پیام آشنا گزارش می دهد
دیپلماسی مشروط؛ راهبرد جدید ایران در برابر فشارهای آمریکا
۴ خرداد ۱۴۰۵اختصاصی پیام آشنا- مواضع تازه اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری اخیر را میتوان یکی از صریحترین صورتبندیهای دستگاه دیپلماسی ایران از وضعیت کنونی منطقه، مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا و معادله امنیت در خلیج فارس دانست؛ مواضعی که نشان میدهد تهران در حال بازتعریف همزمان دو میدان «بازدارندگی» و «دیپلماسی» است و تلاش دارد این دو را نه متعارض، بلکه مکمل یکدیگر معرفی کند.
مهمترین محور سخنان بقایی، پاسخ به ادعای وزیر خارجه آمریکا درباره تلاش ایران برای «ملیسازی» تنگه هرمز بود؛ ادعایی که تهران آن را نه یک بحث حقوقی، بلکه بخشی از جنگ روایتها میداند. سخنگوی وزارت خارجه با رد این تعبیر، تأکید کرد که همکاری ایران و عمان برای تدوین سازوکار جدید مدیریت تردد در تنگه هرمز، در چارچوب حقوق بینالملل و با هدف تأمین امنیت دریانوردی انجام میشود. این موضعگیری از چند جهت حائز اهمیت است.
نخست آنکه ایران تلاش میکند ابتکار عمل در پرونده امنیت خلیج فارس را از سطح واکنش نظامی به سطح طراحی سازوکار حقوقی و منطقهای منتقل کند. تهران با مشارکت دادن عمان، میکوشد نشان دهد مدیریت امنیت هرمز باید در اختیار دولتهای ساحلی باشد، نه نیروهای فرامنطقهای. دوم آنکه دستگاه دیپلماسی در تلاش است میان «کنترل امنیتی» و «مختلسازی تجارت جهانی» مرزگذاری کند. تأکید مکرر بقایی بر اینکه ایران قصد دریافت عوارض از کشتیها را ندارد، دقیقاً در راستای خنثیسازی نگرانیهای بینالمللی درباره احتمال تبدیل هرمز به ابزار فشار اقتصادی است.
در عین حال، سخنان بقایی نشان داد که تهران همچنان آمریکا و رژیم صهیونیستی را مسئول اصلی ناامنیهای اخیر منطقه میداند و هرگونه اقدام جدید در هرمز را واکنشی به «ناامنی تحمیلشده» توصیف میکند. این ادبیات در واقع تلاش برای مشروعیتبخشی به تغییرات احتمالی در ترتیبات امنیتی خلیج فارس است؛ تغییری که ایران میخواهد آن را نه اقدامی تهاجمی، بلکه پاسخی دفاعی معرفی کند.
بخش مهم دیگری از سخنان سخنگوی وزارت خارجه به مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا اختصاص داشت؛ مذاکراتی که به گفته او، فعلاً با میانجیگری پاکستان و از طریق تبادل پیام دنبال میشود. بقایی با وجود تأیید پیشرفت نسبی رایزنیها، بهصراحت اعلام کرد که هنوز توافقی نزدیک نیست و تهران به دلیل «تناقضگویی و بیثباتی تصمیمگیری در آمریکا» با احتیاط حرکت میکند.
آنچه در این میان بیش از همه جلب توجه میکند، تغییر اولویت اعلامی ایران در مذاکرات است. بقایی تصریح کرد که تمرکز فعلی جمهوری اسلامی نه بر جزئیات هستهای، بلکه بر «خاتمه جنگ» قرار دارد. این جمله را میتوان نشانهای روشن از تغییر دستور کار مذاکرات دانست؛ تغییری که احتمالاً تحت تأثیر تحولات میدانی و افزایش تنشهای منطقهای شکل گرفته است. در واقع تهران میخواهد این پیام را منتقل کند که بدون حل بحران امنیتی جاری، امکان ورود به توافقهای پایدارتر وجود ندارد.
همزمان، سخنگوی وزارت خارجه با تأکید بر «مقدس بودن» برنامه هستهای و مواد غنیشده برای ایران، تلاش کرد هرگونه تصور درباره عقبنشینی راهبردی تهران را رد کند. در این چارچوب، دستگاه دیپلماسی میکوشد مذاکره را نه از موضع ضعف، بلکه بهعنوان امتداد همان «اقتدار ملی» معرفی کند که به گفته بقایی، در میدان نظامی نیز خود را نشان داده است.
در حوزه سیاست داخلی نیز اظهارات بقایی حامل پیامهای مهمی بود. او آشکارا اعلام کرد که بخشی از منابع کشور صرف تقویت توان موشکی و پهپادی میشود و این مسئله را لازمه بازدارندگی دانست. این موضعگیری را میتوان پاسخی مستقیم به فشارهای تبلیغاتی آمریکا درباره هزینههای دفاعی ایران ارزیابی کرد. سخنگوی وزارت خارجه تلاش کرد با پیوند زدن امنیت ملی به زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور، استدلال کند که توان دفاعی نه یک انتخاب سیاسی، بلکه شرط بقای توسعه در ایران است.
در سطح منطقهای نیز تهران کوشید تصویری فعال از نقش خود ارائه دهد؛ از استقبال از میانجیگری کشورهایی چون پاکستان، قطر و ترکیه گرفته تا اعلام آمادگی برای کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان. این رویکرد نشان میدهد ایران در شرایط کنونی در تلاش است همزمان با حفظ مواضع سخت امنیتی، جایگاه دیپلماتیک و منطقهای خود را نیز تقویت کند.
در مجموع، سخنان بقایی را میتوان تلاشی برای ترسیم یک دکترین جدید در سیاست خارجی ایران دانست؛ دکترینی که بر ترکیب «بازدارندگی سخت»، «مدیریت منطقهای امنیت» و «دیپلماسی مشروط» استوار است. در این چارچوب، تهران میخواهد نشان دهد نهتنها از فشارهای نظامی و سیاسی عقبنشینی نخواهد کرد، بلکه آماده است قواعد جدیدی برای امنیت خلیج فارس و مناسبات منطقهای تعریف کند؛ قواعدی که به باور جمهوری اسلامی، باید بدون مداخله قدرتهای فرامنطقهای شکل بگیرد.