چگونه گوش کنم: گوش دادن رمز رابطه صلحآمیز
۱۷ مرداد ۱۴۰۵کتاب چگونه گوش کنم نوشته پاتریک کینگ، به مهارت درست شنیدن میپردازد و راهکارها و پیشنهادهایی ارائه میکند تا بتوانیم این مهارت را در خود ارتقا دهیم. این کتاب تحسینشده به ما یاد میدهد چطور موانع و چالشها را از پیش رو برداریم، چارچوبهای ذهنی و سطوح گوش دادن را درک کنیم و هوش هیجانیمان را به کار گیریم تا با همدلی و درک بیشتری به دیگران گوش دهیم.
به گزارش پیام آشنا، یکی از رکنهای اصلی ارتباط، گوش کردن است. ما پیش از آنکه سخن گفتن را یاد بگیریم، باید بتوانیم خوب گوش بدهیم. اگر در این زمینه مهارت داشته باشیم، مخاطبمان احساس امنیت و راحتی میکند و رابطه بینمان عمیقتر میشود. پاتریک کینگ (Patrick King) در کتاب چگونه گوش کنم (How to Listen with Intention) به همین مهارت پرداخته و شیوههای ارتقای آن را آموزش داده است. کتاب به ما یاد میدهد که چطور شنونده باملاحظهای باشیم و به طرف مقابلمان احساس بهتری بدهیم. خوب گوش دادن مهارتی عمومی است، یعنی همهی ما باید بتوانیم از پس آن برآییم. اما طبیعتاً برخی از حرفهها به این توانایی خیلی بیشتر احتیاج دارند. برای مثال پزشکان، روانکاوها یا مشاورها باید بر این فن کاملاً مسلط باشند. چون موفقیتشان در درمان و مشاوره ارتباط مستقیمی با گوش دادن دارد. این یعنی اگر شنوندهی خوبی نباشند نمیتوانند با مراجعشان ارتباط برقرار کنند و نهایتاً در فرآیند کاریشان شکست خواهند خورد.
انسان ذاتاً موجودی خودمحور است و خود را در اولویت قرار میدهد. همین هم باعث میشود که در مکالمات بیشتر میل به سخن گفتن داشته باشد. این تمایل زیاد به حرف زدن درنهایت به این منجر میشود که کمتر به حرف طرف مقابلمان گوش کنیم یا خیلی در آن دقیق نشویم. پاتریک کینگ این رفتار را طبیعی میداند و میگوید این خودمحوری هرگز به این معنا نیست که ما آدمهای خوبی نیستیم. او خوب گوش دادن را مهارتی اکتسابی میداند، یعنی باید در موردش مطالعه کرد، آموزش دید و آن را یاد گرفت. او در کتاب چگونه گوش کنم، بحثش را با چالشهایی شروع میکند که مانع از خوب شنیدن ما میشوند. بهزعم کینگ این مانعها بیشتر ناخودآگاه هستند. به همین خاطر ما برای رشد دادن خود، باید تلاشی آگاهانه را آغاز کنیم. نویسنده در این بخش نکاتی کلیدی و طلایی را گوشزد میکند تا بتوانیم این مشکلات را پشت سر بگذاریم. او در ادامه به سبکهای گوناگون و سطوح مختلف شنیدن میپردازد و چهارچوبهای صحیح ذهنی این امر را توضیح میدهد.
پاتریک کینگ در رشته روانشناسی تحصیل کرده و سالهاست که بهعنوان مشاور، کوچ و مربی فعالیت دارد. تخصص او در مهارتهای ارتباطی، روانشناسی اجتماعی و رفتارهای انسانی است. بر مبنای همین تجربیات است که او موضوع خوب شنیدن را پیش میکشد و آن را قلب موفقیت در روابط معرفی میکند. کینگ در کتاب چگونه گوش کنم میگوید، شنیدن ساده به نظر میرسد ولی در حقیقت اصلاً کار آسانی نیست. برای رسیدن به این مهارت باید تلاش زیادی کرد و به جزئیات متعددی توجه داشت. برای مثال اگر نتوانیم به مخاطب نشان بدهیم که داریم به حرفهای او خوب گوش میکنیم، شاید حس کند که ما در حال قضاوتش هستیم یا از پیش تصمیممان را گرفتهایم. این باعث میشود او در برابرمان موضع بگیرد و عقب بکشد. یا حتی بدتر، کاملاً ناامید شود و تصمیم بگیرد دیگر با ما حرف نزند. این نشان میدهد که به چه حدی از ظرافت نیاز داریم. پاتریک کینگ در کتابش شیوههای همدلی کردن با گوینده را آموزش میدهد و تکنیکهایی را ارائه میدهد تا فعالتر به حرفهای طرف مقابل گوش بدهیم و به او اعتبار بخشیم. این نویسنده درنهایت بحث هوش هیجانی را پیش میکشد و نحوهی استفاده از آن را در فرآیند شنیدن یاد میدهد.
کتاب چگونه گوش کنم را غزل راکی ترجمه کرده و انتشارات بذر خرد به چاپ رسانده است.
کتاب چگونه گوش کنم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به دنبال کتابی در زمینه خودیاری و توسعه فردی هستید، این اثر به شما توصیه میشود.
در بخشی از کتاب میخوانیم
استفاده کردن از زبان مشترک تفاهم بیشتری به وجود میآورد تا گفتن چیزی شبیه به این که «اگه از این درس ناراضیای، شاید بخوای با مدیر مدرسه در میون بذاری.» جواب دادن با لحنی عادی و رسمی و آرام فقط برای نشان دادن فاصله به درد میخورد و بعید است در این دیالوگ خاص اهداف مشترکی را در پی داشته باشد!
البته که انعکاس نباید فقط زبانی باشد. شخصی که ماجرایی غمانگیز را با لحنی آرام و محزون برایتان تعریف میکند قدردان شما خواهد بود، اگر بهجای بلند و با هیجان حرف زدن با او با لحن خودش صحبت کنید. همینطور زبان بدن هم حرفهای زیادی برای گفتن دارد، همانقدر که حالت چهره. موقع حرف زدن با ژستی شبیه به طرف مقابل بهسادگی میتوان خیلی چیزها را بیان کرد. اگر به جایی لم داد، شما هم کمی لم بدهید تا موافقت غیرکلامی خود را نشان دهید. اگر در حین تعریف کردن بخش خاصی از داستانش لبخند میزند، لبخند زدن شما کنار او معادل غیرکلامی «اوهوم» است و نشان میدهد درکش میکنید و با او همدلید.
برخی افراد حتی ممکن است کمی زیروبم صدا یا لهجهشان را تغییر دهند تا شباهت بین دو طرف را پررنگ کنند (یا در صورت تمایل بر منحصربهفرد بودن خود تأکید کنند!). آیا تابهحال توجه کردهاید که دو مهاجر که اهل یک کشورند گاهی موقع صحبت با یکدیگر بیشازحد بر لهجهی بومی خود تأکید میکنند؟ آنها ناخودآگاه به هم علامت میدهند: «من شبیه توام. ما با هم دوستیم، با هم تفاهم داریم.» بااینحال، حواستان باشد اگر فردی چندین دهه در کشوری خارجی زندگی میکند اما با سماجت از حرف زدن به زبان آن کشور سر بازمیزند («به این میگن مبل، نه کاناپه!»)، مطمئناً دارد چیزی را به شما نشان میدهد.

خبرهای مرتبط
- غلبه بر شیطان — ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
- فلسفه قهوه — ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
- اجازه نده هر چیزی روی تو تاثیر بگذارد — ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
- طرح بازاریابی کسب و کارهای کوچک — ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
- معاملهگر ICT — ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
- تاثیر: روانشناسی متقاعدسازی — ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
- جوجه اردک زشت درون — ۱۰ شهریور ۱۴۰۵