تنگه هرمز در مشت ایران

پیام آشنا گزارش می دهد

تنگه هرمز در مشت ایران

۹ شهریور ۱۴۰۵

اختصاصی پیام آشنا - تنگه هرمز طی روزهای اخیر بار دیگر به کانون اصلی رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ آبراهی که اهمیت آن تنها به موقعیت جغرافیایی محدود نمی‌شود و کنترل امنیتی آن می‌تواند بر معادلات نظامی و اقتصادی منطقه اثر بگذارد. تحولات اخیر یک پیام روشن دارد: ایران در هرمز تنها از یک موقعیت جغرافیایی برخوردار نیست، بلکه از مجموعه‌ای از توانمندی‌های دریایی، موشکی، پهپادی، پدافندی و اطلاعاتی برای اعمال اشراف بر این منطقه برخوردار است؛ ظرفیتی که حمله به جزیره لارک نیز نتوانست آن را تغییر دهد.

هرمز؛ میدان اقتدار ایران

تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی ایران یک آبراه معمولی نیست؛ بخشی از محیط امنیت ملی کشور است که هر تحول در آن مستقیماً با امنیت خلیج فارس و منافع اقتصادی ایران پیوند می‌خورد. در چنین شرایطی، توانایی نیروهای مسلح برای رصد تحرکات دریایی، شناسایی شناورهای متخلف و ممانعت از عبورهای خارج از ترتیبات اعلام‌شده، به معنای شکل‌گیری یک واقعیت مهم در منطقه است: هیچ بازیگری نمی‌تواند معادلات امنیتی هرمز را بدون در نظر گرفتن قدرت ایران تعریف کند.

طی هفته‌های اخیر نیز عبور شناورها از تنگه تحت ترتیبات و ملاحظات امنیتی اعلام‌شده از سوی ایران انجام شده است. بر اساس اعلام منابع رسمی، ده‌ها شناور که قصد عبور غیرمجاز داشتند، با ممانعت نیروهای مسلح مواجه شده‌اند. این روند نشان می‌دهد موضوع دیگر صرفاً «تهدید به بستن تنگه» نیست؛ بلکه ایران توانسته است بر روند تردد در این آبراه حساس، کنترل و نظارت عملیاتی اعمال کند.

این کنترل البته تنها به شناورهای نظامی محدود نیست. وقتی مسیرهای انتقال انرژی و حتی روش‌های جایگزین مانند انتقال کشتی‌به‌کشتی نیز زیر رصد قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود که دامنه این اقتدار به حوزه اقتصادی نیز کشیده شده است. در واقع، هرچه تلاش برای عبور از چارچوب‌های امنیتی هرمز دشوارتر شود، هزینه فعالیت برای طرف مقابل افزایش پیدا می‌کند.

اینجاست که اهمیت واقعی هرمز آشکار می‌شود؛ ایران فقط یک نقطه جغرافیایی را در اختیار ندارد، بلکه مجموعه‌ای از توان شناسایی، نظارت، بازدارندگی و واکنش سریع را در اختیار گرفته است. همین ترکیب است که حضور نظامی آمریکا و تلاش برای تغییر قواعد منطقه را با یک محدودیت اساسی روبه‌رو می‌کند: واشنگتن نمی‌تواند برای هرمز تصمیمی بگیرد که تهران در آن نقشی نداشته باشد.

 

لارک؛ حمله‌ای که پاسخ را به دنبال داشت

در چنین شرایطی، شامگاه یکشنبه جزیره لارک هدف حمله نظامی آمریکا قرار گرفت؛ حمله‌ای که بنا بر اعلام روابط عمومی سپاه پاسداران، به شهادت و مجروحیت شماری منجر شد. سپاه در نخستین واکنش تأکید کرد این اقدام بدون پاسخ نخواهد ماند و «تنبیه متجاوز» را به دنبال خواهد داشت.

اما اهمیت ماجرا در فاصله کوتاه میان حمله و واکنش ایران بود. هنوز ساعات زیادی از تجاوز به لارک نگذشته بود که نیروی هوافضای سپاه عملیات «تنبیه متجاوز» را آغاز کرد. در یک عملیات ترکیبی موشکی و پهپادی، زیرساخت‌های فنی و تعمیراتی و محل استقرار جنگنده‌های آمریکا در دو پایگاه هوایی «ملک حسین» و «الازرق» در اردن با موشک‌های بالستیک هدف قرار گرفت.

این پاسخ از نظر جغرافیایی نیز پیام مهمی داشت. حمله اولیه در محدوده خلیج فارس انجام شده بود، اما پاسخ ایران در فاصله‌ای دورتر و در دو پایگاه متعلق به نیروهای آمریکایی صورت گرفت. معنای این اقدام روشن بود: ایران اجازه نمی‌دهد آمریکا میدان پاسخ را خودش تعیین کند.

پاسخ ایران در همین نقطه متوقف نشد. ارتش جمهوری اسلامی نیز اعلام کرد محل استقرار بالگردها و نیروهای آمریکایی در پایگاه «المنهاد» امارات با ده‌ها پهپاد انهدامی هدف قرار گرفته است. به این ترتیب، پاسخ نیروهای مسلح ایران در مدت کوتاهی از یک نقطه در خلیج فارس به چند موقعیت مرتبط با حضور نظامی آمریکا در منطقه کشیده شد.

این هماهنگی میان توان موشکی و پهپادی، در کنار ظرفیت دریایی و پدافندی، یک پیام دیگر نیز دارد: قدرت ایران در خلیج فارس یک قدرت تک‌بعدی نیست. اگر یک طرف بخواهد با حمله هوایی ابتکار عمل را در دست بگیرد، ایران می‌تواند پاسخ خود را در حوزه موشکی، پهپادی، دریایی و منطقه‌ای طراحی و اجرا کند.

 

سرعت پاسخ؛ بخش مهم معادله بازدارندگی

در منطق بازدارندگی، صرف داشتن سلاح کافی نیست؛ طرف مقابل باید بداند که هر اقدام خصمانه می‌تواند با واکنشی سریع، قابل پیش‌بینی و پرهزینه روبه‌رو شود. تحولات لارک از همین منظر اهمیت دارد.

ایران پس از حمله، نه تنها تهدید به پاسخ کرد، بلکه در فاصله‌ای کوتاه آن را به عملیات تبدیل کرد. وزارت امور خارجه نیز اعلام کرد جمهوری اسلامی ایران در اعمال حق ذاتی دفاع مشروع تردیدی ندارد و نیروهای مسلح به هر تجاوز نظامی پاسخ خواهند داد.

بنابراین آنچه در لارک رخ داد را باید یک آزمون برای بازدارندگی ایران دانست. اگر هدف از حمله آمریکا ایجاد فشار بر ایران و تضعیف کنترل این کشور بر تنگه هرمز بوده باشد، پاسخ تهران نشان داد که چنین فشاری الزاماً به عقب‌نشینی ایران منجر نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند دامنه تقابل را برای طرف مهاجم گسترده‌تر کند.

از سوی دیگر، پاسخ ایران نشان داد که هرمز و محیط پیرامونی آن را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. امنیت تنگه، امنیت جزایر، توان دریایی و موشکی و حضور نیروهای آمریکایی در کشورهای منطقه، همگی بخشی از یک معادله واحد هستند.

 

آزمون هرمز، نتیجه لارک

آنچه اکنون در خلیج فارس جریان دارد، صرفاً یک درگیری محدود میان دو طرف نیست؛ نبرد بر سر تعیین قواعد میدان است. آمریکا می‌خواهد حضور نظامی خود را حفظ کند و در صورت لزوم از آن برای فشار بر ایران استفاده کند؛ ایران نیز نشان داده است که امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز را حوزه‌ای می‌داند که بدون قدرت و تصمیم تهران قابل مدیریت نیست.

حمله به لارک در چنین شرایطی بیش از یک عملیات نظامی، یک آزمون بود؛ آزمونی که پاسخ سریع ایران نتیجه آن را روشن کرد. تنگه هرمز همچنان در کانون اقتدار ایران قرار دارد و تجاوز نظامی نیز نمی‌تواند این واقعیت را به سادگی تغییر دهد.

در نهایت، پیام تحولات اخیر را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: آمریکا می‌تواند به لارک حمله کند، اما نمی‌تواند تعیین کند پاسخ ایران کجا، چگونه و با چه هزینه‌ای برای او اتفاق بیفتد.

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز