پیام آشنا گزارش می دهد
تاثیر مخرب جهشهای قیمت ارز در ۲۵ سال اخیر
۱۴ مهر ۱۴۰۵محبوبه بیدکی- عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی، در تحلیلِ تازهای از وضعیت معیشتی کشور، به مسئولانی ذی ربطی که همچنان نسبت به این ارتباطِ معنادار تردید دارند، تاکید می کند:ارتباط میان جهشهای نرخ ارز و افزایش جمعیتِ زیر خط فقر، چنان آشکار است که حتی با چشم غیرمسلح نیز قابل رصد است،جای سوال دارد که چرا برخی مدیران همچنان به جای پذیرش واقعیتهای آماری،به دنبال روایتسازیهای موازی برای توجیه وضعیتِ معیشتیِ مردم هستند؟
نوسانات ارزی و التهابات بازار ارز طی سالهای اخیر به تیتر نخست رسانهها تبدیل شده و کارشناسان اقتصادی با واکاوی دادههای رسمیِ دو دهه گذشته، پرده از حقیقتی تلخ برداشتهاند؛ارتباطی ناگسستنی میان سیاستهای ارزی و سقوط معیشت خانوارها.
مؤمنی، از اقتصاددانان و اعضای هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی، معتقد است؛ برای درک ابعاد بحران فقر در کشور، نیازی به پیچیدگیهای مدلسازیهای آماری نیست،بلکه شواهد عینی موجود به تنهایی شدت مشکلات را نشان می دهد و با یک نگاه گذرا و دانش اقتصادی مقدماتی، میتوان رابطه مستقیم میان نوسانات مخرب نرخ ارز و گسترش بیسابقه فقر را طی ۲۵ سال گذشته مشاهده کرد.
این اقتصاددان با نقدِ رویکردِ برخی مسئولان نسبت به آمارهای اقتصادی، به چالشِ قدیمیِ انکارِ واقعیت اشاره میکند.
وی با اشاره به دوران مناقشات آماری در دولتهای پیشین، یادآور میشود که؛متأسفانه همیشه بخشی از بدنه مدیریتی کشور، به جای پذیرشِ واقعیتِ تلخِ آمارها، به دنبال زیر سؤال بردنِ صحت دادهها هستند.
مؤمنی در این خصوص معتقد است:در گذشته نیز وقتی نسبت به آمارهای اقتصادی تردید ایجاد میشد، تأکید میکردم که این ارقام، گزارشِ مستندِ خودِ دستگاههای دولتی است،کارشناسانِ خارج از دولت، قدرتِ خلق داده ندارند؛ آنها تنها روایتگرِ اطلاعاتی هستند که در اتاقهای فکر و مراکز آمارِ رسمیِ کشور تولید میشود،سوال اینجاست که چرا برخی مسئولان، در مواجهه با انبوهِ اطلاعاتِ موجود، همچنان روایتهای جایگزین و غیردقیق را میپذیرند و نسبت به بدیهیاتِ علمی تردید میکنند؟
به عقیده این استاد دانشگاه، بخشی از بحرانِ فعلی ناشی از نوعِ چینشِ تیمهای مشاورهای در بدنه دولت است؛ گویی برخی مسئولان، آگاهانه یا ناآگاهانه، خود را در محاصره دادههای غلط قرار دادهاند و بخشهای حیاتیِ واقعیتهای اقتصادی را مسکوت میگذارند.
وی خاطرنشان می کند که؛ این نوعِ نگاه، نه تنها باعثِ سردرگمی در سیاستگذاری میشود، بلکه فرصتهای طلایی برای مهارِ فقر را نیز به بهانه تردید در آمارها از بین میبرد،این رویکردِ مبتنی بر تردید، علاوه بر ایجاد بنبست در فرآیند تصمیمگیریهای کلان، عملاً میتواند به یک مانع ساختاری در برابر اصلاحات تبدیل شود.
به باور مؤمنی، پناه بردن به ابهام در تحلیلها و زیر سوال بردنِ نشانههای عینیِ مشکلات، تنها به معنای از دست رفتن فرصتهای حیاتی برای مهارِ فقر است؛ فرصتهایی که با تأخیر در واکنش به نوسانات ارزی، به شکلی جبرانناپذیر از دست رفتهاند.
اما آنچه که این اقتصاددان بر آن تأکید دارد، یک هشدارِ راهبردی است؛ اقتصادِ ایران بیش از هر چیز از عدم صحت آمار رنج میبرد. تا زمانی که متغیرِ کلیدیِ ارز به عنوانِ موتورِ تولیدکننده فقر شناخته نشود و مسئولان امر، به جای انکارِ دادههای رسمی، به اصلاحِ ریشهایِ سیاستهای ارزی نپردازند، روندِ ریزشِ طبقاتِ درآمدی به زیرِ خط فقر ادامه خواهد داشت. این گزارش نشان میدهد که بحرانِ فعلی، نه تنها محصولِ فقدانِ داده نیست، بلکه پیامدِ عدمِ پذیرشِ واقعیتِ موجود در سطوحِ تصمیمگیر است.
خبرهای مرتبط
- زیرساخت کیف پول کارکنان دولت آماده شد — ۲۴ مهر ۱۴۰۵
- همتی: ادعای فروپاشی اقتصاد ایران توهمی بیش نیست — ۲۲ مهر ۱۴۰۵
- بیانضباطی مالی؛ مانع تحقق عدالت اقتصادی — ۲۱ مهر ۱۴۰۵
- موکول شدن افزایش اعتبار کالابرگ به ماه آینده نادرست است — ۲۰ مهر ۱۴۰۵
- تزریق دلار؛ مُسکن بازار یا درمان ارز؟ — ۱۷ مهر ۱۴۰۵
- تقویم شارژ کالابرگ مهرماه ۱۴۰۵ بر اساس رقم پایانی کد ملی — ۱۵ مهر ۱۴۰۵
- جبران کاهش قدرت خرید مردم با اصلاح ساختار یارانهها — ۱۳ مهر ۱۴۰۵