جنگ بیرون قاب

نگاهی به برخی فیلم‌های جشنواره فیلم فجر ۴۴

جنگ بیرون قاب

۱۸ بهمن ۱۴۰۴

فیلم "قمار باز" به کارگردانی محسن بهاری در دومین روز از جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد. با توجه به اتفاقات و جنگ ۱۲ روزه، توجه بسیاری از سینماگران به این موضوع، دستمایه ساخت آثار سینمایی. شده است.

در فرصت کوتاه جنگ ۱۲ روزه تا جشنواره فیلم فجر، آثار بسیاری با این مضمون تولید شده که برخی از آنها به جشنواره چهل و چهلم راه یافته است. “قمار باز” به موضوع هک بانک سپه در ایام این جنگ پرداخته و داستان خود را بر پیگیری علل و عوامل این اتفاق متمرکز کرده است. فرید با بازی کوروش تهامی مهندس برنامه نویسی که یکی مظنونین این هک محور روایت قرار می‌گیرد. درگیری و تقابل او با مامور امنیتی درام را شکل می‌دهد. کل اثر بر سر اتهامات او در جریان هک بانک می گذرد و علی رغم اینکه از عنصر غافلگیری نیز در ادامه داستان استقاده می‌شود، اما در نهایت کل روایت فیلم نه تنها درامی نمی‌سازد، بلکه موضوع مهم هک بانک را با چند بازجویی کوتاه و پیش پا افتاده به پایان می‌برد. شخصیت فرعی باران با بازی شبنم قربانی با اینکه نقش مهمی در این اتهامات دارد اما پرداخت درستی در شخصیت پردازی و نوع ورود او به داستان فیلم صورت نمی‌گیرد. ضمن اینکه روند بازجویی و اعتراف گیری از او نیز از مخاطب پنهان می‌شود. مامور امنیتی با چند سوال ساده به نتیجه دلخواه و قابل حدسش می‌رسد . نماهای بی دلیل داخل آسانسور برای تردید او باورپذیر نیست. فیلمساز سعی دارد با نمایش این تردیدهای سطحی و کوتاه، به فضای معمایی نزدیک شود. مراحل رسیدن به موضوع پرونده را پیچیده و نامعلوم جلوه داده و رسیدن به حقیقت را دشوار بنمایاند. اما در اجرا نه تنها این اتفاق نمی‌افتد، بلکه همه چیز بسیار ساده انگارانه و بی دردسر پیش میرود و علی رغم تردید و شک‌های پیمان به عنوان مامور امنیتی، ماجرا به راحتی برای مخاطب روشن و بی‌ابهام است.

در میانه پلان‌ها، گه گاه صدای بمباران و پرواز پدافندی به گوش می‌رسد. این تمهیدات برای نشان دادن شرایط جنگی کافی نیست. شخصیت‌ها نسبتی با این جنگ غیرمترقبه ندارند. این نکات نمی‌تواند بازتابی از جنگ چند ماه پیش باشد. ضمن اینکه پیوند دراماتیکی نیز با شخصیت‌ها و اتفاقات پیرامون آنها برقرار نمی‌کند.

 

تراکم آسیبهای اجتماعی

“خیابان جمهوری” به کارگردانی منوچهر هادی در دومین روز از جشنواره فیلم فجر در پردیس ملت به نمایش درآمد. فیلم مجموعه‌ای از آسیب‌های اجتماعی است. از فقر تا اعتیاد، سقط جنین و زنان سرپرست خانوار در کنار همدیگر حهانی خلق می‌کند که در تمام ارکان خود دچار انسداد شده است. آیلار با بازی الناز ملک درگیر مشکلات بسیاری است اما همه راه‌های برون رفت از مشکلات در نهایت بن بست می شود. زنی که به تنهایی در تهران درگیر یافتن همسرش می‌شود و در کنار آن سیل مشکلات دیگر او را به شخصیتی مستاصل تبدیل می کند که هیچ راهی برای یافتن حل مشکلاتش پیدا نمی‌کند. زنان در “خیابان جمهوری” قربانیانی هستند که امکان زیست سالم و مستقل برای آنها وجود ندارد. هر تلاش سالم و بی وقفه به بن بست می‌رسد. در کنار آنها مردانی هستند که درگیری توامان فقر و اعتیاد آنها زمینه تیره روزی زنان را فراهم می‌کند. فیلمساز به حدی حجم مشکلات شخصیت‌ها را افزایش می دهد که بعد از تماشای نیمی از فیلم، حس مخاطب نسبت به معضلات درهم تنیده کاراکترها بی اهمیت است. ضمن اینکه شخصیت اصلی نیز با توجه به موقعیت و جایگاه اجتماعی خود، هیچ کورسوی امیدی برای او پدید نمی‌آید. پرداخت غلوآمیز او امکان همذات پنداری را از بین می‌برد. در کنار اینکه راه های برون رفت از مشکلاتش محدود به چند اتفاق ساده شده اما او گویی نمی‌خواهد آنها را امتحان کند. هادی در فیلم آخرش با غلظت بیش از حد مشکلات شخصیت، قصد دارد او را نمونه‌ای جامعه آسیب پذیری نشان دهد که بسترهای رشد و زیست سالم برای او ممکن نیست. علاقه به این تم، “خیابان جمهوری” را به فیلمی مملو از نمایش درد و رنج تبدیل می‌کند که در حد نمایش درد باقی می‌ماند و فراتر از آن اتفاقی برای فیلم نمی‌افتد.

رویا سلیمی

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز