نگاهی به فیلم "شاه نقش"
مانور زندگی
۱۰ آذر ۱۴۰۴مناسبات پشت پرده سینما و روابط موثر در تولید اثری سینمایی. بارها دستمایه ساخت آثاری شدهاند. عمدتا آنچه این فیلم ها را در روایت شبیه به یکدیگر میکند، استفاده از تکنیک فیلم در فیلم است. تکنیکی که برآمده از نظریه نمایش بر مثابه زندگی است. بدین معنا بازیگری و هنرهای نمایشی در واقع مانوری از زندگی قلمداد می شود. جایی که در آن زیست روزمره با زیست نمایشی ترکیب شده و گاه شاید نتوان میان آنها تمایز قائل شد. بر این اساس روایت فیلم بهانهای میشود برای واکاوی اتفاقات واقعی زندگی که در قالب اثری سینمایی به تجزیه و تحلیل امور میپردازد.
“شاه نقش” از این دست فیلمها است. فیلمی که با بیان داستانی در مورد صنوف سینمایی و نقش و تاثیر آن بر اهالی سینما، به نقد جایگاه قدرتی می پردازد که با شعار بهبودی و ایجاد ساز و کار صحیح، به این موقعیت دست پیدا کرده است. اما صندلی قدرت فارغ از شخص یا اشخاصی که بر آن تکیه زده اند، مسیر دیکتاتوری و فساد سیستماتیک را طی کرده و عملا هیچ اقدام مثبتی برای بهبودی مشاغل مربوطه در صنف سینمایی مشخص ایجاد نمیشود.
درواقع انتخابات، رای گیری و تکیه زدن بر مسند ریاست یک صنف سینمایی، بدیل انتخابات در تمام سطوح مختلف و در حوزههای مختلف در نظر گرفته شده است. نقشی که شاه آن وقتی بر راس قدرت مینشیند، از فساد و دیکتاتوری فرو گذار نخواهد کرد.
مضمون رادیکال و یک بعدی فیلم که سعی دارد آن را به تمامی عرصهها و ادوار تعمیم دهد، نمیتواند همراهی تماشاگر را در پی داشته باشد. آنچه احمدلو از جامعه و کسانی که سردمدار آن هستند ارائه میدهد، تصویری تخت و تک بعدی، منفی و بی آرمان است. دو کاراکتری که بهرنگ علوی و هومن برق نورد در مقام دو رئیس صنف بازی میکنند، هیچ تفاوتی در اکت و انتخابهای خود ندارند. هر دو گرفتار فساد مالی و اخلاقی شده و تمام تعهدات صنفی و ریاستی خود را فراموش میکنند. شخصیتی در فیلم وجود ندارد و تمام کاراکترها مانند همان هنروران در فیلم، تیپهایی یک شکل و یک بعدی هستند. نبود شخصیتی که در این فضای تک قطبی اقدامی را در درام پیش ببرد، فیلم را ساده لوحانه و سطحی کرده است.
در کنار تیپهایی که هیچکدام به شخصیت تبدیل نشده، داستان نیز دو بار تکرار میشود. هر دو کاراکتر اصلی پس از نشستن بر صندلی قدرت، همان انتخابها و کج رویها را تکرار میکنند. حتی زن فم فتالی که قرار است آنها را درگیر فساد اخلاقی کند نیز دقیقا همان اکتهای اغوا کننده را اجرا میکند. اگر تعمیم فساد در مورد تمام افراد، نگاه فیلم به جایگاه قدرت را تعریف می کند، اما مجوزی برای تکرار سناریو در فیلم برای دو شخصیت نیست. هر کدام از آنها بنابر گذشته، سابقه و جایگاه اجتماعی خود، مسیری را برای رسیدن به قدرت باید طی کنند. در ادامه نیز راههای آلوده شدن آنها نیز از خلال قدرتی که به دست آوردهاند نیز طبیعتا متفاوت خواهد بود. اما در فیلمنامهای که هیچ پرسپکتیوی برای شخصیتها در نظر نداشته و نمیتواند تفاوتهای فردی و اجتماعی کاراکترها را به نمایش بگذارد، چنین تکراری در روند داستان فیلم دور از انتظار نیست. این نکته بار دیگر بر عدم شخصیت پردازی کاراکترها صحه میگذارد.
“شاه نقش” گرچه سعی دارد نقدی بر قدرت فساد آلود زده و موقعیت آن را در قالب صنف هنروران سینما تعمیم دهد، اما حداقلهای فیلم نامه و کارگردانی را رعایت نکرده و نمیتواند حرف خود را در اثری سینمایی تماشایی کند.
رویا سلیمی
خبرهای مرتبط
- پراکندگی از فرم تا اجرا — ۲۱ مهر ۱۴۰۴
بسیار مفید!