نگاهی به نمایش “سوگ”

نگاهی به نمایش “سوگ”

۱۰ دی ۱۴۰۴

نمایش "سوگ" نوشته سهیل امیر شریفی و کارگردانی پانیذ برزعلی در جشنواره تئاتر شهر به نمایش درآمد. نمایش تک پرسوناژ "سوگ" روایت مواجهه کاراکتر با مرگ مادربزرگی است که نقش اساسی و تعیین کننده‌ای در شکل‌گیری شخصیت و برخورد او با مسائل دارد. نمایش دو مضمون مواجهه با مرگ نزدیکان و گذر از وضعیت فعلی را با مضامین دیگری مانند مهاجرت و مصائب آن را پیش می‌برد. کاراکتر اصلی با توجه به ویژگی‌های فردی مادربزرگش سعی دارد این نقصان را در زندگی‌اش تاب بیاورد. اما تاب‌آوری او سرنوشت و چشم انداز مبهم آینده‌اش را دستخوش تغییرات اساسی می‌کند. او که با مشورت پارتنر خود روش‌های مختلف مواجهه با سوگ را بررسی می‌کند، نمی‌تواند راهی را برای سوگواری و اشک ریختن در مرگ مادربزرگش بیابد. ماندن در میانه سوگی نامتعارف و رفتن از ایران و زندگی با پارتنر، دو راهی است که برای ادامه مسیر خود مجبور به انتخاب یکی از آنهاست. گویی این انتخاب است که معنی زندگی شخصیت را شکل می‌دهد. اما در ادامه او که به شدت تحت تاثیر افکار و زیست منحصر به فرد مادربزرگ خود است، ماندن و سوگواری را بر رفتن و تجربه زندگی جدید انتخاب می‌کند.

او از فراموشی مادربزرگ و علائم بروز شدت آن و نحوه مواجهه او با این فراموشی مدام صحبت می‌کند. عارضه‌ای که خود کاراکتر نیز کم و بیش علائم اولیه آن را در خود می‌بیند. فراموشی موروثی و سعی در پنهان کردن آن، همان نقطه وصلی است که مرزهای میان شخصیت اصلی و مادربزرگ را کم کم از میان برمی‌دارد. تا جایی که او سعی می‌کند مرگ مادربزرگ را فراموش کرده و نبود او را انکار کند. این انکار و عدم پذیرش مرگ، درواقع انتخاب نهایی اوست. انتخابی که ضمن تحمل رنج، زیست او را در دامنه گسترده تری معنی می‌دهد. او درواقع آینده خود را در گذشته کسی می‌بیند که بیشترین تاثیر را بر او و افکارش داشته است. گذشته در اینجا تنها راهی برای رسیدن به جهانی جدید نیست، بلکه چشم اندازی است که می‌تواند شخصیت را فراتر از مرزهای سوگواری، به تنظیم روابطش با اطرافیان و زیست مسالمت آمیزش با مسئله سوگ مرتبط سازد.

مفهوم گذشته گرایی از این‌ منظر مهم به نظر می‌رسد که شخصیت علی‌رغم توجه به تجربه جهانی تازه، به گذشته بازمی‌گردد و سعی دارد در مفاهیم شخصی مادربزرگ از مفهوم زیستن، آینده خود را ترسیم کند. آینده‌ای که پیوندی اساسی با گذشته داشته و نمی‌توان از آن فرار کرد.

این پیوند درواقع مسیری است که تکرار زمان را بازتعریف می‌کند. گویی کاراکتر گذشته همان مادربزرگی است که نحوه سوگواری برای او به یکی از سوالات اساسی شخصیت نمایش بدل شده است. درواقع زمان پریشی نمایش آن را به جا به جایی شخصیت‌ها، زمان‌ها و مکان‌ها وامی دارد. زمانی که در آن گذشته آینده‌ای می‌شود که هنوز رخ نداده و قرار است در زیست فعلی مادربزرگ تبلور یابد.

نظرات کاربران
2 نظر

  • Zarai در 4 هفته قبل

    بسیار عالی ✨️


  • سمیه در 4 هفته قبل

    بسیار شیوا وروان وجذاب نقدشده بود

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز