بنیادین این است: امنیت برای چه کسی و با چه رویکردی؟

اگر جامعه از «موضوع امنیت» به «تهدید امنیت» تبدیل شود، آیا نتیجه آن ثبات خواهد بود یا انباشت بی‌اعتمادی؟

در سال‌های اخیر، در بخش‌هایی از ساختار حکمرانی، رویکردی شکل گرفته که به نام تأمین امنیت، جامعه را در موقعیت تقابل قرار می‌دهد. در این چارچوب، به‌جای آنکه مردم شریک حل مسئله باشند، به‌مثابه متغیری کنترل‌پذیر تعریف می‌شوند. این تغییر زاویه نگاه، شاید در کوتاه‌مدت نظم ظاهری ایجاد کند، اما در بلندمدت شکاف اجتماعی را عمیق‌تر می‌سازد.

 

خشم فروخورده؛ سرمایه‌ای که علیه ثبات عمل می‌کند

جامعه امروز با نوعی خشم انباشته روبه‌روست؛ خشمی که نه صرفاً واکنشی هیجانی، بلکه محصول ناترازی‌های ممتد اقتصادی، فشارهای معیشتی، بی‌ثباتی تصمیم‌ها، و احساس بی‌تأثیری در فرآیندهای تصمیم‌سازی است.

این خشم، اگر مجال بروز سازمان‌یافته و گفت‌وگو محور نیابد، به سکوتی سنگین تبدیل می‌شود؛ سکوتی که نشانه رضایت نیست، بلکه بیانگر فاصله‌گیری است.

پس از اعتراضات دی‌ماه، انتظار می‌رفت فرآیند بازسازی اعتماد عمومی آغاز شود؛ اما آنچه در عمل رخ داد، در مواردی تقویت نگاه‌های امنیتی به مطالبات اجتماعی بود. پیام‌های اعتراضی جامعه بارها ارسال شد، اما در سطوحی از قدرت یا شنیده نشد یا به‌عنوان هشدار جدی تلقی نگردید. نتیجه آن، تبدیل اعتراض مقطعی به کینه‌های عمیق‌تر و ناامیدی پایدارتر است.

 

ناامیدی نهادینه؛ خطر بزرگ‌تر از اعتراض خیابانی

خطر اصلی برای هر نظام سیاسی، اعتراض خیابانی نیست؛ بلکه نهادینه‌شدن ناامیدی است.

وقتی بی‌اعتمادی از سطح احساسات فردی عبور کند و به رفتار جمعی تبدیل شود، مشارکت اجتماعی کاهش می‌یابد، مسئولیت‌پذیری تضعیف می‌شود و سرمایه اجتماعی فرسایش پیدا می‌کند.

جامعه‌ای که احساس کند شنیده نمی‌شود، به‌تدریج از مشارکت فاصله می‌گیرد. در چنین وضعیتی، حتی سیاست‌های درست نیز با مقاومت پنهان مواجه خواهند شد؛ زیرا اعتماد، پیش‌نیاز پذیرش تصمیم‌های دشوار است.

اگر ناامیدی با عقده‌های تاریخی و کینه‌های انباشته ترکیب شود، گسست اجتماعی شکل می‌گیرد؛ گسستی که ترمیم آن به‌مراتب پرهزینه‌تر از پیشگیری امروز خواهد بود.

 

سرمایه اجتماعی؛ حلقه مفقوده حکمرانی

مدیریت این وضعیت، بیش از هر چیز نیازمند تمرکز بر سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی بر دو پایه اصلی استوار است: اعتماد و مشارکت.

در دهه‌های اخیر، هر دو مؤلفه با چالش جدی مواجه بوده‌اند. مشارکت، در برخی موارد به سازوکاری شکلی تقلیل یافته و اعتماد عمومی تحت تأثیر ناکارآمدی‌ها و تصمیم‌های غیرشفاف آسیب دیده است.

امنیت پایدار نه از مسیر امنیتی‌سازی جامعه، بلکه از مسیر اجتماعی‌سازی سیاست امنیت حاصل می‌شود. هیچ دولتی نمی‌تواند در بلندمدت، بدون همراهی جامعه، ثبات عمیق ایجاد کند.

 

عبور از نگاه تقابلی

اگر حاکمیت خواهان مدیریت پایدار وضعیت کنونی است، باید چند تغییر اساسی را در دستور کار قرار دهد:

  • شنیدن فعالانه مطالبات پیش از تبدیل‌شدن به بحران
  • تقویت نهادهای میانجی و گفت‌وگوی اجتماعی
  • افزایش شفافیت در تصمیم‌های کلان
  • بازتعریف رابطه دولت و ملت از «کنترل» به «همکاری»

 

امنیت، زمانی پایدار است که مردم آن را از آنِ خود بدانند.

جامعه دشمن نیست؛ شریک است. اما این شراکت نیازمند اعتماد متقابل است.

در نهایت، مسئله امروز صرفاً مدیریت نارضایتی نیست؛ مسئله، بازسازی رابطه دولت و ملت است. اگر این رابطه ترمیم نشود، هر سیاست اقتصادی یا امنیتی با سایه بی‌اعتمادی همراه خواهد بود.امنیت بدون مردم، امنیت نیست.

ثبات واقعی از دل اعتماد می‌آید، نه از دل ترس.

دکتر سیدعلی میرباقری

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز