صفر به یک: نکاتی در مورد استارتاپ‌ها؛ چگونه آینده را بسازیم!

صفر به یک: نکاتی در مورد استارتاپ‌ها؛ چگونه آینده را بسازیم!

۹ شهریور ۱۴۰۵

صفر به یک: نکاتی در مورد استارتاپ‌ها؛ چگونه آینده را بسازیم! نوشته پیتر تیل و بلک مسترز، ایده‌هایی کاملاً نو و ارزشمند در زمینه چگونگی خلق ارزش در دنیای فعلی ارائه می‌نماید. این اثر پرفروش نیویورک‌تایمز، نامزد جایزه گودریدز برای بهترین کتاب تجاری شده است.

به گزارش پیام آشنا، کتاب پیش روی شما به پرسش‌هایی پاسخ می‌دهد که برای دستیابی به موفقیت در کسب‌وکارتان و شروع کارهای جدید بهتر است بدانید و از آن‌ها آگاه باشید. چیزهایی را که در کتاب صفر به یک (Zero to One) خواهید آموخت، نمی‌توان راهنمایی درسی به حساب آورد بلکه این آموزه‌ها به شما یاد می‌دهد که یک استارتاپ باید چه تمرین‌ها و پژوهش‌هایی را در زمینه ایده‌های گوناگون انجام دهد.
پیتر تیل (Peter A. Thiel) تاکنون چندین شرکت موفق تجاری را بنیان نهاده است و در این کتاب، نحوه ایجاد این شرکت‌ها را توضیح می‌دهد. او در شرکت‌های پی‌پال و پالانتیر سهام‌گذار بوده، نخستین سرمایه‌گذاری خارجی را در فیس‌بوک رقم زده، شرکت‌هایی همچون SpaceX و LinkedIn را از لحاظ مالی حمایت کرده و دوره تخصصی تکمیلی تیئل را ایجاده کرده است تا جوانان را به یادگیری پیش از کالج ترغیب نماید.
کپی‌برداری از یک مدل، آسان‌تر از ساخت چیزی جدید است؛ با این حال هر زمان چیز جدیدی خلق کنید، شما مسیر رسیدن از صفر به یک را طی خواهید کرد. عمل خلقت و نوآوری بسیار خاص و منحصربه‌فرد به شمار می‌رود، همان‌گونه که لحظه آفرینش ویژه است و نتیجه آن، چیزی جدید و عجیب می‌شود. نویسنده در اثر خود در مورد نحوه رسیدن به این نقطه می‌گوید.
کتاب صفر به یک به اندازه‌ای میان کارآفرینان و استارتاپ‌ها محبوبیت و مقبولیت دارد که طبق گفته نشریه فوربز مطالعه آن به شما حس قدرت فراانسانی می‌دهد! این کتاب از زمان انتشار در سال ۲۰۱۴ پیوسته در فهرست آثار پرفروش حوزه نوآوری، کارآفرینی و استارتاپ‌ها قرار دارد، به گونه‌ای که توانست رتبه یک فروش بخش سیاست‌های اقتصادی و رتبه دوم بخش کارآفرینی سایت آمازون را به دست آورد و در لیست کتاب‌هایی که حتماً باید بخوانید قرار بگیرد.
«توسعه چیزهای تازه در سازمان‌های بزرگ دشوار و از آن سخت‌تر این است که به طور فردی انجامش دهید. سلسله مراتب اداری بسیار کند حرکت می‌کند و به بهانه محافظت در مقابل ریسک، علاقه‌مندی‌ها را از بین می‌برد.» این جمله را می‌توان ساده‌ترین توصیف برای شروع یک استارتاپ دانست و با ویژگی‌های اصلی شرکت‌های بزرگ آشنا شد.
در انتها باید گفت در اغلب سازمان‌های ناکارآمد برای به دست آوردن ارتقای شغلی، اگر به انجام یک کار تظاهر کنید به مراتب ایده بهتری است تا آن کار را به طور حقیقی انجام دهید! یکی از اصول استارتاپ‌ها هنگام کار این است که باید اعضای تیم بتوانند به خوبی در کنار دیگران فعالیت کنند تا کار به سرانجام برسد.

افتخارات کتاب صفر به یک

– شماره یک پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز
– نامزد جایزه گودریدز برای بهترین کتاب تجاری در سال ۲۰۱۴
– حضور در فهرست کتاب‌هایی که حتماً باید بخوانید
– رتبه یک فروش بخش سیاست‌های اقتصادی و رتبه دو بخش کارآفرینی سایت آمازون

نکوداشت‌های کتاب صفر به یک

– کتابی تفکربرانگیز. (Library Journal)
– عقلانی و کاربردی، با نثری نافذ. (Economist)
– نقطه‌ی شروعی مطمئن برای مخاطبینی که به فکر راه‌اندازی کسب‌وکار هستند. (Kirkus Reviews)
– این کتاب ایده‌های کاملاً جدید و تازه‌ای در مورد چگونگی ایجاد ارزش در جهان ارائه می‌دهد. (Mark Zuckerberg, CEO of Facebook)
– پیتر تیل چندین شرکت موفق را تأسیس کرده است و کتاب صفر به یک چگونگی این کار را نشان می‌دهد. (Elon Musk, CEO of SpaceX and Tesla)

کتاب صفر به یک به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر می‌خواهید کسب‌وکار کوچک خود را راه بیندازید و یا صاحب استارتاپ شوید، این کتاب را نباید از دست بدهید.

با نویسندگان کتاب صفر به یک بیشتر آشنا شویم

او یک فعال سیاسی، تاجر و نویسنده آمریکایی‌ست که در ۱۱ اکتبر سال ۱۹۶۷ در خانواده‌ای آلمانی و در شهر فرانکفورت متولد شد. پیتر تیل زمانی که یک سال داشت به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت و در ایالت کالیفرنیا رشد کرد.
تیل مدرک لیسانس خود را در رشته فلسفه از دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۸۹ گرفت. پس از آن وارد مؤسسه حقوق استنفورد شد و در سال ۱۹۹۲ مدرک J. D را اخذ کرد.
او بعد از آزمون و خطاهای بسیار سرانجام در سال ۱۹۹۸ شرکت تجارت الکترونیکی و سامانه پرداخت و انتقال وجه توسط اینترنت (پی‌پال) را با همراهی Max Levchin بنا نهاد. این نهاد در سال ۲۰۰۲ به قیمت ۱/۵ میلیون دلار فروخته شد. تیل پس از آن صندوق پوشش سرمایه جهانی Clarium Capital را تأسیس کرد که در سال ۲۰۰۵ به عنوان بزرگ‌ترین صندوق پوشش جهانی برگزیده شد.
یکی دیگر از فعالیت‌های مهم تیل، سرمایه‌گذاری بزرگ ۵۰۰ هزار دلاری در شرکت فیس‌بوک در سال ۲۰۰۴ بود و از این طریق صاحب سهام ۱۰/۲ درصد این شبکه اجتماعی مهم شد و به عضویت هیئت مدیره آن درآمد. تیل در سال ۲۰۱۴ با ۲۰۲ میلیارد دلار دارایی در رتبه چهارم لیست میداس فوربز قرار گرفت.
بلیک مَستِرز در سال ۲۰۱۲، دانشجوی دانشکده حقوق استنفورد بود که یادداشت‌های مفصل او درباره کلاس پیتِر «علوم کامپیوتری: استارتاپ» تبدیل به یک جذابیت و بحث اینترنتی شد. او بعدتر، جودیکاتا، یک استارتاپ فناورانه تحقیقات حقوقی را به‌صورت شراکتی تأسیس کرد.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم

افراد بااستعداد، نیازی به کارکردن برای شما ندارند؛ آن‌ها گزینه‌های زیادی دارند. باید از خود سؤال هدف‌دارتری بپرسید: چرا کسی باید به سازمان شما به‌عنوان بیستمین مهندس آن بپیوندد، وقتی می‌تواند در گوگل با پول و شأن بیشتری کار کند؟
این‌ها نمونه‌هایی از چند پاسخ بد هستند: «در این‌جا گزینه‌های سهام شما، بیش از هر جای دیگری ارزش خواهند داشت»، «می‌توانید با باهوش‌ترین افراد دنیا کار کنید»، «می‌توانید به حل چالش‌برانگیزترین مسائل دنیا کمک کنید.» سهام باارزش، افراد باهوش، یا مسائل نیازمند حل آنی چه ایرادی دارند؟ هیچ؛ اما همۀ شرکت‌ها همین ادعاها را می‌کنند، بنابراین این‌ها به شما برای متمایزشدن کمک نمی‌کنند. سخنرانی‌های تبلیغاتی کلی دربارۀ آن‌که چرا یک نیروی جدید باید به شرکت شما بپیوندد به‌جای شرکت‌های بسیار دیگر، بیانگر هیچ‌چیزی نیست.
تنها پاسخ‌های خوب موجود مختص شرکت شما هستند، بنابراین آن‌ها را در این کتاب نخواهید یافت؛ اما دو شکل کلی از پاسخ‌های خوب وجود دارند: پاسخ‌هایی بر مبنای مأموریت و هدف شما و پاسخ‌هایی بر مبنای تیم شما. شما کارمندانی را که نیاز دارید در صورتی جذب خواهید کرد که بتوانید توضیح دهید چرا مأموریت شما اقناع‌کننده است. نه این‌که چرا به‌طور کلی مهم است، بلکه چرا دارید کاری مهم را می‌کنید که هیچ‌کس دیگری قرار نیست به انجام برساند. این تنها چیزی است که می‌تواند اهمیت آن را منحصربه‌فرد سازد. در پی‌پال، اگر شما از ایدۀ ساخت یک واحد پولی دیجیتال جدید برای جایگزینی دلار آمریکا هیجان‌زده بودید، ما مایل بودیم با شما صحبت کنیم؛ در غیر این صورت، شما فرد مناسبی نبودید.
بااین‌حال، حتی یک هدف بزرگ کافی نیست. آن نیروی جدیدی که به‌عنوان یکی از کارکنان، بیشترین مشارکت را خواهد داشت نیز از خود خواهد پرسید: «آیا این‌ها کسانی هستند که می‌خواهم با آن‌ها کار کنم؟» باید بتوانید توضیح دهید که چرا شرکت شما انطباقی منحصربه‌فرد با شخص او دارد و اگر نتوانید این کار را بکنید، احتمالاً او فرد مناسبی نیست.

 

 

 

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز