مذاکره در میانه جنگ؛ تهران با بی‌اعتمادی وارد شد

پیام آشنا گزارش می دهد

مذاکره در میانه جنگ؛ تهران با بی‌اعتمادی وارد شد

۲۲ فروردین ۱۴۰۵

اختصاصي پيام آشنا- همزمان با آغاز رسمی مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده در اسلام‌آباد با میانجی‌گری پاکستان، روندی جدید از تعاملات سیاسی در بستر معادلات میدانی منطقه شکل گرفته است؛ روندی که بیش از هر چیز، بازتابی از تثبیت قدرت بازدارندگی ایران و ترجمه دستاوردهای میدانی به عرصه دیپلماسی محسوب می‌شود.

از میدان تا میز مذاکره؛ تغییر معادله به نفع ایران

تحولات منتهی به مذاکرات، در امتداد یک دوره فشرده از تقابل میدانی و سیاسی در منطقه قابل تحلیل است. جنگ ۴۰ روزه‌ای که با محوریت فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت شکل گرفت، نه‌تنها به تحقق اهداف اعلامی طرف مقابل منجر نشد، بلکه با مقاومت نیروهای مسلح و همراهی بی‌نظیر مردم ایران، به نقطه‌ای رسید که طرف آمریکایی ناگزیر به پذیرش توقف درگیری‌ها و درخواست برای آغاز مذاکرات شد.

در این چارچوب، آتش‌بس موقت دو هفته‌ای که با میانجی‌گری پاکستان و بر اساس بسته پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران اجرایی شد، نخستین گام در تغییر مسیر تقابل به سمت گفت‌وگو بود. این آتش‌بس، اگرچه هنوز از منظر تهران «کامل و قابل اتکا» ارزیابی نمی‌شود، اما بستری را برای آغاز رایزنی‌های سیاسی فراهم کرده است.

 

اسلام‌آباد؛ صحنه دیپلماسی چندلایه

ورود هیئت عالی‌رتبه جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی محمدباقر قالیباف به اسلام‌آباد و دیدارهای فشرده با مقامات پاکستانی، نشان‌دهنده اهمیت نقش میانجی‌گری این کشور در مقطع کنونی است. همزمان، حضور هیئت آمریکایی به ریاست معاون رئیس‌جمهور این کشور و دیدارهای جداگانه با نخست‌وزیر پاکستان، بیانگر شکل‌گیری یک کانال چندلایه برای مدیریت مذاکرات است.

در این میان، پاکستان تلاش کرده است با ایفای نقش فعال، مسیر گفت‌وگوها را به سمت دستیابی به «نتایج معنادار» هدایت کند؛ موضوعی که در اظهارات مقامات این کشور نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

 

شروط ایران؛ معیار سنجش جدیت طرف مقابل

بر اساس مواضع اعلام‌شده از سوی هیئت ایرانی، مذاکرات اسلام‌آباد بر مبنای یک چارچوب مشخص و از پیش تعیین‌شده دنبال می‌شود. مهم‌ترین محورهای این چارچوب عبارت‌اند از:

  • اجرای کامل آتش‌بس در لبنان و توقف واقعی حملات رژیم صهیونیستی
  • آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران
  • پرهیز از اقدامات تحریک‌آمیز و نقض تعهدات در طول مذاکرات
  • حرکت به سمت تثبیت یک آتش‌بس پایدار در سطح منطقه

تهران صراحتاً اعلام کرده است که تجربه بدعهدی‌های گذشته آمریکا، از جمله در جریان مذاکرات پیشین و حتی در میانه گفت‌وگوها، موجب شده است که این دور از مذاکرات با «بدبینی راهبردی» و در عین حال «آمادگی برای توافق واقعی» دنبال شود.

 

ورود به فاز کارشناسی؛ نشانه‌ای از جدیت یا آزمون اولیه؟

آغاز مذاکرات و ورود سریع آن به فاز کارشناسی و فنی، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تحرک در روند گفت‌وگوهاست. تشکیل سه کمیته سیاسی، اقتصادی و حقوقی و حضور چهره‌های تخصصی در این حوزه‌ها، بیانگر آن است که طرفین از سطح کلیات عبور کرده و وارد بررسی جزئیات شده‌اند.

از سوی دیگر، این تحول می‌تواند به‌عنوان یک «آزمون اولیه» برای سنجش میزان آمادگی طرف آمریکایی در پذیرش تعهدات عملی نیز تلقی شود. به‌ویژه آنکه موضوعاتی همچون نحوه آزادسازی دارایی‌ها یا سازوکار تضمین آتش‌بس، نیازمند بررسی‌های دقیق فنی و حقوقی است.

 

لبنان؛ گره راهبردی مذاکرات

یکی از مهم‌ترین محورهای مذاکرات، وضعیت میدانی لبنان و چگونگی اجرای آتش‌بس در این کشور است. جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد که کاهش نسبی حملات کافی نیست و آتش‌بس باید به‌صورت کامل و قابل راستی‌آزمایی اجرا شود.

از نگاه تهران، ایالات متحده به‌عنوان حامی اصلی رژیم صهیونیستی، مسئولیت مستقیم در الزام این رژیم به اجرای تعهدات دارد. بر همین اساس، موضوع لبنان نه‌تنها یک پرونده منطقه‌ای، بلکه معیاری برای سنجش صداقت و کارآمدی طرف آمریکایی در مذاکرات محسوب می‌شود.

 

دیپلماسی در چارچوب قدرت؛ راهبرد ثابت جمهوری اسلامی

یکی از ویژگی‌های برجسته این دور از مذاکرات، پیوند عمیق آن با مؤلفه‌های قدرت میدانی جمهوری اسلامی ایران است. مقامات ایرانی بارها تأکید کرده‌اند که «دیپلماسی ادامه میدان» است و دستاوردهای نظامی و امنیتی، پشتوانه اصلی تیم مذاکره‌کننده به شمار می‌رود.

در همین راستا، کنترل راهبردی تنگه هرمز، افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران در منطقه و نمایش توان بازدارندگی در برابر قدرت‌های بزرگ، همگی عواملی هستند که موقعیت تهران را در مذاکرات تقویت کرده‌اند.

 

تفاوت مذاکرات اسلام‌آباد با تجربه‌های گذشته

برخلاف مذاکرات پیشین که عمدتاً با تمرکز بر یک موضوع خاص (نظیر پرونده هسته‌ای) دنبال می‌شد، مذاکرات کنونی بر پایه یک دستورکار جامع طراحی شده است. این دستورکار، مجموعه‌ای از مسائل امنیتی، اقتصادی و منطقه‌ای را در بر می‌گیرد و تلاش دارد به‌صورت هم‌زمان به ریشه‌های تنش بپردازد.

پذیرش این چارچوب از سوی طرف آمریکایی، خود به‌عنوان یک دستاورد اولیه برای جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌شود؛ چراکه نشان‌دهنده تغییر در رویکرد واشنگتن و پذیرش واقعیت‌های جدید منطقه‌ای است.

 

چشم‌انداز مذاکرات؛ میان احتیاط و فرصت

با وجود آغاز رسمی مذاکرات و ورود به مراحل فنی، همچنان ابهاماتی درباره مدت زمان، سطح پیشرفت و حتی تداوم این گفت‌وگوها وجود دارد. برخی گزارش‌ها از احتمال کوتاه‌مدت بودن این دور از مذاکرات حکایت دارد، در حالی که منابع دیگر از نیاز به زمان بیشتر برای دستیابی به توافق سخن می‌گویند.

در این میان، رویکرد جمهوری اسلامی ایران بر «ارزیابی گام‌به‌گام» و «مشروط بودن پیشرفت مذاکرات به اقدامات عملی طرف مقابل» استوار است. به بیان دیگر، هرگونه پیشرفت در گفت‌وگوها، مستقیماً به میزان پایبندی آمریکا به تعهدات خود وابسته خواهد بود.

مذاکرات تهران–واشنگتن در اسلام‌آباد را باید نقطه تلاقی دو مسیر دانست: از یک‌سو، مسیر مقاومت و تثبیت قدرت میدانی جمهوری اسلامی ایران، و از سوی دیگر، مسیر دیپلماسی برای صیانت از منافع ملی.

آنچه این دور از مذاکرات را متمایز می‌کند، نه صرفاً آغاز گفت‌وگوها، بلکه شرایطی است که در آن این گفت‌وگوها شکل گرفته است؛ شرایطی که در آن، طرف مقابل ناگزیر به پذیرش واقعیت‌های جدید شده و جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر قدرت ملی، وارد میدان دیپلماسی شده است.

در چنین فضایی، موفقیت نهایی مذاکرات نه در بیانیه‌ها، بلکه در تحقق عملی مطالبات ملت ایران و تثبیت حقوق کشور در عرصه بین‌المللی معنا پیدا خواهد کرد.

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز