«افرادی که دانش دارند، اما دانایی ندارند»!
۳۰ دی ۱۴۰۴«افرادی که دانش دارند، اما دانایی ندارند»! گزارۀ فوق به طور صریح به بیسوادی سفیدی اشاره دارد که این روزها در حالی به کرات در افراد اجتماع حاضر -علیالخصوص در فضای مجازی- قابل مشاهده است که آسیب فوق در کنار بروز و ظهور اخبار جعلی، از جمله مقولات دارای اهمیتی است که از نگاه جامعهشناختی نیاز به ورود جدی و آسیبشناسی در این زمینه دارد.
مقالات متعدد در این راستا با گزارههایی مترادف چنین بازگو میکنند: «طی سالهای اخیر، گسترش رسانههای اجتماعی فرآیند ارتباط افراد با یکدیگر را تا حدود زیادی تسهیل کرده است. کاربران رسانههای اجتماعی اطلاعات را به اشتراک میگذارند، با سایرین ارتباط میگیرند و در خصوص رویدادهای ترند شده در این فضا بحث و تبادل نظر میکنند. با این حال، بسیاری از اطلاعاتی که اخیراً در این فضا منتشر شده، مشکوک به نظر میرسند و حتی برخی از آنها به قصد فریب سایرین تولید میشوند، این محتواها غالباً «اخبار جعلی» نامیده میشوند. گسترش این پدیده ظرفیت ایجاد مشکلات جدی و مهمی را برای جوامع دارد و اثر آن بر رویدادهای متعدد، نگرانیهایی را در پی داشته و منجر به اتخاذ رویکردهای مقابلهای با آن شده است.
بررسیها نشان میدهد دولتها اقدام به وضع قوانین و مقررات و پاسخگو ساختن پلتفرمهای آنلاین کردهاند، پلتفرمهای رسانههای اجتماعی اقدام به تعبیه الگوریتمهای تشخیص خودکار، فیلتر محتوای مضر، تشخیص شبکه انتشار این محتواها، شناسایی و حذف رباتها و حسابهای کاربری جعلی کردهاند و سازمانهای برودکست نیز با توجه به جایگاه مناسبشان در سبد مصرف رسانهای شهروندان جهان به دو روش، امکان مقابله با اخبار جعلی را دارند: نخست از طریق ارائه اخبار صحیح، دقیق و قابل اعتماد و دوم از طریق رد خبر جعلی و آگاهسازی عموم نسبت به آنها».
دراین مسیر، در حالی «منِ آگاه» و «سواد سفید» میتواند از صدمات اخبار جعلی جلوگیری کند که فرهنگسازی در خصوص هر دو مقوله نیاز به ورود جدی آموزش و پرورش و رسانه ملی دارد.
در بدو امر، در تعریف سواد سیاه که در واقع همان سواد خواندن و نوشتن است، اینگونه برآورد است که: از آن جهت سیاه تلقی میشود که سواد با اَسوَد (رنگ سیاه) همخانواده است، معنی آن سیاهی است. بنابراین میتوان گفت کلمه سواد در فرهنگ ما به این اشاره داشته که کسی میتواند کاغذ سیاه کند یا سیاهیهای کاغذ را بخواند.
دربارهٔ ریشهشناسی کلمهٔ سواد در زبان انگلیسی (Literacy) هم زیاد صحبت شده است. یکی از نظریههای پرطرفدار این است که Literate با Letter همخانواده است و باسواد -در فرهنگ انگلیسی- کسی بوده که با حروف سروکار داشته و میتوانسته آنها را بخواند و بنویسد.
در تقابل، سواد سفید شامل یکسری اطلاعات که یونسکو در تعریف سواد بیان کرده بود مثل سواد عاطفی، مالی، ارتباطی و… است و بیسوادی سفید یعنی من مدرک دارم اما نمیتوانم از اطلاعات رشته تحصیلیام استفاده کنم و کاربرد آن را در زندگی پیاده کنم.
به این بند توجه کنید: «امروز نیاز ما سواد خواندن و نوشتن نیست، بلکه نوع دیگری از سواد است. سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد، سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی، سواد عاطفی و دهها سواد دیگر را بیاموزد. کسانی که از بیسوادی سفید بهرهمندند؛ به طور مستمر در فضای مجازی و حقیقی فعال هستند و مینویسند و سخنرانی میکنند و انبوهی از مدارک تحصیلی و عناوین دانشگاهی را با خود همراه دارند ولی در سادهترین ارتباط با خانواده و دوستان و آشنایان، دچار چالش و ضعفهای جدی هستند. این افراد به شکل فزایندهای مطالب و اخبار مهیج را بدون بررسی و اطمینان از صحت آن، از طریق رسانه و پیامک و پست الکترونیک و سایر تجهیزات و روشهای ارتباطی، به دیگران منتقل و منتشر میکنند، ولی از سادهترین اصول مورد نیاز ارزیابی و تعیین صحت خبر و ارتباط، بیبهرهاند. با شنیدن خبرهای گوناگون اقتصادی و سیاسی، بدون بررسی و توجه به دانش اقتصادی مورد نیاز فعالیتهای اقتصادی، تأثیر میپذیرند و اقدام به تحرک اقتصادی و فعالیتهایی نظیر جابهجایی سرمایه از بانک به بازار طلا و یا از طلا به بازار ارز یا از ارز به ملک و… کرده و پس از مدتی با ناکامی و ناامیدی از دوست و آشنا، درخواست مشاوره و راهنمایی جهت انتخاب زمینه مناسب سرمایهگذاری میکنند».
با توجه به پیشدرآمد موجود در این زمینه، ضرورت دارد که هر فرد در تقابل با هر آنچه میشنود یا در فضای مجازی میبیند، به تفکیک، سؤالات درستی دربارۀ اخبار منتشرشده از خود بپرسد:
«کدام شخص یا روزنامه یا شبکه تلویزیونی معتبر این خبر را منتشر کرده است؟
آیا جملهبندی آن احساسات را برمیانگیزاند؟ (اخبار جعلی برای تأثیرگذاری بیشتر معمولاً به گونهای نوشته میشوند که احساسات مردم را درگیر کنند. بنابراین اگر لحن بیان خبری باعث عصبانیت بیش از حد یا خوشحالی زیاد شد، باید به اصالت آن شک کرد!)
کدام رسانهها و افراد معتبر این خبر را بازنشر کردهاند؟
وضعیت اخبار جعلی در چه حال است؟ آیا در زمانی که شما این خبر مشکوک را میخوانید، تعداد اخبار جعلی بیشتر نشده است»؟
با توجه به موارد عدیده در این خصوص که به توالی قابل بحث و بازنگری است؛ به نظر میرسد وقت آن رسیده که در کنار دروس ثابت در مدارس، اوقات مشخصی برای تدریس سواد مجازی و تمرکز بر بروز بیسوادی سفید در نوجوانان، تعبیه گردد که سهم قابل توجهی از فضای مجازی به قشر نوجوان کشور اختصاص دارد.
باید منتظر بود و دید آیا میتوان با فرهنگسازی در این زمینه از طریق آموزش و پرورش و رسانه ملی، به آیندۀ جامعه در مدار منِ آگاه، امیدوار بود یا خیر!
الهام آمرکاشی