اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی: شکوفایی استعدادهای نهفته
۲۱ آذر ۱۴۰۴پیام آشنا: فحوای کلام مایکل سیمپسون در کتاب اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی این است: «کوچینگ و مربیگری به معنای دستور دادن یا حل مشکلات فردی نیست؛ بلکه فرآیندی است که توانمندیها و استعدادهای نهفته را آشکار کرده و تعهدی عمیق برای تحقق اهداف ایجاد میکند.». این نویسنده با معرفی هفت مهارت اساسی کوچینگ، چارچوبی عملی و کاربردی در اختیار خواننده قرار میدهد تا از این طریق ظرفیتهای فردی و اهداف سازمانی به شکلی هماهنگ و همافزا به هم پیوند بخورند.
درباره کتاب اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی
نخستین مهارتی که مایکل سیمپسون (Michael K Simpson) در کتاب آموزشی اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی (Unlocking potential: 7 coaching skills that transform individuals) سازمانی معرفی میکند، چیزی نیست جز اعتمادسازی. در واقع اعتمادسازی شالودهی هر رابطهی کوچینگ است و بدون آن هیچ دستور یا روشی اعتبار نخواهد داشت. سپس مبحث به چالش کشیدن انگارههای ذهنی یا پارادایمها بهعنوان دومین مهارت اساسی کوچینگ مطرح میشود. انگارهها یا پارادایمها، چارچوبهای فکری محدودکنندهای هستند که بر هر جنبهای از اندیشه و رفتار فرد اثر میگذارند. وظیفهی کوچ یا مربی آن است که این باورهای محدودکننده را شناسایی کرده و با طرح پرسشهای عمیق و به چالش کشیدن آنها، دریچهای تازه به روی فرد بگشاید.
جستجوی شفافیت راهبردی، سومین مهارتی است که در کتاب اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی مطرح میشود. این مهارت به افراد کمک میکند تا چشمانداز و مقصود زندگی شخصی خود را بیابند و مسیر اقداماتشان روشن شود. در بخش دوم کتاب، مایکل سیمپسون به مهارتهای عملیاتی و تعهدی میپردازد. اجرای بیکموکاست، بهعنوان چهارمین مهارت، بر این نکته تأکید دارد که کوچینگ باید به نتایج ملموس و اهداف کلیدی منتهی شود؛ نه اینکه صرفاً در حد گفتگو باقی بماند.
میخواهید خوب بمانید یا عالی شوید؟
پنجمین مهارت، ارائهی بازخورد مؤثر است. به باور مایکل سیمپسون، باید هم بر نقاط قوت تمرکز داشته باشیم و هم نقاط ضعف خود را بشناسیم. بخش سوم کتاب اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی به مهارتهای توسعه و شکوفایی اختصاص داده شده است. ششمین مهارتی که در این کتاب مدیریتی مفید معرفی میشود، چیزی نیست جز بهکارگیری استعدادهای نهفته. در اینجا اصل و اساس کوچینگ مشخص میشود تا به هفتمین مهارت برسیم؛ یعنی پیشروی از خوب به عالی! این مهارت مهم، بر ارتقای نیروهای عملکردی میانه به سطوح بالا تمرکز دارد و سازمان را به سمت بهرهگیری از استعدادها بهعنوان سرمایههای انسانی سوق میدهد.
کتاب اصول و مهارتهای اساسی کوچینگ سازمانی برای شما مناسب است اگر
کتابهای حوزهی کسب و کار، بهویژه مدیریت اجرایی را جستجو میکنید.
به دنبال یادگیری مهارتهای کاربردی برای رهبری و مدیریت تیمها هستید.
میخواهید با مبانی کوچینگ فردی و سازمانی آشنا شوید و آن را در سازمان خود به کار بندید.
در بخشی از کتاب میخوانیم
همهی جلسات کوچینگ بر اساس نیاز و خواستهی مراجع انجام میشود: به این معنی که دستور جلسهی کوچینگ همیشه توسط شخصی که کوچینگ را دریافت میکند پیش برده میشود. سازمانها اغلب از کوچهای درون و برون سازمانی خود میخواهند تا به مدیران کمک کنند تا موفقتر بشوند، یا در برخی موارد به عنوان یک راهبر یا مدیر، به مسائل و مشکلاتشان کمک کنند. گرچه سازمانها علاقه دارند تا راهبردها و اهداف سازمانی خود را بهبود بدهند، اما کوچینگ تقریبا همیشه یک فعالیت شخصی و یک به یک است.
مانند یک خیاط سفارشیدوز، یک کوچ خوب ابتدا آنچه مراجعش میخواهد را شناسایی میکند و سپس اندازههای آن شخص خاص را برمیدارد. یک کوچ خوب تلاش نمیکند تا یک کت و شلوار آماده را به تن یک نفر بکند. یک کوچ خوب کار را با چشمانداز خودِ آن شخص شروع میکند و سپس او را به سمت اولویتبندی کردن چیزهایی که در رسیدن به آن چشمانداز مهمترین هستند، هدایت میکند.
کوچینگ به شناسایی و رشد استعداد پوشیده و ناپیدای هر شخص برای به دست آوردن اهدافی که برای خودش و سازمانش مهم است، مربوط میشود. کوچینگ، صرفنظر از اینکه فرد از کجا یا از چه سطح توانمندی و شایستگی راهش را آغاز کرده، بر اساس این فرض بنا گذاشته شده که هر فردی میتواند رشد کند و اینکه هر شخصی دارای پتانسیل و استعدادهای ناآشکار و نهفته برای تبدیل شدن به چیزی بهتر است. این درست است که برخی در این مسیر تلاش و تقلای بیشتری خواهند کرد، اما همه میتوانند به چیزهای جدید و بهتری که در ابتدا فکر میکنند فراتر از دسترس آنهاست، دست پیدا کنند.
نویسنده: مایکل سیمپسون
مترجم: علی صاحبی، امیرمحمد پهلونژاد
انتشارات اندیشه احسان