شبکه نمایش خانگی؛ لبه تیغ!
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵الهام آمرکاشی- در حالی از چندسال گذشته تا کنون، با فعالیت شبکه نمایش خانگی بخش عمدهای از اوقات فراغت خانوادهها در بستر دورهمیهای خانوادگی طی میشود که با نمایش مصرف دخانیات در شبکه مذکور، بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران در این زمینه معتقدند: «نسل جوان در معرض تهدید است».
محمدباقر صابری زفرقندی –مدیر گروه اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی ایران- با هشدار درباره ترویج مصرف دخانیات و موادمخدر در سینمای خانگی معتقد است: ظاهرا محدودیتی برای نمایش آنچه به عنوان آسیبها، ناهنجاریها یا رفتارهای خارج از عرف شناخته میشود، درنظر گرفته نمیشود.
به اعتقاد صابری زفرقندی؛ «بسیاری از کارشناسان معتقدند که الگوپذیری جمعی، مسیری ساده برای قبحزدایی از ناهنجاریها در سطح جامعه است. منتقدان پرداخت بیضابطه به آسیبهای اجتماعی بر این باورند که اگر متولیان فرهنگی، بهویژه کارگردانان، در تولید آثار خود به خطوط قرمز فرهنگی و اعتقادی جامعه توجه نکنند، ناخواسته به ابزاری برای ترویج همان ناهنجاریهایی تبدیل میشوند که خود منتقد آن هستند».
به گفتۀ وی: «نمایش مصرف الکل، سیگار و مواد مخدر نیز از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی که با رویکردی انتقادی همراه نباشد، بهسرعت موجب ترویج این رفتارها خواهد شد. دلیل این امر روشن است؛ چراکه با از بین رفتن قبح اجتماعی و تقویت الگوپذیری، این رفتارهای ناهنجار به تدریج جایگزین هنجارهای پذیرفته شده در جامعه میشوند».
و اگرچه طی سالهای گذشته تا کنون، شمار مصرف مواد دخانی در ردۀ سنیِ نوجوان، در مدار صعودی در حرکت است که با هشدار مکرر کارشناسانِ صاحبنظر در این حوزه؛ نادیدهانگاریهای متوالی -از خانواده گرفته تا نهادهای متولی و رسانههای رسمی پُرمخاطب در کشور- به تکرار دیده میشود.
آمار میگوید: «سیگارکشیدن، هرساله بیش از ۳۷ هزارنفر را در دنیا میکشد، آمار کشتار به وسیله سیگار چندبرابر بیشتر از تصادفات، خودکشی و ایدز است و در حالی، هرساله هزاران نفر بر اثر سیگارکشیدن میمیرند که در حقیقت نزدیک به ۹۰درصد از آنها برای اولینبار قبل از ۱۸سالگی سیگار کشیده بودند»!
جامعهشناسان متعدد در حالی موارد پرتکراری چون: حلقه دوستان، پیروی از والدین، مشکلات رفتاری و عدم حمایت خانوادگی، استرس و فرهنگ عامه را ازجمله موارد کلیدی در مصرف دخانیات در نسل نوجوان، عنوان میکنند که به اعتبار گزارشات متوالی و نگاه گذرا بر هرم کلیِ جامعه، مؤلفۀ «فرهنگ عامه» از اثرگذارترین اضلاع قابل بحث در این آسیب است.
فرهنگ عامهای که این روزها، افرادِ جامعه با تکیه بر باورِ «تسکین آلام بعد از پُکهای ممتد سیگار»، نسل به نسل به یکدیگر هدیه میدهند؛ موضوعیاست که در بازه زمانیِ کنونی و با افزایش آسیبهای متعدد اجتماعی، زنگخطر جدی برای قشر نوجوان محسوب میشود و به تناوب، با بیتفاوتی خانواده، بیبرنامگی دستگاههای ذیربط و عدم فرهنگسازیِ رسانه ملی، مواجه است.
ابوالقاسم عیسیمراد -دکترای روانشناسی و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی- ضمن اشاره به افزایش مشکلات ناشی از مصرف سیگار در جامعه معتقد است: «سودجویی و تبلیغات به سمتی پیش رفته که حتی در ایران قبح سیگارکشیدن برای خانمها از بین رفته و پسربچههای کمسن و سالی را در خیابان میبینیم که دنبال خرید سیگار و مصرف آن هستند».
عیسیمراد با تبیین این مهم که «مصرف سیگار یک نوع رفتار است؛ رفتاری که به فرد و هیجانات و اضطراب، اندوه، شادی و موقعیتهایی که در آن حضور دارد، دخیل بوده و بعد از مدتی نیاز به سم نیکوتین در خون، فرد را مشتاق کشیدن سیگار میکند»؛ تأکید دارد: «کشیدن سیگار، یک فعالیت جایگزین است؛ زیرا فرد در جامعه پرتنش و مملو از اضطراب و هیجان امروزی، برای تخلیه فشارهای روحی و روانی خود، آن را انجام میدهد. این موضوع، یک واکنش خارجی است که سرمنشأ آن، تنشهای داخلی است. البته این مقوله، جدا از اعتیاد به نیکوتین است. افراد غیرسیگاری نیز هنگام تنش و اضطراب، به اقدامهای مشابه روی میآورند؛ مانند جویدن ناخن، بازی با دکمه، حرکتهای سریع دست یا پا و مشغول شدن به کاری دیگر که ارتباطی با عامل استرسزا ندارد».
وی همچنین با ورود به مقولۀ تبلیغات بازدارنده در این خصوص، تبلیغات سازنده منع مصرف دخانیات را زمانی آگاهیبخش میداند که همراه با عمل باشد و در این باره میگوید: «زمانی که فردی هشدار منع مصرف میدهد، خودش سیگاری باشد پس به جای هشدار، عملاً ترغیب کرده است؛ کاری که امروزه انجام میشود. اگر سیگار بد است که بد هم هست نباید در فیلمها و تبلیغات استفاده شود. پزشکی که هشدار میدهد، خودش نباید سیگار بکشد. نقش خانوادهها هم مشخص است. پدری که سیگار میکشد، فرزندش را عملاً به کشیدن سیگار ترغیب میکند».
در این زمینه، رضا فریدی- درمانگر اعتیاد و فعال آسیبهای اجتماعی نیز دربارۀ آسیبهای مصرف قلیان و سیگار در دوران نوجوانی میگوید: نوجوانی دورهای است که با تغییرات شناختی، زیستی و روانشناختی همراه است و بسیاری از افراد در این دوره رشدی درگیر رفتارهای پرخطر از قبیل مصرف سیگار و قلیان و سایر مواد میشوند.
وی با اشاره به پژوهشهای مختلف که نشان میدهد؛ شیوع استعمال سیگار در نوجوانان و جوانان درحال افزایش است؛ هشدار میدهد: «در ایران نیز مصرف سیگار و قلیان از شایعترین موارد مصرف در میان دانشآموزان ایرانی است».
فریدی با اشاره به اینکه پایین بودن سطح سواد سلامت در جامعه و خانواده و گسترش باورهای غلط، میتواند انگیزه و گرایش به مصرف سیگار و قلیان را افزایش دهد، میگوید: «برای مثال باور غلطی که در کشورمان وجود دارد این است که بخشی از جامعه و خانواده و نوجوانان معتقدند سیگار و قلیان اعتیادآور نیست یا اینکه سیگار و قلیان مشکلی برای سلامتی ایجاد نمیکند؛ این موارد ازجمله باورهای غلطی است که در بین مردم به ویژه قشر نوجوان وجود دارد».
این درمانگر اعتیاد، معتقد است: «آموزش مهارتهای زندگی از قبیل مهارت خودآگاهی، همدلی کردن، تصمیمگیری، حل مسئله، ارتباطات، نه گفتن، تفکر خلاق، تفکر نقادانه، مدیریت استرس، مدیریت خشم و… متناسب با گروه سنی باید از کودکی و توسط نهادهایی چون خانواده، مهدهای کودک، مدرسه و… انجام شود و هرچه قدر از این موضوع مهم، چه توسط خانواده و چه توسط حاکمیت غفلت شود؛ در آینده شاهد بیشترشدن آسیبهای اجتماعی ازجمله اعتیاد به مواد مخدر خواهیم بود و این امر موجب از بینرفتن شور و نشاط، سرزندگی و امید به زندگی در بین خانوادهها خواهد شد و جامعهای افسرده همراه با آسیبهای اجتماعی فراوان را خواهیم داشت».
وی دربارۀ اهمیت آموزشهای خودمراقبتی از دوران کودکی نیز تأکید دارد: «این آموزشها باید از خانواده و درون مهدهای کودک و مدارس به کودکان داده شود؛ نهادهای مختلف از خانواده و آموزش و پرورش تا رسانه و دانشگاه، همه و همه در انتقال این آموزشها نقش دارند».
با توجه به مباحث موجود و روند افزایشی آمار مصرف در نوجوانان، باید منتظر بود و دید رویکرد تازه در این مسیر، در بدو امر در شبکه نمایش خانگی دیده خواهد شد و جامعه در آیندهای نه چندان دور، شاهد نسلی بدون پُکهای ممتد خواهد بود یا خیر!