پیام آشنا گزارش می دهد
امنیت اجارهای؛ معادلهای که در خلیج فارس فرو ریخت
۱۱ مرداد ۱۴۰۵اختصاصی پیام آشنا - جنگ ماههای اخیر، تنها آرایش نظامی منطقه را دگرگون نکرد؛ بلکه یکی از مهمترین بنیانهای امنیتی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز به چالش کشید. سالها این کشورها بر این باور بودند که خرید گسترده تسلیحات غربی، استقرار سامانههای پیشرفته پدافندی و میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا، امنیت آنها را در برابر تهدیدات منطقهای تضمین میکند. اما تحولات میدانی نشان داد معادلات امنیت در غرب آسیا پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را صرفاً با حضور نیروهای فرامنطقهای تعریف کرد.
امروز مهمترین دغدغه بسیاری از دولتهای عربی، نه ورود به یک رویارویی تازه، بلکه جلوگیری از کشیده شدن جنگ به خاک خودشان است. این تغییر رویکرد، نشان میدهد نگاه امنیتی پایتختهای عربی نسبت به سالهای گذشته دستخوش تحول شده و آنها بیش از هر زمان دیگری هزینههای تبدیل شدن به بخشی از میدان تقابل قدرتها را درک کردهاند.
پایگاههایی که معادله را تغییر دادند
طی سه دهه گذشته، آمریکا شبکهای گسترده از پایگاههای نظامی، مراکز فرماندهی و سامانههای دفاعی را در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ایجاد کرده است. فلسفه این حضور، ایجاد بازدارندگی و حمایت از متحدان منطقهای عنوان میشد، اما تجربه جنگ اخیر، وجه دیگری از این معادله را آشکار کرد.
هرچه حضور نظامی آمریکا در یک کشور پررنگتر باشد، احتمال قرار گرفتن آن کشور در مرکز محاسبات نظامی طرف مقابل نیز افزایش مییابد. به بیان دیگر، پایگاههای خارجی علاوه بر آنکه میتوانند نقش بازدارنده داشته باشند، در شرایط بحران به اهداف بالقوه نیز تبدیل میشوند. همین واقعیت باعث شده است بسیاری از دولتهای عربی، بیش از گذشته بر کنترل تنش و جلوگیری از گسترش درگیری تأکید کنند.
در واقع، تجربه ماههای اخیر این پیام را برای دولتهای منطقه به همراه داشته است که امنیت را نمیتوان صرفاً با استقرار نیروهای خارجی تعریف کرد. هرچه وابستگی امنیتی به بازیگران بیرونی بیشتر شود، احتمال درگیر شدن ناخواسته در رقابتهای آنها نیز افزایش خواهد یافت.
آزمون واقعی سامانههای دفاعی
کشورهای عربی جنوب خلیج فارس طی سالهای گذشته صدها میلیارد دلار برای خرید سامانههای پدافندی، جنگندههای پیشرفته و تجهیزات نظامی هزینه کردهاند، اما جنگهای نوین نشان داده است که هیچ شبکه دفاعی در برابر حملات گسترده موشکی، پهپادی و ترکیبی، مصونیت کامل ایجاد نمیکند.
واقعیت جنگهای امروز این است که حجم حملات، تنوع تسلیحات و پیچیدگی عملیات، توان هر سامانه دفاعی را با چالش مواجه میکند. حتی پیشرفتهترین سامانهها نیز با محدودیتهایی مانند اشباع آتش، هزینه بالای رهگیری و ضرورت حفاظت همزمان از دهها هدف حیاتی روبهرو هستند.
به همین دلیل، نگرانی امروز دولتهای عربی صرفاً یک نگرانی نظامی نیست؛ بلکه نگرانی از آسیب دیدن زیرساختهای انرژی، بنادر، پالایشگاهها، فرودگاهها و مراکز اقتصادی است؛ زیرساختهایی که ستون فقرات اقتصاد این کشورها را تشکیل میدهند.
امنیت انرژی؛ حلقه مفقوده معادلات جدید
در کنار نگرانیهای نظامی، امنیت انرژی نیز به یکی از مهمترین دغدغههای کشورهای عربی تبدیل شده است. بخش عمده صادرات نفت و گاز این کشورها از مسیر خلیج فارس انجام میشود و هرگونه اختلال در کشتیرانی، هزینههای اقتصادی سنگینی بر آنها تحمیل میکند.
تجربه اخیر نشان داد که امنیت تولید نفت، بدون امنیت مسیر انتقال، معنای چندانی ندارد. حتی اگر تولید ادامه داشته باشد، هرگونه نااطمینانی در مسیرهای دریایی میتواند صادرات، درآمدهای ارزی، بیمه کشتیرانی و تجارت منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، تصور جایگزینی کامل مسیرهای دیگر نیز چندان واقعبینانه نیست. بابالمندب و دریای سرخ نیز طی ماههای گذشته با چالشهای امنیتی روبهرو بودهاند و افزایش ریسک تردد دریایی در این مسیرها، فشار مضاعفی بر زنجیره انتقال انرژی وارد کرده است. در چنین شرایطی، کشورهای عربی دریافتهاند که امنیت اقتصاد آنها به ثبات هر دو گذرگاه راهبردی، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب، گره خورده است.
بازدارندگی، فقط خرید سلاح نیست
یکی از مهمترین درسهای تحولات اخیر برای کشورهای عربی این بوده که بازدارندگی، تنها به معنای خرید تجهیزات نظامی یا استقرار نیروهای خارجی نیست. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که احتمال تبدیل شدن یک کشور به میدان درگیری کاهش یابد.
بر همین اساس، طی ماههای اخیر تمایل دولتهای عربی به کاهش تنش، گفتوگو و جلوگیری از گسترش بحران بیش از گذشته نمایان شده است. آنها به خوبی میدانند که وقوع یک جنگ فراگیر، صرفنظر از اینکه کدام طرف دست برتر را داشته باشد، پیش از همه اقتصاد، زیرساختها و ثبات داخلی کشورهای منطقه را هدف قرار خواهد داد.
یک بازنگری راهبردی
تحولات اخیر را میتوان آغاز مرحلهای تازه در معادلات امنیتی خلیج فارس دانست. اکنون بسیاری از دولتهای عربی به این جمعبندی رسیدهاند که تکیه انحصاری بر قدرتهای فرامنطقهای، امنیت مطلق ایجاد نمیکند. بلکه در برخی شرایط، همین وابستگی میتواند آنها را به بخشی از بحران تبدیل کند.
جنگ نشان داد که در معادلات جدید غرب آسیا، فاصله جغرافیایی با میدان نبرد دیگر تضمینکننده امنیت نیست. کشوری که خاک خود را در اختیار قدرتهای خارجی قرار میدهد، ناگزیر در محاسبات امنیتی طرف مقابل نیز قرار خواهد گرفت. این واقعیتی است که امروز بیش از هر زمان دیگری در پایتختهای عربی مورد توجه قرار گرفته است.
شاید مهمترین نتیجه این تجربه آن باشد که امنیت منطقه نه از مسیر افزایش حضور بازیگران فرامنطقهای، بلکه از طریق ترتیبات امنیتی بومی، گفتوگوی منطقهای و پرهیز از تبدیل شدن کشورهای همسایه به سکوی عملیات قدرتهای خارجی پایدارتر خواهد بود. برای دولتهای عربی، این یک بازنگری تاکتیکی نیست؛ بلکه نشانه آغاز تغییری راهبردی در نگاه به مفهوم امنیت در خلیج فارس است.
خبرهای مرتبط
- تنگه هرمز در مشت ایران — ۹ شهریور ۱۴۰۵
- به زودی توهمات ترامپ را اصـلاح میکنیم — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
- تفاهم اسلامآباد در بحران — ۲۲ تیر ۱۴۰۵
- ظرفیت تولید نفت در خلیج فارس افزایش خواهد یافت — ۱ تیر ۱۴۰۵
- فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است — ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
- هشدار اکونومیست درباره پیامدهای تنش خلیج فارس بر اقتصاد آسیا — ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
- هشدار فائو درباره پیامدهای جهانی بحران خلیج فارس بر امنیت غذایی — ۸ فروردین ۱۴۰۵