پیام آشنا گزارش می دهد
نفت، زور و روایتسازی؛ پشت پرده عملیات آمریکا در ونزوئلا
۱۶ دی ۱۴۰۴اختصاصی پیام آشنا- حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور قانونی این کشور، نهتنها یک بحران امنیتی یا دیپلماتیک، بلکه نشانهای از بازگشت بیپرده منطق زور در سیاست بینالملل است. همزمانی این رخداد با تهدیدهای صریح دونالد ترامپ علیه ایران، پرسشی جدی را پیش روی ناظران قرار داده است: آیا واشنگتن در حال تمرین یک الگوی جدید مداخلهگری است یا آنچه رخ میدهد، بخشی از جنگی ترکیبی و چندلایه علیه دولتهای مستقل است؟
از کاراکاس تا تهران؛ منطق «هدف کمهزینه» و «سناریوی پرریسک»
حمله آمریکا به ونزوئلا و انتقال رئیسجمهور این کشور به نیویورک برای محاکمه، بدعتی کمسابقه در روابط بینالملل معاصر به شمار میرود. ربایش عالیترین مقام اجرایی یک دولت مستقل، نهتنها نقض آشکار منشور ملل متحد و قواعد آمره حقوق بینالملل است، بلکه بیانگر آن است که دولت ترامپ دیگر حتی ضرورتی برای پنهانسازی اهداف و ابزارهای خود احساس نمیکند.
با این حال، تعمیم مستقیم سناریوی ونزوئلا به ایران، تحلیلی سادهانگارانه خواهد بود. ونزوئلا با وجود برخورداری از بزرگترین ذخایر نفتی جهان، فاقد بازدارندگی مؤثر منطقهای و توان پاسخگویی متقارن یا نامتقارن به آمریکاست. در مقابل، ایران بازیگری است که هرگونه اقدام نظامی مستقیم علیه آن، میتواند کل منطقه را وارد چرخهای از بیثباتی غیرقابلکنترل کند. از همین رو، ونزوئلا برای ترامپ «هدف کمهزینه» و ایران «سناریوی پرریسک» محسوب میشود.
تهدید نظامی؛ ابزار امتیازگیری یا مقدمه جنگ؟
اظهارات تهدیدآمیز اخیر ترامپ علیه ایران، بهویژه تمرکز او بر نحوه مواجهه تهران با اعتراضات اقتصادی، بیش از آنکه نشانه تصمیم برای اقدام نظامی باشد، بخشی از یک عملیات روایتسازی سیاسی و رسانهای است. تجربه نشان داده که ترامپ از تهدید نظامی نه بهعنوان تصمیم نهایی، بلکه بهمثابه «کارت بازی» برای اعمال فشار روانی، تشدید شکافهای داخلی و امتیازگیری سیاسی استفاده میکند.
در این چارچوب، آنچه علیه ایران جریان دارد، نه تدارک جنگی شبیه ونزوئلا، بلکه تشدید یک جنگ ترکیبی است؛ جنگی که همزمان رسانه، اقتصاد، دیپلماسی، تحریم و تهدید نظامی را به کار میگیرد. میدان اصلی این نبرد، نه آسمان و زمین، بلکه ذهنها، محاسبات و تصمیمگیریهاست.
استقبال تلآویو و شکاف در اجماع جهانی
استقبال صریح رژیم صهیونیستی از حمله آمریکا به ونزوئلا و تمجید نتانیاهو و وزیر خارجه این رژیم از ربایش مادورو، در کنار موج محکومیتهای جهانی، شکاف عمیق در نظام بینالملل را آشکار کرد. از هند، استرالیا، ژاپن و کره جنوبی گرفته تا مالزی و حتی برخی سیاستمداران آمریکایی مانند برنی سندرز، همگی بر نقض حقوق بینالملل و خطر بیثباتی جهانی تأکید کردند.
این واکنشها نشان میدهد که اقدام آمریکا نهتنها اجماعساز نبوده، بلکه نگرانی فزایندهای نسبت به فروپاشی قواعد حقوقی و جایگزینی منطق زور بهجای حقوق ایجاد کرده است؛ روندی که میتواند دامنهای فراتر از آمریکای لاتین داشته باشد.
نفت؛ لحظه افشای بیپرده اهداف واقعی
نقطه اوج ماجرا، سخنان صریح ترامپ درباره نفت ونزوئلا بود؛ جایی که او بدون اشاره به دموکراسی یا حقوق بشر، آشکارا اعلام کرد آمریکا برای نفت وارد عمل شده و هزینه عملیات نظامی از محل فروش همین منابع تأمین خواهد شد. این اظهارات، نقاب از چهره مداخله برداشت و نشان داد که مسئله اصلی، کنترل منابع است نه نجات ملتها.
این صراحت، اگرچه بیسابقه به نظر میرسد، اما در واقع ادامه همان الگوی تاریخی مداخلهگری آمریکا در آمریکای لاتین است؛ الگویی که در آن فشار اقتصادی، بحرانسازی، مداخله و در نهایت تصاحب منابع، با شعارهای زیبا توجیه میشود.
پیامدهای راهبردی؛ ونزوئلا بهمثابه هشدار
پرونده ونزوئلا امروز به یک گره ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ جایی که منافع آمریکا با حضور چین، روسیه و ایران تلاقی میکند. موفقیت یا ناکامی واشنگتن در این کشور، پیام روشنی برای سایر دولتهای مستقل خواهد داشت: یا تبعیت از نظم مورد نظر آمریکا، یا مواجهه با فشار و مداخله.
برای ایران، درس اصلی این تحولات نه ترس از حمله نظامی مستقیم، بلکه ضرورت هوشیاری در برابر جنگ ترکیبی، نبرد روایتها و تلاش برای فرسایش اراده سیاسی است. تجربه ونزوئلا نشان میدهد که استقلال سیاسی، در جهان امروز همچنان پرهزینه است؛ اما هزینه تسلیم، بهمراتب سنگینتر و پایدارتر خواهد بود.
حمله آمریکا به ونزوئلا و ربایش رئیسجمهور این کشور، بیش از آنکه یک اقدام موردی باشد، نشانه بازگشت عریان امپریالیسم به صحنه سیاست جهانی است. ایران اگرچه هدف فشار حداکثری و تهدیدهای ترامپ قرار دارد، اما هدف بعدی یک حمله نظامی مستقیم نیست. آنچه محتملتر است، تداوم نبردی چندلایه است که سلاح اصلی آن نه موشک، بلکه روایت، تحریم، فشار روانی و مهندسی بحران است. ونزوئلا امروز آینهای است که آینده این منازعه را با وضوح بیشتری نشان میدهد.