تعویق مرگ

نگاهی به فیلم «زنده شور»

تعویق مرگ

۲۲ شهریور ۱۴۰۵

آخرین ساخته کاظم دانشی، روایت ساعات پایانی زندگی پنج زندانی محکوم به قصاص است که در تلاش نماینده دادستان برای گرفتن از رضایت و بخشش از اولیای دم، وارد چالش می‌شود. شروع درگیر کننده فیلم با بازی امیر جعفری به عنوان یکی از متهمان بی‌گناهی که خود را چوبه دار سپرده است؛ می‌تواند نوید یکی از فیلم‌های اجتماعی سال‌های اخیر را بدهد. شخصیت پردازی و بازی و دکوپاژ طراحی شده برای لحظات پایانی زندگی او، همراهی مخاطب را برمی‌انگیزد و درگیری احساسی با کاراکتر و فضای تنگ و تاریک زندان را به خوبی برقرار می‌کند. افتتاحیه فیلم البته تنها به جذابیت و تحمیل بار احساسی نمی‌انجامد؛ بلکه کلید اتفاقاتی می‌شود که در ادامه ماجرا بر تصمیم‌گیری‌های دیگر شخصیت‌ها تاثیر می‌گذارد. اما چقدر این تمهید می‌تواند ظرفیت و پتاسیل لازم را برای ادامه فیلمی دو ساعته داشته باشد؟

رویا سلیمی: بعد از ضربه نخست فیلم و اجرای حکم قصاص برای متهمی که بی‌گناه بوده، زمینه‌های موثری برای شک در روند ادامه اجرای حکم قصاص در مورد دیگر متهمین پیدا می‌شود. در اینجا نماینده دادستان که باید نظارت بر روند این قصاص‌ها داشته باشد، ‌به یکباره در نقش ناجی فراقانونی، مقابل اجرای حکم می ایستد و سعی دارد اولیای دم را برای گرفتن رضایت مجاب کند. این تلاش تمام آن چیزی است که در طول فیلم شاهد آن هستیم. اما انگیزه او برای ایستادن در مقابل اجرای احکام نه تنها قوی و جدی نیست، بلکه اساسا با منطقی که خود او نیز مطرح می‌کند همخوانی ندارد. او که چند سال پیش نیز چنین اشتباهی را مرتکب شده و متهم بی‌گناهی را برای اجرای حکم فرستاده است؛ با بیان این خاطره سعی دارد انگیزه خود را از عدم اجرای احکام به مخاطب القا کند. اما این خاطره نه تنها قابلیت لازم را برای انگیزه چنین کار متحورانه‌ای القا نمی‌کند، بلکه تنها چند جمله را برای درام کلی داستانی مطرح می‌کند که بر هیچ منطقی استوار نیست. منطق سست تصمیم او کل فیلم را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. ضمن اینکه او به عنوان یک مامور فراقانون در مقابل مسئول دیگری قرار می‌گیرد که با ظاهری تیپیکال به گروه و جریانی اشاره دارند که از حکم قصاص دفاع می‌کند. ظاهر و تیپ شخصیت شبنم مقدمی در مقام مسئولی که اصرار بر اجرای حکم دارد، آنتی پاتیک‌تر از چیزی است که بتوان آن را در قالب قصه پذیرفت. عملا با این معرفی تیپ زنی چادری که صلوات شمار در دست دارد و با ابروهای گره کرده به شدت اصرار بر اجرای حکم دارد؛ این طیف را در مقام گروه خشونت طلب و سنگدلی قرار می‌دهد که همان تصویر کلیشه‌ای در طیفی از اذهان عمومی را بازنمایی خواهد کرد. این دو قطبی سازی و نشان دادن شمایل خشونت طلب زنی با حجاب و معتقد، ضربه دیگری است که کارگردان به عقاید و اصول مذهبی وارد می‌کند. گویی او که نماینده قانون و شرع است، همان انسان ناسازی است که در میان عموم جامعه پس زده می‌شود و هیچ مماشاتی از ناحیه این طیف در مقابل گروهی از متهمان صورت نمی‌گیرد. هر چند به لحاظ منطقی و قانونی این مماشات ابدا جایز نیست؛ اما نوع شخصیت‌پردازی، گریم و اکت بازیگران به نحوی است که منطق قانون و احکام زیر سوال رفته و آنچه که احساسات فراقانونی حکم می‌کند؛ گویی درست و به جا قلمداد می‌شود. در میانه این طیف، روحانی زندان هم از این نگاه کلیشه ای و ضد آنتی‌پاتیک فیلمساز بی بهره نیست. روحانی با بازی تورج الوند، بی کارکردترین و بی اهمیت ترین شخصیتی است که در فیلم می‌بینیم. او اگرچه فردی مهربان و خیرخواه تصویر می شود؛ اما همواره از سوی متهمان و خانواده‌های اولیای دم با انواع اقسام توهین و تحقیرها روبروست. حتی در دیالوگی یکی از آنها به روحانی می‌گوید چرا با دو تا آیه سر لجشون میاری؟ یا بهترین کارت اینکه سکوت کنی. او نه تنها کارکرد اجتماعی ندارد، بلکه به عنوان زائده‌ای تصویر می‌شود که حضورش تنها در حد برگزاری یک سری آیین‌های دست و پا گیر است که نمی‌گذارد شخصیت‌ها به راحتی خود را در دل تصمیم‌گیری‌ها جای دهند. او که باید در لحظات پایانی این محکومان نقطه اتصال آنها برای توبه و آماده شدن برای ورود به دنیای دیگر باشد؛ به مزاحمی بدل شده که نقش مثبتی در سرنوشت کاراکترها ندارد. در مجموع و در نگاه لانگ شات شاید بتوان گفت که «زنده شور» چنان روی خط کلیشه‌ها حرکت می‌کند با افکار عوام زده سطحی، ریتم داستان را پیش می‌برد که گویی این کلیشه‌ها همان واقعیتی است که در دل جامعه همه روزه در جریان بوده و او بازنمایی آنها را در فیلم عرضه می‌کند.

 

 

 

 

 

 

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز