پیام آشنا گزارش می دهد
وقتی مرگ در آفریقا تیتر نمیشود
۱۷ آبان ۱۴۰۴درحالیکه تصاویر و اخبار جنگهای خاورمیانه و اوکراین هر روز صفحه اول رسانههای جهان را پر میکند، قاره آفریقا در سکوتی تلخ میسوزد. سودان، سومین سال جنگ داخلی را میگذراند؛ بیش از ۲۰۰ هزار کشته، میلیونها آواره و میلیونها کودک در خطر گرسنگی. با این حال، بازتاب این فاجعه انسانی در سطح رسانهای جهان، بسیار کمتر از بحرانهای مشابه در دیگر مناطق است. این گزارش، به دو بُعد میپردازد: فاجعه انسانی و حقوق بشری در سودان، و سیاست پنهان سکوت رسانهای درباره آفریقا.
جنگی که سودان را میبلعد
از آوریل ۲۰۲۳، نبرد میان نیروهای ارتش سودان و نیروهای واکنش سریع، این کشور را به ویرانهای بدل کرده است. طبق گزارشهای بینالمللی، تا نوامبر ۲۰۲۵ بیش از ۲۰۰ هزار نفر کشته و بیش از ۱۵ میلیون نفر آواره شدهاند.
سازمان عفو بینالملل در تازهترین بیانیه خود تأکید کرده است: «آنچه در سودان رخ میدهد، چنان وحشتناک است که توصیف آن با کلمات دشوار است. دهها هزار غیرنظامی کشته شدهاند، ۱۲ میلیون نفر آوارهاند، و ۱۴ میلیون کودک برای زنده ماندن نیاز به کمک بشردوستانه دارند.»
در شهرهای دارفور، کردفان و خارطوم، گزارشهایی از «کشتار خانهبهخانه»، استفاده از سلاحهای سنگین در مناطق مسکونی، و حمله به بیمارستانها و اردوگاههای پناهندگان منتشر شده است. سازمان ملل متحد وضعیت کنونی سودان را «بزرگترین بحران انسانی جهان» توصیف کرده است.
جنگ نیابتی؛ دخالت بازیگران خارجی
تحلیلها نشان میدهد که بحران سودان دیگر صرفاً نزاعی داخلی نیست؛ بلکه صحنهی رقابت بیش از ده بازیگر منطقهای و جهانی شده است.
امارات متحده عربی با ارسال تسلیحات، تأمین مالی از طریق قاچاق طلا و سرمایهگذاری در بنادر دریای سرخ از نیروهای واکنش سریع حمایت میکند. در مقابل، مصر و عربستان سعودی از ارتش سودان پشتیبانی میکنند تا ثبات دریای سرخ و امنیت نیل را حفظ کنند.
روسیه با هدف کنترل منابع طلا و دستیابی به پایگاه دریایی در بندر سودان وارد معادله شده و چین از مسیر اقتصادی و دیپلماتیک از ارتش حمایت میکند. کشورهای اتیوپی، چاد، اریتره و سودان جنوبی نیز هر یک نقشی دوگانه در انتقال سلاح، پناهدادن به آوارگان یا پشتیبانی از یکی از طرفها دارند.
بهاینترتیب، جنگ سودان به نمونهای از «جنگ نیابتی مدرن» تبدیل شده است؛ جایی که رقابت ژئوپلیتیک بر سر منابع، مسیرهای آبی و نفوذ منطقهای، بر سرنوشت مردم عادی سایه افکنده است.
سکوت جهان؛ چرا آفریقا در صدر خبرها نیست؟
با وجود ابعاد گسترده این فاجعه انسانی، بازتاب آن در رسانههای بینالمللی بسیار محدود است. پرسش اصلی اینجاست: چرا وقتی دهها هزار نفر در دارفور، چاد یا اتیوپی کشته میشوند، واکنش جهانی به اندازهی یک حمله در اروپا یا خاورمیانه نیست؟
تحلیلگران رسانه سه عامل اصلی را مطرح میکنند:
نخست، ساختار بازار رسانهای جهان؛ رسانههای بینالمللی عمدتاً در کشورهای غربی متمرکزند و تمایل دارند بحرانهایی را برجسته کنند که برای مخاطبان خود ملموستر یا سیاسیتر است.
دوم، دشواری دسترسی خبری در آفریقا؛ نبود امنیت برای خبرنگاران، محدودیت اینترنت و قطع مکرر ارتباطات باعث شده است روایتهای انسانی از سودان کمتر شنیده شود.
سوم، کلیشههای تاریخی و خستگی رسانهای؛ قاره آفریقا در ذهن بسیاری از مخاطبان به عنوان منطقهای «همواره درگیر فقر و جنگ» تصویر شده و در نتیجه، حساسیت انسانی نسبت به آن کمتر برانگیخته میشود. این همان چیزی است که برخی تحلیلگران از آن به عنوان «نژادگرایی رسانهای» یاد میکنند؛ یعنی تفاوت در ارزشگذاری جان انسانها بسته به جغرافیا.
حقوق بشر در آفریقا؛ قربانیِ سیاست و سکوت
در قارهای که از مالی تا کنگو، از نیجر تا سومالی، دهها منازعه در جریان است، کشتار غیرنظامیان به امری عادی بدل شده است. تفاوتی ندارد قربانیان مسیحیاند، مسلمان، یا پیرو ادیان محلی؛ در نهایت، خون انسان در آفریقا ارزانتر شمرده میشود.
در حالیکه جامعه جهانی برای یک حمله در خاورمیانه یا اوکراین فوراً نشست اضطراری تشکیل میدهد، در برابر دهها هزار کشته در دارفور یا شرق کنگو، تنها چند خط بیانیه صادر میشود.
این سکوت نهتنها اخلاقی، بلکه سیاسی است؛ زیرا تداوم بیتوجهی، به بازیگران منطقهای و قدرتهای فرامنطقهای اجازه داده است تا با استفاده از ابزارهایی چون طلا، بنادر، نفت و سلاح، منافع خود را بر جان مردم ترجیح دهند.
ضرورت بازنگری در نگاه جهانی
تداوم بحران سودان هشداری است برای همه نظامهای بینالمللی. اگر جهان همچنان با دوگانگی در ارزش جان انسانها مواجه باشد، قاره آفریقا به سکوتی خونین فرو خواهد رفت.
رسانهها، نهادهای حقوق بشری و دولتها باید مسئولیت مشترکی را بپذیرند: صدای مردم آفریقا را همانقدر بشنوند که صدای جنگ در اروپا یا خاورمیانه را میشنوند.
بدون این تغییر، سودان امروز میتواند لیبیِ فردا یا سوریهای دیگر در قلب آفریقا باشد.
بحران سودان چهرهی واقعی نابرابری جهانی در اطلاعرسانی و حقوق بشر را برملا کرده است. دخالت بازیگران خارجی، رقابتهای ژئوپلیتیک، و سکوت رسانهای، ترکیبی مرگبار ساخته که نتیجهاش کشوری تجزیهشده و ملتی در گرسنگی است.
جهان اگر میخواهد به شعار «حقوق بشر جهانی» وفادار بماند، باید نشان دهد که جان یک کودک در دارفور، به همان اندازه ارزش دارد که جان کودکی در غزه، کییف یا پاریس.
باهره حیدری