کمی اجتماعیتر: چگونه انتخابهای کوچک شادی، سلامتی و پیوندی غیرمنتظره میسازد
۱۶ مرداد ۱۴۰۵چطور میتوانیم اجتماعیتر باشیم؟ نیکلاس اپلی در کتاب کمی اجتماعیتر پاسخ این سؤال را با ما به اشتراک میگذارد که چگونه میتوانیم مهارتهای ارتباطی خود را بهبود بخشیده و زندگیمان را از پیوندهایی غیرمنتظره و شادیهای کوچکی که با خود میآورند، سرشار کنیم.
به گزارش پیام آشنا، نویسنده در این کتاب به ما یادآوری میکند که این قدرت را داریم که جهان اطراف خود را به مکان دوستانهتری تبدیل کنیم؛ فقط کافی است کمی از دایره امن خود فاصله بگیریم.
درباره کتاب کمی اجتماعیتر
انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است؛ موجودی که خوشبختی، موفقیت و سعادت خود را در گرو داشتن روابط سالم با دیگران میبیند. اما وقتی پای عمل در میان باشد، برداشتن قدم اول برای برقراری ارتباط با افراد جدید ناگهان سخت و سنگین به نظر میرسد. از همکلام شدن با غریبهها یا حتی یک احوالپرسی ساده فرار میکنیم و مکالمات را سطحی نگه میداریم و حتی تایپ کردن را به حرف زدن ترجیح میدهیم. حال به عنوان موجوداتی که تا این حد از تعامل با یکدیگر هم سود میبریم و هم لذت، عجیب نیست که اصرار داریم آنقدر منزوی رفتار کنیم؟
نیکلاس اپلی (Nicholas Epley)، استاد علوم رفتاری، در کتاب کمی اجتماعیتر (A Little More Social: How Small Choices Create Unexpected Happiness, Health, and Connection) به بررسی همین مفهوم میپردازد که چرا جامعهی امروزی روزبهروز بیشتر به سمت انزوا کشیده میشود. او بخش اول کتاب را با این استدلال شروع میکند که مغز ما برای ارتباطات اجتماعی، تکاملیافته و همانقدر که سیگار کشیدن مضر است، تنهایی هم میتواند برای سلامت جسم و روح ما مضر باشد.
کتاب کمی اجتماعیتر؛ کلید برقراری ارتباطات موثر
در بخش دوم کتاب کمی اجتماعیتر، نیکلاس اپلی توضیحات خود را با بررسی موانعی ادامه میدهد که از اصلیترین عوامل اجتناب ما از تعاملات اجماعی به شمار میروند. تحقیقات نشان میدهند که بیشتر ما گرفتار برخی پیشبینیهای بدبینانه هستیم؛ اگر دوست نداشته باشند با من صحبت کنند چه؟ اگر مزاحم باشم چه؟ اگر آنها را معذب کنم چه؟ همین سؤالات در ذهن ما چرخ زده و مانع از برقراری ارتباطات موثر میشوند. این در حالی است که اکثریت افراد بسیار مهربانتر و مشتاقتر از آن چیزی هستند که ما تصور میکنیم.
بخش سوم کتاب کمی اجتماعیتر به معجزهی انتخابهای کوچک میپردازد. نیکلاس اپلی در این بخش سه فضیلت اخلاقی یعنی مهربانی، صداقت و قدردانی را معرفی میکند که استفاده از آنها در روابط بین فردی همچون معجزه عمل کرده و هم حال طرف مقابل را خوب میکنند و هم به ما شادی و نشاط بیشتری میبخشند.
راهکارهای تقویت مهارتهای ارتباطی برای درونگراها
در نهایت در بخش پایانی، نویسنده نقشهی راهی را در اختیار شما قرار میدهد که برای تغییر رفتار خود و شناسایی فرصتها، آسانسازی اقدامات و تبدیل آنها به روتین زندگی میتوانید از آن استفاده کنید. برداشتن موانع ذهنی و تلاش برای برقراری ارتباط مؤثر نهتنها غنای بیشتری به زندگی اجتماعی شما خواهد بخشید، بلکه دیگران را نیز از این شادی و لذتی که به اشتراک میگذارید، بینصیب نمیگذارد.
اگر به دنبال کتابهایی برای افزایش روابط عمومی و ارتباط اجتماعی خود هستید، خرید کتاب کمی اجتماعیتر میتواند قدم بلندی برای طی کردن این مسیر به سمت شکل دادن ارتباطات اجتماعی بهتر باشد. این کتاب را انتشارات زمان تغییر با ترجمهی ساسان جعفرنیا و بهاره قاسمی منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب کمی اجتماعیتر
• نیکلاس اپلی با تکیه بر پژوهشهای علمی و شواهد معتبر، به بررسی ریشهی موانعی میپردازد که انسانها ناخواسته در مسیر برقراری ارتباط با دیگران برای خود میسازند. همچنین راهکارهایی ساده و قابلاجرا را نیز برای غلبه بر این موانع پیشنهاد میکند. (بوکلیست)
• من این کتاب را واقعاً دوست داشتم. کتاب کمی اجتماعیتر نیکولاس اپلی میتواند زندگی شما را دگرگون کند. این کتاب که میتوان آن را آینهای از روزگار ما دانست، به خوبی توضیح میدهد که چرا بسیاری از ما تایپکردن را به گفتوگو، تنهایی را به معاشرت و انتشار پست برای انبوهی از مخاطبان را به ارتباطات رودرروی دو نفره ترجیح میدهیم. اثر پیش رو نثری زیبا، ساختاری سنجیده و صداقتی دوستداشتنی دارد و در نهایت، درباره هنر برقراری ارتباطات انسانی درس ارزشمندی به ما میدهد. (آنجلا داکورث، نویسندهی پرفروش نیویورکتایمز)
کتاب کمی اجتماعیتر برای شما مناسب است اگر
• با اضطراب اجتماعی دستبهگریبان هستید و یا به عنوان یک فرد درونگرا دوست دارید روی مهارتهای ارتباطی خود بیشتر کار کنید.
• از مدیران مشاغل یا صاحبان کسبوکارها هستید و دوست دارید با کمک کتابهای روابط اجتماعی، فضای امنی را برای تعامل بهتر در محل کار ایجاد کنید.
• احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی دارید و میخواهید با شکستن دیواری که به دور خود کشیدهاید، با افراد بیشتری ارتباط برقرار کنید.
در بخشی از کتاب میخوانیم
من قطعاً اولین کسی نیستم که برایش این سؤال پیش آمده که آیا برای خیر و صلاح خودمان به اندازه کافی با دیگران اجتماعی و خونگرم هستیم یا نه؛ اما آن روز صبح، اولین باری بود که آن باور بازدارنده را (همان باوری که سد راهم میشد تا دست دوستی به سمت کسی دراز کنم) اینطور آگاهانه و عامدانه به بوته آزمایش گذاشتم. نگاه کردن به واگن پر از جمعیتی که هر روز، درست مثل مومیاییها از یکدیگر فرار میکردند و چشم میدزدیدند، این جرقه را در ذهنم روشن کرد که: نکند این بدبینی بیجا و مفرط، یک بیماری همهگیر و مشترک میان همه ماست؟
کمکم شروع کردم به پرسیدن نظر دوستان و خانوادهام: «به نظرتون اگه شما هم مثل کار اون روز صبح من توی قطار، بیشتر با بقیه سر صحبت رو باز کنید، حال و روز بهتری پیدا نمیکنید؟» واکنش کلیشهای و غالب همهشان چیزی در این مایهها بود: «عمراً! اصلاً حرفش رو هم نزن!» واضح بود که این فرار از آدمها، بیشتر یک قانون نانوشته است تا یک استثنا. حتی برخی از همکارانم در دانشگاه شیکاگو، سناریوهای به شدت تخیلی را درباره پیامدهای همکلام شدن با غریبهها ردیف کردند: آدمربایی، خفتگیری و زورگیری، یا حمله فیزیکی!
یکی از آنها حتی گپ زدن با غریبهها در قطار را معادل «دیالوگ برقرار کردن با قاتلان زنجیرهای» دانست! به نظر میرسد ایلان ماسک هم دقیقاً اسیر همین ترسهای موهوم است؛ او از حملونقل عمومی متنفر است چون معتقد است «آنجا پر از یک مشت غریبه رندوم است که بالاخره ممکن است یکیشان یک قاتل زنجیرهای روانی باشد!» ماسک برای حل این خطر غریبهها، اصلاً رفت و شرکت «بورینگ» را راه انداخت تا تونلهای متروی جدیدی حفر کند؛ تونلهایی که آدمها را به صورت انفرادی و در کپسولهای کوچک جابهجا کنند تا مبادا گذارشان به تور یک قاتل زنجیرهای بیفتد!

خبرهای مرتبط
- غلبه بر شیطان — ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
- فلسفه قهوه — ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
- اجازه نده هر چیزی روی تو تاثیر بگذارد — ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
- طرح بازاریابی کسب و کارهای کوچک — ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
- معاملهگر ICT — ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
- تاثیر: روانشناسی متقاعدسازی — ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
- جوجه اردک زشت درون — ۱۰ شهریور ۱۴۰۵