سواد رسانهای مکمل سیاستهای اقتصادی
۱۰ دی ۱۴۰۴روزهای اخیر، بازار ارز و طلا در ایران با نوسانات شدیدی مواجه شد که نه تنها فعالان اقتصادی، بلکه عموم مردم را تحت تأثیر قرار داد. تعطیلی و نیمهتعطیلی مغازهها توسط بازاریان در نقاط مختلف تهران، به وضوح نشاندهنده اضطراب و نگرانی ناشی از تغییرات سریع و بیثباتی قیمتهاست. اما تجربه نشان داده است که بخشی از این واکنشها، نه ناشی از کمبود واقعی کالا یا منابع، بلکه نتیجه اثر روانی رسانهها و شایعات است.
امروزه فضای رسانهای، از شبکههای اجتماعی گرفته تا خبرگزاریها و کانالهای خبری، نقشی تعیینکننده در شکلدهی رفتار اقتصادی و اجتماعی دارد. همانطور که کارشناسان تأکید کردهاند، جنگ روانی دشمن با هدف ایجاد بیاعتمادی و فشار بر معیشت مردم طراحی شده است و استفاده از ابزارهای رسانهای، میتواند به سرعت نگرانیها و اضطرابها را تشدید کند. در چنین شرایطی، سواد رسانهای و توانایی تحلیل اخبار به یکی از ضرورتهای حیاتی برای شهروندان و فعالان اقتصادی تبدیل میشود.
سواد رسانهای، در سادهترین تعریف، یعنی توانایی درک، تحلیل و ارزیابی پیامهای رسانهای و تشخیص اطلاعات درست از نادرست، واقعیت از شایعه و اطلاعات مفید از محتوای التهابآفرین. بدون این مهارت، افراد به راحتی تحت تأثیر موجهای رسانهای قرار گرفته و تصمیمات اقتصادی و اجتماعی آنها میتواند تحت تأثیر اخبار ناقص یا جهتدار قرار گیرد. در بحرانهای اقتصادی اخیر، این واقعیت به روشنی مشاهده شد: انتشار شایعات درباره کاهش عرضه کالاها یا افزایش لحظهای نرخ ارز، منجر به رفتارهای هیجانی مردم و ایجاد نوسانات بیشتر شد، حتی زمانی که منابع و کالاها کافی بود.
خبرنگاران، رسانهها و مسئولان اجرایی نیز نقش مهمی در مدیریت این شرایط دارند. اطلاعرسانی دقیق و مسئولانه، مقابله با شایعات و تبیین واقعیتهای اقتصادی، کلید کاهش نگرانیهای روانی در بازار است. تجربههای گذشته نشان داده است که مرز میان آگاهیبخشی و تشدید اضطراب بسیار باریک است؛ عبور ناآگاهانه از این مرز، میتواند به بیثباتی گسترده در معاملات و کاهش اعتماد عمومی منجر شود.
از سوی دیگر، تحلیل اخبار و اطلاعات اقتصادی، نیازمند نگاه چندجانبه و منطبق بر دادههای واقعی است. فعالان اقتصادی، رسانهها و عموم مردم باید توانایی تشخیص اخبار رسمی و معتبر از محتواهای گمراهکننده یا جهتدار را داشته باشند. برای نمونه، تحلیل صحیح تصمیمات بانک مرکزی، اطلاعیههای رسمی دولت و اقدامات نظارتی قوه قضاییه میتواند به کاهش اضطراب و مدیریت رفتار بازار کمک کند، در حالی که انتشار ناقص یا تفسیرهای هیجانی همان اخبار، ممکن است شرایط را وخیمتر کند.
اهمیت سواد رسانهای تنها محدود به مقابله با شایعات نیست؛ بلکه اعتمادسازی عمومی و تقویت تابآوری اقتصادی جامعه را نیز شامل میشود. وقتی مردم و فعالان بازار بتوانند اخبار را با منطق تحلیل کنند، کمتر تحت تأثیر القائات روانی قرار میگیرند و تصمیمات اقتصادی آنان مبتنی بر واقعیت خواهد بود. این امر به نوبه خود، به کاهش نوسانات هیجانی و تثبیت بازار کمک میکند.
مسئولان نیز بر ضرورت هماهنگی میان سیاستهای اقتصادی، اقدامات قضایی بازدارنده و مدیریت هوشمندانه فضای روانی تأکید دارند. در این میان، رسانهها و خبرنگاران با عملکرد حرفهای و مسئولانه، میتوانند نقش مکمل این سیاستها را ایفا کنند. انتشار تحلیلهای دقیق، شفافسازی تصمیمات و ارائه آمار قابل اعتماد، به کاهش اضطراب روانی و ارتقای سطح سواد رسانهای عمومی کمک میکند و جامعه را در برابر جنگ روانی مقاومتر میسازد.
روز گذشته انتشار گزارش ها و تصاویر اعتراض بازاریان توسط خبرگزاری های رسمی نقش موثری در آرام سازی فضای روانی جامعه داشت و نشان داد که اعتراضات شنیده شده است. بُعد دیگر ماجرا هم در نوع خود جالب بود، شبکه های معاند دیگر نمی توانستند هر تصویر یا ویدئویی را با دستکاری نشان داده و به عنوان سند تصویری همان رو به خورد مخاطب دهند.
به بیان ساده، نوسانات اقتصادی تنها با ابزارهای مالی و نظارتی کنترل نمیشوند؛ بلکه مدیریت روانی بازار و سواد رسانهای مردم، مکمل سیاستهای اقتصادی و قضایی است. این واقعیت امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است، چرا که در عصر ارتباطات، اخبار و اطلاعات به سرعت منتشر میشوند و هر واکنش هیجانی میتواند اثر دومینو بر بازار و اعتماد عمومی داشته باشد.
در نهایت، پیام روشن است؛ هر شهروند و فعال اقتصادی، با ارتقای سواد رسانهای و تحلیل دقیق اخبار، میتواند در کاهش التهاب بازار و حفظ آرامش جامعه سهیم باشد. مسئولیت این امر تنها بر دوش رسانهها و خبرنگاران نیست؛ بلکه مشارکت عمومی و نگاه تحلیلی مردم، ستون اصلی مقابله با جنگ روانی و ایجاد ثبات اقتصادی خواهد بود. در چنین شرایطی، رسانه مسئولانه و سواد رسانهای، نه یک گزینه، بلکه ضرورتی حیاتی برای عبور از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی است.
باهره حیدری