نگاهی به فیلم «استخر»
غایت زندگی انسان مدرن
۳۰ شهریور ۱۴۰۵آخرین ساخته سروش صحت روایتی سرخوشانه از جدایی زوجی است که پس از ۲۵ سال زندگی مشترک، شکافهای عمیق احساسی آنها را به سمت جدایی سوق میدهد.
رویا سلیمی: داستان فیلم حس شخصی بودن آن را القا میکند. گویی روایت کارگردانی است که در زندگی واقعی نتوانسته زندگی مشترک خود را مدیریت کند و حالا آن را در فیلمی ملودرام به چالش میکشد. این حس شخصی بودن فیلم از نوع شخصیتپردازی کاراکتر اصلی با بازی امین حیایی میآید. او بی خبر از همه جا درگیر کار و برنامههای روتین خود است تا اینکه به یکباره با خواسته جدایی همسرش روبرو میشود. با اینکه فیلم روایت این جدایی است اما نقطه نظر و پی یو وی «استخر» به تمامی بر سوی مردانه داستان متمرکز است. حضور کم رنگ زن در تمام مدت فیلم، نشان از عدم شناخت کافی فیلمساز از سوی دیگر ماجرای جدایی دارد. ماجرایی که دو طرف رابطه در آن موضوعیت دارند، اما در اینجا نیمی از آن رابطه تقریبا غایب است. شخصیت مرد فیلم پس از جدایی غیرمترقبه و پیشبینی نشده همسرش، راههایی را برای این فقدان پی می گیرد. به توصیه تراپیست برای کنار آمدن با این فقدان رقص، ورزش و معاشرت را امتحان میکند. فیلم با این سه مولفه بازی میکند و آن را در درام کم رمق خود جا میدهد. امین حیایی را در حین رقصیدن، ورزش و تعامل با بانوان در کافه میبینیم. این روند نه تنها جذابیت بصری یا داستانی ندارد، بلکه دنیای پوچ و بی معنای انسان مدرنی را نشان میدهد که در نبود همسرش، این سه فعالیت به عنوان جایگزین و نقش مسکنی آرام بخش را برای او ایفا کند. در دنیایی که صحت آن را روایت میکند، آرامش در همین امور سطحی و زیستی معنا پیدا میکند. هر چند که او با این فعالیتها نیز نمیتواند همسرش بهار (با بازی سحر دولتشاهی) را فراموش کند؛ اما راهکاری که تراپیست به او می دهد؛ پیشنهاداتی است که گویا بیش از آن چیزی در این جهان برای تسکین و راهحل مشکل وجود ندارد.
جهان سوررئال فیلم مانند دو اثر قبلی فیلمساز این بار نیز در پلانهایی واقعیت را به تمسخر میگیرد. این تمسخر بر همان لحن طنز فیلم استوار است و به نگاه جدی نگرفتن همه چیز در این دنیا اشاره دارد. اصل جدی نگرفتن همه چیز، با کج و معوج نشان دادن واقعیت انطباق دارد و این دستکاری در واقعیت دنیای پیرامون، سعی دارد به نگاه جدید دیگری بیانجامد. اینکه جدی نبودن واقعیت نه تنها میتواند خندهدار و مفرح باشد، بلکه میتوان آن را به دیگر امور زندگی نیز تسری داد.
روایت موقعیت عادی چند شخیت عجیب که گاه بدون سیگاری در دست، دود آن را از دهان بیرون میهند در نهایت به پرسش فلسفی درباره زندگی ختم میشود. اینکه گویی دنیا را هر طور برگزار کنی، همانطور پیش میرود. تصورات می تواند گاهی قدرت بیشتری از واقعیت زندگی روزمره داشته باشد. اما این ویژگی سوررئال و گاه گروتسکی که در دو فیلم پیشین صحت واجد ویژگیهای کارگردانی اوست، در اینجا نکته جدید و قابل توجهی برای مخاطب نخواهد داشت. حتی شاید بتوان گفت حرف فیلم با تاکید بر حفظ روابط انسانی و توجه به لحظات کوتاهی از زندگی، تبدیل به شعاری دم دستی میشود.
در کنار دو شخصیت اصلی فیلم که زندگی رو به پایانی را تجربه میکنند، دو شخصیت فرعی پدر زن ( با بازی علیرضا خمسه) و مستخدمش (با بازی پانتهآ پناهیها) نیز داستان را به شکل موازی پیش میبرند. این توازی در نهایت به مقایسه میانجامد و جایی که پیرمرد داستان در عین کهنسالی به دنبال عشقی جدید میرود، شخصیتهای اصلی را به صرافت تجدید نظر در مورد نوع رابطه و زندگی مشترک می اندازد. حرف فیلم بسیار ساده و دم دستی همان داستان دم را غنیمت شمردن و قدر یکدیگر را دانستن است. اما شخصیتها در این جهانی که برای خود تعریف میکنند، بدون یکدیگر گویی هیچ هویت و زیست مستقلی ندارند. اگر داعیه فلسفی بودن فیلم با نمادها و نشانههایش نبود، این برداشت ها از فیلم توقع بیجایی محسوب می شد. اما انسانی که در رابطه زناشویی دچار مشکلی شده، در این جهان گویی مانند موجود رها شده ای است که هیچ اتصالی به عالم بالا و فلسفه خلقت و مسئولیت زیستن در این دنیا را به دوش نمیکشد.
گویی او مسئول لذت بردن از دمهایی است که هر لحظه رو به پایان است و برای خوش بودن در آن لحظات باید هر کاری را امتحان کند تا به شادی آن دم را پایان برد. گویی تنها اصل لذت بردن، اصالت دارد. جمله ای که پسر خانواده با بازی سورنا صحت آن را به پدر گوشزد می کند که: «زندگی همین ثانیه هایی است میگذرد» این مفهوم را در شکلها و شیوههای مختلف به کرات بازگو می کند و سعی دارد آن را به عنوان نکته اصلی خود تا پایان حفظ کند. حتی وقتی پیرمرد عاشق پیشه در انتهای فیلم میمیرد، مرگ او سوگ طبیعی برای دیگر شخصیتها به همراه ندارد و آنها در نبود پیرمرد در همان دریاچه ای شنا می کنند که او آن را استخر خود معرفی کرده بود. استخری که در نیمه اول شخصیت اصلی از پریدن در آن امتناع کرده بود اما در پایان به همراه فرزندش برای همان غنیمت شمردن دم، راهی برای لذت بردن بیشتر از زندگی است. لذتی که اوج و غایت آمال و البته دلیل زیستن شخصیت هایی است که مدتی آن را فراموش کرده بودند. این تفسیر دهری مسلکی از زندگی و درک لذت از لحظات کوتاه آن، به نظر کارگردان در زندگی انسان مدرن امروزی حلقه مفقودهای است که او سعی کرده با «استخر» به مخاطب گوشزد کند.
خبرهای مرتبط
- افتتاح چهل و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران با «عمو سیبیلو» — ۲۴ مهر ۱۴۰۵
- نمایش نسخه مرمتشده فیلم سینمایی «باشو، غریبه کوچک» در کانادا — ۲۱ مهر ۱۴۰۵
- رادیو به استقبال میلاد حضرت زینب(س) میرود — ۲۰ مهر ۱۴۰۵
- پوستر چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران رونمایی شد — ۱۷ مهر ۱۴۰۵
- سینمای ایران میزبان ۶ میلیون و ۵۸۳ هزار مخاطب شد — ۱۵ مهر ۱۴۰۵
- ۳۷ پروژه سینمایی در پنجمین پیچینگ بنیاد فارابی بررسی شدند — ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
- فروش ۷۵ میلیارد تومانی سینماهای کشور — ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
عالی بود