پیام آشنا گزارش می دهد
بارورسازی ابرها؛ واقعیت علمی یا امید رسانهای؟
۱۷ آبان ۱۴۰۴اختصاصی پیام آشنا- در حالیکه ذخیره سد کرج به پایینترین سطح در چند دهه اخیر رسیده و ورودی آب به سدهای تهران به کمترین میزان ۶۰ سال گذشته سقوط کرده است، مصرف بالای شهروندان در کنار تداوم خشکسالیهای پیاپی زنگ خطر بیآبی را برای البرز و پایتخت به صدا درآورده است. در چنین شرایطی، برخی نگاهها به سمت بارورسازی ابرها بهعنوان راهکاری برای جبران کمآبی رفته، اما کارشناسان میگویند این روش اگرچه میتواند نقش تکمیلی داشته باشد، اما بههیچوجه جایگزین مدیریت علمی منابع آب نیست.
استانهای تهران و البرز در ماههای اخیر بحرانیترین وضعیت آبی خود را تجربه میکنند.
مدیر امور آب کرج اعلام کرده است که ذخیره سد کرج، با ظرفیت ۱۸۰ میلیون مترمکعب، اکنون تنها ۳۱ میلیون مترمکعب آب دارد؛ رقمی که در مقایسه با ۸۱ میلیون مترمکعب پارسال، نشان از کاهش ۵۰ میلیون مترمکعبی دارد. این میزان، پایینترین سطح ذخیره آبی این سد در سالهای اخیر است و در صورت تداوم خشکسالی، تا کمتر از دو هفته آینده ممکن است حجم ذخیره سد به پایان برسد.
در همین حال، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران نیز وضعیت را بحرانیتر از همیشه توصیف کرده و گفته است: «ذخایر سدهای تأمینکننده آب تهران در کمترین میزان ۶۰ سال اخیر قرار دارد و از ابتدای سال آبی جدید حتی یک قطره باران در تهران نباریده است.» به گفته وی، پایتخت به طور میانگین روزانه به ۴۰ مترمکعب بر ثانیه آب نیاز دارد، در حالی که با بهرهبرداری از منابع سطحی و زیرزمینی، تنها ۳۵ مترمکعب بر ثانیه تأمین میشود؛ یعنی تهران روزانه با حدود ۵ مترمکعب بر ثانیه کسری آب مواجه است.
از سوی دیگر، آمارهای وزارت جهاد کشاورزی نیز تصویر مشابهی از کل کشور نشان میدهد. میانگین بارشهای کشور که در بلندمدت ۲۳۴ میلیارد مترمکعب بوده، امسال به حدود ۱۴۰ میلیارد مترمکعب کاهش یافته است؛ یعنی حدود ۴۰ درصد افت نسبت به میانگین تاریخی. در بخش کشاورزی نیز تخصیص آب از ۸۰ میلیارد مترمکعب در سال گذشته به ۴۵ میلیارد مترمکعب رسیده است.
چالش اصلی: کاهش بارش یا افزایش دما؟
برخلاف تصور عمومی که خشکسالی را صرفاً نتیجه کاهش بارش میداند، کارشناسان اقلیمشناسی معتقدند افزایش دمای هوا و مدیریت نادرست منابع آبی دو عامل اصلی تشدید بحران هستند.
به گفته دکتر ابراهیم اسعدی اسکویی، رئیس پژوهشکده اقلیمشناسی و تغییر اقلیم، در چند دهه اخیر میانگین دمای کشور بیش از ۱ تا ۱.۲ درجه سانتیگراد افزایش یافته است و همین افزایش دما باعث تبخیر شدید، کاهش رطوبت خاک و در نتیجه تشدید خشکسالی شده است. وی تأکید میکند: تغییرات اقلیمی پدیدهای جهانی است، اما در ایران، سوءمدیریت منابع آبی، برداشت بیرویه از سفرههای زیرزمینی و توسعه نامتوازن کشاورزی، شدت اثر آن را چند برابر کرده است.
بارورسازی ابرها؛ واقعیت علمی یا امید رسانهای؟
در حالی که بحران آب کشور به مرحلهای نگرانکننده رسیده، بحث بارورسازی ابرها بار دیگر به صدر محافل تصمیمگیری آمده است.
حامیان این طرح از آن به عنوان روشی علمی برای افزایش بارش در ابرهای مستعد یاد میکنند. محمدمهدی جوادیانزاده، رئیس سازمان توسعه و بهرهبرداری فناوریهای نوین آبهای جوی، در این باره میگوید: بارورسازی ابرها با افزودن موادی مانند یدید نقره به ابرهای مناسب، میتواند بین ۵ تا ۱۰ درصد بارش را افزایش دهد، مشروط بر اینکه سامانه بارشی فعال در منطقه وجود داشته باشد.
اما در مقابل، سحر تاجبخش، رئیس سازمان هواشناسی کشور، دیدگاهی محتاطتر دارد: در بهترین حالت، بارورسازی ابرها تنها حدود ۱۰ درصد به بارش اضافه میکند و نمیتواند مشکلات ساختاری کمآبی کشور را حل کند.
از نگاه متخصصان اقلیم، این فناوری نهتنها هزینهبر و محدود است، بلکه در صورت استفاده نادرست، ممکن است تعادل بارشی مناطق پاییندست را بر هم زند. چنانکه دکتر اسعدی اسکویی هشدار داده است: اگر در یک استان عملیات بارورسازی انجام شود و ابرها پیش از رسیدن به مناطق دیگر تخلیه شوند، مناطق پاییندست از بارش طبیعی محروم خواهند شد.
مطالعات بینالمللی نیز این ارزیابی را تأیید میکنند. نتایج هشت دهه تجربه در بیش از ۷۰ کشور جهان نشان داده است که اثر بارورسازی در افزایش بارش، بسیار ناچیز و غیرقطعی بوده است. حتی در کشورهای پیشرفته، بارورسازی تنها در حد پروژههای محدود و پژوهشی ادامه دارد و به عنوان سیاست رسمی تأمین آب مورد استفاده قرار نمیگیرد.
اقتصاد آب و ضرورت مدیریت مصرف
با وجود تلاشها برای افزایش عرضه آب از طریق روشهایی مانند بارورسازی، واقعیت اقتصاد آب در ایران نشان میدهد که راهحل اصلی در سمت «تقاضا» نهفته است.
کارشناسان حوزه آب معتقدند، در شرایطی که سالانه بیش از ۵۰۰ میلیون مترمکعب آب در مسیر انتقال از سد طالقان به تهران هدر میرود و بخش قابلتوجهی از آب شرب در مصارف غیرضروری مانند شستوشوی حیاط و خودرو مصرف میشود، هرگونه افزایش عرضه بدون مدیریت مصرف، نتیجهای جز تشدید ناترازی نخواهد داشت.
هماکنون متوسط مصرف سرانه آب در تهران و البرز بیش از ۲۴۰ لیتر در شبانهروز است؛ رقمی که حدود ۳۰ درصد بالاتر از میانگین جهانی است. به گفته مدیران آبفا، صرفهجویی ۱۰ درصدی شهروندان میتواند کسری فعلی منابع و مصارف تهران را جبران کند و از ورود به وضعیت بحرانی جلوگیری نماید.
بارورسازی ابرها میتواند به عنوان ابزار کمکی در کنار سایر روشهای مدیریت منابع آب مطرح باشد، اما انتظار حل بحران از این طریق، بیش از آنکه علمی باشد، نوعی امیدسازی رسانهای است.
واقعیت این است که بحران آب ایران ریشهای ساختاری دارد: ترکیب افزایش دما، الگوهای ناپایدار بارش، توسعه غیراصولی کشاورزی، و مصرف بیرویه منابع زیرزمینی باعث شده است که هر سال کشور خشکتر از سال قبل شود.
در چنین شرایطی، نجات منابع آبی نه در آسمان، بلکه بر روی زمین است — یعنی در اصلاح الگوی مصرف، بازچرخانی آب، کاهش تلفات شبکه، و مدیریت علمی منابع موجود. همانطور که رئیس پژوهشکده اقلیمشناسی تأکید کرده است:
هیچ کشوری در جهان نتوانسته با بارورسازی ابرها بحران کمآبی خود را حل کند؛ تنها مدیریت پایدار منابع آب است که میتواند امنیت آبی و غذایی را برای نسلهای آینده تضمین کند.