هنر تنها بودن
۱۳ آبان ۱۴۰۴پیام آشنا: کل زندگیمان را در شلوغی میگذرانیم. همهجا پر از ماشین و آدم و صداست و انگار در ماراتن سرعت زندگی میکنیم؛ اما با این وجود از تنهایی میترسیم. نگرانیم که مبادا کسی ما را دوست نداشته باشد. کتاب هنر تنها بودن نوشته رنوکا گاورانی به ما نشان میدهد که تنهایی چه موهبت بزرگی است و چگونه میتوانیم از آن به بهترین شکل لذت ببریم و از این فرصت در راستای پیشرفت خود استفاده کنیم.
درباره کتاب هنر تنها بودن
تلفن خانه را از برق میکشید و دور موبایلتان را با ورق آلومینیومی میپوشاندید تا هر کسی با شما تماس بگیرد، پیغام «مشترک موردنظر در دسترس نیست» را بشنود. آیفون را خاموش کرده و با ظرفی پر از سیبزمینی سرخکرده و لیوان ۴۰۰ میلیلیتری نوشابهی کوکاکولا، فیلم موردعلاقهتان را تماشا میکنید. وقتی فیلم تمام شد، میتوانید از بین گزینههای پیش رویتان، رسیدگی به پروژهها، کتاب خواندن، گوش دادن به پادکست، پیادهروی یا حتی شرکت در یک مهمانی بزرگ، هر کدام را که دوست دارید، انتخاب کنید. شما آزاد هستید که حتی در میان برف و بوران زمستان، پنجرهها را باز بگذارید و نور خانه را به شکلی که راحتید تنظیم کنید. حتی میتوانید ساعت سه نصف شب از خواب بیدار شوید و با موسیقی تکنو برقصید. همه اینها از مزایای تنها بودن است؛ همان چیزی که اغلب قدرش را نمیدانیم و سعی میکنیم آن را همچون زبالهای بیارزش کنار بگذاریم. کتاب «هنر تنها بودن» (The Art of Being ALONE) به ما نشان میدهد که تنهایی یک انتخاب هوشمندانه است و اگر بتوانیم به درستی از آن استفاده کنیم، آنقدر لذتبخش خواهد بود که دیگر هیچگاه نمیخواهیم آن را رها کنیم.
دقیقاً نمیدانیم نخستین کسی که تنها بودن را با بدبخت بودن یکسان دانست، چه کسی بود؛ اما رنوکا گاورانی (Renuka Gavrani) میکوشد تا نادرست بودن این فرضیه را با ما در میان بگذارد. بخش عظیمی از احساس بدی که نسبت به تنهایی داریم، به یک دلیل برمیگردد: رسانه. در فیلمهای سینمایی، کتابها و موسیقیها، آدمی که تنهاست، طرد شده است. کسی او را دوست ندارد و کمکم به افسردگی و خودتحقیری دچار میشود؛ درصورتی که گروهی از آدمهای تنها، اگر به تعامل با دیگران تمایل داشته باشند، میکوشند تا شبیه به اطرافیانشان رفتار کنند و علاقه آنها را به خود جلب نمایند؛ گروه دیگری از افراد تنها هم حدأقل به سه نفر از دوستانشان بهدروغ گفتهاند که در شهر حضور ندارند و بقیه دوستانشان را هم به شیوهای دیگر دست به سر کردهاند تا بتوانند در تنهایی محض وقت بگذرانند و کسی مدام رشتهی افکارشان را به پنبه تبدیل نکند.
کتاب هنر تنها بودن به ما میگوید حتی اگر فرض کنیم تنهایی به معنای بیکسی است و هیچکس ما را دوست ندارد و محبوب نیستیم، باز هم این موضوع اهمیتی ندارد. احساسات و تصورات آدمها بدون هیچ دلیل خاصی دائم در حال تغییر است و ما نمیتوانیم همیشه خود را با سلیقه و خواست دیگران هماهنگ کنیم. رنوکا گاورانی ما را وادار میکند که با خودمان روبهرو شویم. او از ما میخواهد که صادقانه درباره خودمان فکر کنیم. چرا به دیگران نیاز داریم؟ به دنبال چه چیزی هستیم؟ آیا دوست داریم کسی را در فعالیتهای موردعلاقهمان شریک کنیم؟ به همدل و شنوندهای برای گفتگو نیاز داریم؟ وقتی به این سؤالات پاسخ بدهیم، میتوانیم بفهمیم این حس خلأ و نیاز به دیگران که در درونمان احساس میشود، از کجا آمده و باید چه راهحلی برای وابستگی خود به دیگران پیدا کنیم.
تنها بودن یک فرصت بینظیر برای رشد درونی است. جز معجزهی تنهایی، هیچ موهبت دیگری به شما داده نمیشود که بتوانید با آن به توسعه فردی برسید و دربارهی خود، درونیات و افکارتان تأمل کنید. رنوکا گاورانی برای کسانی که نمیتوانند از لحظات تنهایی خود لذت ببرند و شادیشان به حضور دیگران وابسته است، راهکارهای مختلفی را پیشنهاد میکند. از جمله این راهها میتوانیم به انجام فعالیتهای مفید مانند کارهای عامالمنفعه یا یادگیری مهارتهای جدید اشاره کنیم. کتاب «هنر تنها بودن» تلاش دارد ما را به جایی برساند که بتوانیم با هدف و برنامهریزی، تنهایی را انتخاب کرده و از آن لذت ببریم.
کتاب هنر تنها بودن برای چه کسانی مناسب است؟
تنهایی هدیهای است که تا به ما اهدا نشود، نمیدانیم چه نعمتی را از خود محروم کردهایم؛ تا زمانی که تنها نشدهایم نمیدانیم چه آرامشی در آن نهفته است. تنهایی از بیرون تلخ و دردناک بهنظر میرسد. تصور میکنیم هر آدمی که تنهاست، از سر بیچارگی و طرد شدن تنها مانده، در صورتی که بسیاری از آدمها برای تنها شدن تلاش میکنند و با دنیای ذهنی خود راحتترند. کتاب هنر تنها بودن، برای افرادی که تصور میکنند چون تنها هستند، بیچارهترین آدم جهانند، خواندنی و مناسب است.
نویسنده: رنوکا گاورانی
مترجم: مریم رضایی
انتشارات اندیشه آگاه
خبرهای مرتبط
- چگونه یک زندگی منضبط داشته باشیم — ۲۹ آذر ۱۴۰۴