سرت را بالا بگیر: غلبه بر ذهنیت قربانی
۱۹ مرداد ۱۴۰۵کتاب سرت را بالا بگیر اثری الهامبخش در حوزه روانشناسی رشد فردی است که به بررسی تاثیر ذهنیت قربانی بر زندگی انسان میپردازد.
به گزارش پیام آشنا، اسکات بری کافمن در این اثر با تکیه بر پژوهشهای علمی نشان میدهد چگونه میتوان از محدودیتهای ذهنی عبور کرد، احساس اختیار را دوباره به دست آورد و با شناخت تواناییهای درونی، مسیر رشد، تابآوری و خودشکوفایی را آغاز کرد. این کتاب راهنمایی برای ساختن زندگی آگاهانهتر و قدرتمندتر است.
درباره کتاب سرت را بالا بگیر
سرت را بالا بگیر (Rise Above) کتابی درباره یکی از مهمترین موانع رشد فردی در دنیای امروز است؛ ذهنیت قربانی. اسکات بری کافمن (Scott Barry Kaufman PhD)، روانشناس، پژوهشگر حوزه خلاقیت و خودشکوفایی، در این اثر بررسی میکند که چگونه ممکن است انسان پس از تجربه رنج، شکست، بیعدالتی یا محدودیتهای واقعی، بهتدریج در روایتی گرفتار شود که او را از حرکت، انتخاب و ساختن آینده بازمیدارد.
بری کافمن با تکیه بر پژوهشهای روانشناسی شناختی، روانشناسی مثبتنگر و مطالعات مربوط به شکوفایی انسان، به بررسی تفاوت میان «قربانی بودن» و «ذهنیت قربانی داشتن» میپردازد. کافمن تأکید میکند که مسئولیتپذیری در قبال زندگی، همراه با پذیرش رنجها و واقعیت آسیبهاست و به فرد کمک میکند قدرت انتخاب خود را دوباره به دست آورد و با وجود سختیها مسیر رشد و ادامهی زندگی را پیدا کند.
نقش افکار و الگوهای ذهنی در ساختن زندگی آگاهانهتر
اسکات بری کافمن توضیح میدهد که بسیاری از انسانها در مقاطعی از زندگی ممکن است احساس کنند گذشته، شرایط یا دیگران کنترل مسیرشان را در دست گرفتهاند. اما ماندن در این نگرش میتواند احساس ناتوانی، خشم و بیاعتمادی را تقویت کند و فرد را از شناخت ظرفیتهای واقعی خود دور سازد. کتاب سرت را بالا بگیر دعوتی است برای بازنگری در داستانهایی که دربارهی خودمان ساختهایم و رسیدن به تصویری انعطافپذیرتر و قدرتمندتر از هویت خویشتن.
اسکات بری کافمن در بخش نخست کتاب، با بررسی موضوعاتی مانند گرفتار ماندن در گذشته، افکار محدودکننده، نیاز افراطی به تائید دیگران و نقش عزتنفس، نشان میدهد که چگونه الگوهای ذهنی میتوانند مانع رشد فردی شوند. در بخش دوم، او راهکارهایی برای کشف توانمندیهای درونی، تبدیل تجربههای دشوار به فرصت رشد، تقویت قدردانی و ایجاد احساس اثرگذاری ارائه میدهد.
خرید کتاب سرت را بالا بگیر انتشارات بذر خرد با ترجمهی مریم تقدیسی برای کسانی مناسب است که میخواهند بدون انکار گذشته، اسیر آن نمانند؛ افرادی که به دنبال افزایش تابآوری، تقویت حس اختیار و ساختن زندگیای آگاهانهتر هستند. اسکات بری کافمن یادآوری میکند که انسان همواره ظرفیت رشد، تغییر و بازآفرینی مسیر زندگی خود را دارد و انتخابها، نگرشها و تلاشهای او نقش تعیینکنندهای در ساختن آیندهاش ایفا میکنند.
نکوداشتهای کتاب سرت را بالا بگیر
• اسکات بری کافمن سهم بزرگی در پژوهشهای مربوط به خلاقیت، روانشناسی مثبتگرا و علم شکوفایی انسان داشته است. او با بهرهگیری از خرد باستانی و روانشناسی مدرن، به بررسی برخی باورها و ذهنیتهای تضعیفکنندهای میپردازد که در دهههای اخیر بهطور گسترده رواج یافتهاند. کافمن به همهی ما نشان میدهد چگونه بایستیم، قد علم کنیم و از میان درهای بسیاری که همیشه پیش روی ما باز هستند عبور کنیم. (جاناتان هایت)
• کتاب سرت را بالا بگیر اسکات بری کافمن پادزهری بهموقع و ضروری برای روایت قربانی بودنی است که در روزگار ما رواج یافته. این کتاب با ترکیب خاطرات شخصی، مطالعهی موردی و مجموعهای از ابزارهای علمی، هم الهامبخش است و هم راهکارهای عملی ارائه میدهد. اثری ضروری برای هر کسی که میخواهد از احساس رنجش و شکایت، به سوی قدردانی و زندگی رضایتبخشتر حرکت کند. (آنا لمکی، پزشک و نویسنده)
کتاب سرت را بالا بگیر برای شما مناسب است اگر
• میخواهید از ذهنیت قربانی فاصله بگیرید و کنترل بیشتری بر تصمیمها و مسیر زندگی خود داشته باشید.
• پس از تجربه شکست، رنج، آسیب یا اتفاقات دشوار گذشته به دنبال بازسازی انگیزه و قدرت درونی خود هستید.
• علاقهمندید با کمک روانشناسی علمی و تمرینهای کاربردی، خودشناسی و رشد فردی را تجربه کنید.
• میخواهید تابآوری، عزتنفس و احساس توانمندی شخصی خود را تقویت کنید.
• به دنبال کتابی هستید که به شما کمک کند با پذیرش گذشته، آیندهای آگاهانهتر و معنادارتر بسازید.
در بخشی از کتاب میخوانیم
این روزها از برنامههای رادیو و تلویزیون گرفته تا سخنرانیهای کالج، اکثر محتواهای مصرفی با هشدار تحریک همراهاند. هشدارهای تحریک درواقع به معنای نشانهی هشدار هستند: این هشدارها ما را در مقابل محتوای احتمالاً ناراحتکنندهای که میتواند باعث برانگیختن واکنش هیجانی شود هوشیار میسازند. در ابتدا منظور از این هشدارها کمک به افراد دچار اختلال استرس بعد از تروما یا تروماهای عمومیتر بود تا خود را برای مواجهه با محتوای ناخوشایند آماده سازند یا از آن اجتناب کنند.چنین نیتی بدون تردید درخور ستایش است، ولی اخیراً استفاده از هشدارهای تحریک تا مدارس، کلاسهای درس، نمایشگاههای هنری، سینماها و فیلمها و تقریباً همهی ابعاد زندگیمان گسترش یافتهاند. بسیاری از استادان کالج امروزه هشدار تحریک را در برنامههای درسیشان میگنجانند. حتی یک نظرخواهی نشان داد نیمی از استادها در کلاسهای خود از هشدار تحریک استفاده میکنند و برخی از دانشگاهها هم استادهای خود را ملزم به انجام این کار میسازند.
جای تأسف است که امروزه استفاده از هشدار تحریک عملاً برای اخطار دادن درمورد هر محتوایی که باعث ایجاد کمترین حس ناخوشایند هم میشوند رایج شده است. اصطلاح «تحریک شدن»، که زمانی در موارد بالینی بهعنوان تعریف انگیختگی خاص سیستم عصبی به کار میرفت، امروزه بهطور عادی برای توصیف احساسات ناخوشایند یا هر گونه ناراحتی به کار گرفته میشود. کاربرد افراطی این اصطلاح مفهوم آن را مبهم ساخته و امروزه افرادی که واقعاً مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه هستند واژهای برای توصیف تجربهی خود ندارند. گرایش ما به اینکه در هر شرایط ناخوشایندی خود را قربانی بدانیم درواقع باعث شده افرادی را که درصدد کمک به آنها بودیم نادیده بگیریم.

خبرهای مرتبط
- غلبه بر شیطان — ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
- فلسفه قهوه — ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
- اجازه نده هر چیزی روی تو تاثیر بگذارد — ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
- طرح بازاریابی کسب و کارهای کوچک — ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
- معاملهگر ICT — ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
- تاثیر: روانشناسی متقاعدسازی — ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
- جوجه اردک زشت درون — ۱۰ شهریور ۱۴۰۵