پیام آشنا گزارش می دهد
از تنگه هرمز تا بابالمندب؛ کابوس آمریکا
۲۰ شهریور ۱۴۰۵اختصاصی پیام آشنا - جنگ در غرب آسیا وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً با تعداد حملات یا میزان خسارتهای نظامی سنجید. مسئله مهمتر، تغییر تدریجی موازنهای است که در آن آمریکا و رژیم صهیونیستی، با وجود برخورداری از برتری گسترده تسلیحاتی، برای تحمیل یک پایان سیاسی بر جنگ با دشواری فزاینده روبهرو هستند. در سوی مقابل، ایران، حزب الله لبنان و انصارالله یمن توانستهاند میدان را از یک رویارویی محدود خارج کنند و هزینههای جنگ را به حوزههایی منتقل کنند که برای واشنگتن و متحدانش حساستر است؛ از امنیت نیروها و کشتیها تا انرژی، تجارت و اقتصاد.
ایران؛ ابتکار عمل در میدان فرسایشی
ایران در مرحله کنونی صرفاً در حال تحمل فشار نظامی آمریکا نیست؛ بلکه تلاش کرده است هزینه ادامه جنگ را برای طرف مقابل افزایش دهد. استمرار تهدید علیه منافع آمریکا در منطقه، فشار بر مسیرهای دریایی و حفظ توان پاسخ متقابل، باعث شده واشنگتن برای ادامه عملیات، حضور گسترده و پرهزینهای در منطقه داشته باشد.
تحلیلهای تازه در آمریکا نیز نشان میدهد که مسئله واشنگتن فقط چگونگی ادامه جنگ نیست، بلکه چگونگی پایان دادن به آن است. آسوشیتدپرس از نبود مسیر روشن برای پایان جنگ سخن گفته و آتلانتیک نیز گزارش داده است که دولت ترامپ خود را برای یک درگیری طولانیتر آماده میکند؛ موضوعی که فشار عملیاتی بر نیروی دریایی آمریکا را افزایش داده است.
این وضعیت به معنای آن است که ایران توانسته بخشی از معادله جنگ را از «قدرت آتش آمریکا» به «قدرت تحمل و تحمیل هزینه» منتقل کند. در چنین جنگی، هر روز ادامه درگیری برای واشنگتن الزاماً به معنای نزدیکتر شدن به پیروزی نیست و میتواند هزینههای بیشتری ایجاد کند.
یمن؛ باز شدن جبهه دوم فشار
قدرت انصارالله در یمن اکنون اهمیت خود را بیش از گذشته نشان میدهد. تسلط این نیرو بر مناطق بیشتری از ساحل دریای سرخ و نزدیکشدن به مسیر بابالمندب، یک واقعیت راهبردی تازه ایجاد کرده است: فشار دریایی دیگر تنها در خلیج فارس متمرکز نیست.
بابالمندب در کنار تنگه هرمز، دو گلوگاه مهم تجارت و انرژی جهان را شکل میدهند. تحولات روزهای اخیر در یمن و کنترل بندر المخا از سوی انصارالله، نگرانی درباره امنیت مسیرهای صادرات نفت عربستان و عبور کشتیها از دریای سرخ را افزایش داده است. آسوشیتدپرس نیز هشدار داده که گسترش درگیری در این منطقه میتواند فشار بیشتری بر بازار نفت وارد کند.
از این منظر، یمن دیگر یک «جبهه فرعی» نیست. انصارالله توانسته است با تکیه بر موقعیت جغرافیایی یمن، معادلهای ایجاد کند که آمریکا و متحدانش ناچار باشند برای امنیت مسیرهای دریایی هزینه بیشتری بپردازند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، واشنگتن با دو مسئله همزمان مواجه خواهد بود: تأمین امنیت تنگه هرمز و مدیریت تهدید در بابالمندب.
لبنان؛ حزب الله همچنان یک متغیر تعیینکننده
در لبنان نیز نباید تحولات اخیر را صرفاً از زاویه عملیات نظامی رژیم صهیونیستی ارزیابی کرد. حتی اگر تلآویو در تخریب برخی مواضع یا زیرساختهای حزبالله به موفقیتهای تاکتیکی دست یافته باشد، مسئله اصلی این است که آیا میتواند این دستاورد را به یک راهحل امنیتی پایدار تبدیل کند یا خیر.
ایجاد یا گسترش منطقه حائل در جنوب لبنان، به معنای پایان مسئله مقاومت نیست؛ بلکه میتواند رژیم صهیونیستی را با ضرورت حضور مستمر، عملیات مداوم و تحمل هزینه امنیتی طولانیمدت روبهرو کند. تجربه منطقه نشان داده است که تخریب یک زیرساخت نظامی با حذف یک جریان مقاومت تفاوت دارد.
به همین دلیل، لبنان همچنان میتواند یکی از متغیرهای مهم مرحله بعدی جنگ باشد؛ بهویژه اگر تلآویو بخواهد از موفقیتهای تاکتیکی برای ایجاد یک حضور دائمی در جنوب استفاده کند. در چنین شرایطی، خودِ حضور نظامی رژیم میتواند به عاملی برای استمرار درگیری تبدیل شود.
آمریکا؛ برتری نظامی، بدون پایان سیاسی
مشکل اصلی واشنگتن در این مرحله آن است که قدرت نظامی فراوان، الزاماً به معنای توانایی تعیین نتیجه سیاسی جنگ نیست. آمریکا میتواند ناو، هواپیما و موشک بیشتری وارد منطقه کند، اما هر افزایش حضور نظامی، هزینه لجستیکی و انسانی بیشتری به همراه دارد.
آتلانتیک گزارش داده است که ادامه استقرار طولانیمدت نیروهای آمریکایی در منطقه، فشار قابل توجهی بر نیروی دریایی و آمادگی عملیاتی آمریکا وارد کرده است. همزمان، آسوشیتدپرس نیز تأکید کرده که با وجود برخی موفقیتهای نظامی واشنگتن، جنگ همچنان بدون یک مسیر روشن برای پایان سیاسی ادامه دارد.
این همان نقطهای است که میتواند محاسبات ترامپ را دشوارتر کند: ادامه جنگ برای دستیابی به یک پیروزی روشن ضروری است، اما ادامه همین جنگ هزینههای اقتصادی و سیاسی را افزایش میدهد.
نفت؛ هزینه مقاومت در برابر جنگ
بازار انرژی اکنون به یکی از مهمترین میدانهای اثرگذاری تحولات منطقه تبدیل شده است. قیمت نفت برنت پس از رسیدن به نزدیک ۱۱۰ دلار، در محدوده ۱۰۶ دلار قرار گرفت و همچنان حدود ۱۰ درصد بالاتر از یک هفته قبل بود.
این افزایش فقط حاصل یک نگرانی کوتاهمدت نیست. کاهش جریان نفت، نااطمینانی درباره عبور محمولهها از هرمز و تهدیدهای دریای سرخ باعث شده بازار، ریسک ژئوپلیتیکی پایدارتری را در قیمت نفت لحاظ کند. رویترز نیز از افزایش ابهام درباره حجم واقعی جریان نفت از تنگه هرمز و شکلگیری یک «صرف ریسک» پایدار در بازار سخن گفته است.
پیامد این وضعیت برای آمریکا مستقیم است. افزایش قیمت نفت به معنای فشار بیشتر بر بنزین و گازوئیل، حملونقل، مواد غذایی و تورم است؛ یعنی جنگی که قرار بود با فشار بر ایران پایان یابد، اکنون بخشی از هزینه خود را به زندگی اقتصادی مردم آمریکا منتقل کرده است.
بازار نفت؛ پایان سریع بحران بعید است
چشمانداز بازار نیز نشان میدهد حتی با کاهش نسبی تنش، بازگشت فوری به شرایط عادی دشوار خواهد بود. آژانس بینالمللی انرژی پیشبینی کرده است که بازگشت جریان نفت منطقه به وضعیت عادی ممکن است تا سال ۲۰۲۷ طول بکشد و اختلال عرضه در سال ۲۰۲۶ به چند میلیون بشکه در روز برسد.
در چنین شرایطی، هرچه جنگ طولانیتر شود، بازار نفت ریسک بیشتری را در قیمتها لحاظ خواهد کرد. اگر تنگه هرمز و بابالمندب همچنان تحت فشار باقی بمانند، نفت بالای ۱۰۰ دلار میتواند از یک جهش مقطعی به یک وضعیت پایدارتر تبدیل شود.
مرحله بعد؛ جنگ برای آمریکا سختتر میشود
معادله آینده منطقه بیش از هر چیز به توان طرفها برای حفظ ابتکار عمل بستگی دارد. ایران با تکیه بر عمق راهبردی، توان موشکی و دریایی و ظرفیت تحمل فشار اقتصادی، تلاش میکند هزینه جنگ را برای آمریکا افزایش دهد؛ انصارالله با استفاده از موقعیت یمن، بابالمندب را به اهرم فشار تبدیل کرده و مقاومت لبنان نیز همچنان یک متغیر مهم در محاسبات امنیتی رژیم صهیونیستی است.
در مقابل، آمریکا باید همزمان هزینه حضور نظامی، امنیت کشتیرانی، قیمت انرژی، تورم و فشار سیاسی داخلی را مدیریت کند. به همین دلیل، مسئله اصلی مرحله آینده دیگر این نیست که کدام طرف سلاح بیشتری دارد؛ بلکه این است که کدام طرف میتواند هزینه جنگ را بهتر تحمل و هزینه بیشتری به طرف مقابل تحمیل کند.
از این منظر، جنگ وارد مرحلهای شده که در آن زمان لزوماً به سود واشنگتن عمل نمیکند. هر روزی که آمریکا نتواند یک پایان سیاسی روشن برای جنگ ایجاد کند، تنگه هرمز، بابالمندب و جبهه لبنان میتوانند به اهرمهای بیشتری برای افزایش هزینههای آن تبدیل شوند؛ و این همان تغییری است که میتواند موازنه قدرت منطقه را در مرحله بعد بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.
خبرهای مرتبط
- دو فروند شناور آمریکایی، ۸ نفتکش و ۱۰ کشتی هدف قرار گرفت — ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
- از افزایش کالابرگ و حاکمیت بر تنگه هرمز تا تأکید بر تداوم مذاکرات — ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
- منطقه ممنوعه در محدوده تنگه هرمز ایجاد می کنیم — ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
- تنگه هرمز در مشت ایران — ۹ شهریور ۱۴۰۵
- به زودی توهمات ترامپ را اصـلاح میکنیم — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
- افزایش بیدلیل قیمت کالاها قابل پذیرش نیست — ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
- فصل تازه حکمرانی در تنگه هرمز — ۹ مرداد ۱۴۰۵