یک اعتراف سینمایی

نگاهی به فیلم «آدم فروش»

یک اعتراف سینمایی

۲۹ مهر ۱۴۰۴

اثر سینمایی محمود کلاری در مقام کارگردان، روایتی خودبیانگر از گذشته‌ای است که به نظر می‌رسد بخشی از خاطرات دوران کودکی او باشد. اتفاقاتی که با دوران سرکوب و اختناق پس از کودتای ۲۸ مرداد هم‌زمان شده و این تلاقی در سرنوشت برخی از شخصیت ها نقش موثری دارد. دوربین فیلمبرداری خبره که حالا کارگردانی را نیز بر عهده گرفته، کاملا در نماهای زیبا و کارت پستالی خودنمایی می‌کند. تصاویر چشم‌ نوازی که با گریم و فضای کلی اثر دست در دست هم داده و قاب هایی زیبا خلق کرده است. قاب‌هایی که برای هر کدام می توان میزانسن درست و نور به جا و تنالیته رنگ‌های گرمی را دید که حس تاریخی و زمان چند دهه قبل تهران قدیم را به خوبی به مخاطب القا می‌کند.

«آدم فروش» که در رونمایی جشنواره نام «تابستان آن سال» را داشت، می توانست نتیجه یک عمر خاک سینما خوردن را در فیلمی دو ساعته به خوبی نمایش دهد. اما آنچه در فیلم اول محمود کلاری دیده می‌شود، ویژگی های تکنیسینی را دارد که ابزار را خوب می‌شناسد و آن را درست و به جا خرج می کند، اما سینما فقط ابزار نیست. ابزاری برای قصه‌ای که در کودکی رخ داده و برای گوینده و صاحب آن خاطره دلپذیر است، اما برای مخاطب چندان جذابیتی ندارد. این عدم جذابیت از چند نقصان جدی در فیلمنامه و قصه ناشی می‌شود.
نکته اول قصه لاغر و کم جانی که می توانست در فیلم کوتاه به ثمر بنشیند و ماندگار باشد. اما در فیلمی تقریبا دو ساعته که پس از ماجرای مقصر جلوه دادن پسرخاله‌ و متهم کردن او به دزدی، فیلم درگیری دیگری ندارد. حتی سرنوشت شخصیت مورد ظلم واقع شده نیز در نریشنی کوتاه برای مخاطب مشخص می‌شود. در حالیکه تاثیر مستقیم دروغ پسر بچه بر گناهکار بودن کاراکتر قربانی با بازی علی شادمان، می‌توانست تا انتها مسیر فیلم را تغییر دهد. اما بعد از طی کردن مسیری که به دروغ منتهی می‌شود و نشان دادن تبعات کوتاه مدت آن، فیلم در روایت خود بیانگرانه خود، بیشتر به نمایش بخشی از خاطرات کم اهمیت‌تری می پردازد که در روند قصه اصلی و سرنوشت کاراکترهای اصلی نقش چندانی ندارد. صحبت از عشق دوران کودکی و یادآوری آن برای مخاطب، منطق قابل توجیهی ندارد. نوع رابطه کودک با مادربزرگ و اطرافیانش و بازی های کودکی و حس و حال او در شرایطی که پدرش زندانی است، قصه قابل پیگیری برای مخاطب نخواهد بود. تنها یادآوری خاطراتی دلپذیر و البته کم اهمیت است.
هر چند که هر کدام از این خاطرات برای صاحب آن خاطره جذاب و برای امروز دست نیافتنی به نظر می‌رسد، اما شرح و تفسیر آن برای مخاطبی که از فضای ذهنی او بسیار دور است، با منطق سینما و قصه‌گویی همراه نیست. ضمن اینکه به نظر می‌رسد فیلم به نوعی برای اعتراف به اشتباهی ساخته شده و شخصیت اصلی پس از گذر از دهه‌ها زندگی، این اتفاق را به عنوان یکی از تروماهای مهم زندگی اش بازگو می کند. حس نوعی تراپی و بیان اتفاقی عجیب در دوران کودکی برای تسکین مشکلات امروز که شاید ریشه در گذشته داشته باشد، به نظر می‌سد هدف ساخت این فیلم است. هر چند که محمود کلاری در زمره یکی از بهترین فیلمبرداران حال حاضر سینمای ایران محسوب می‌شود، اما این بهتر بودن دلیلی برای دنبال کردن خاطره‌ای نه چندان مهم از دوران کودکی او برای مخاطب امروز نمی‌شود. فیلم باید چند پله فراتر از یک ترومای کودکی برای مخاطب مهم و قابل پیگیری شود تا قابلیت تماشا را فراهم کند.
نکته دیگر در مورد پرداختن به اتفاقات سیاسی و دوران پر التهاب پس از کودتای ۲۸ مرداد است. فیلمساز هر چند که در این دوره به بیان خاطره شخصی خود می‌پردازد، اما با اشاره‌ای بسیار جزئی، خود را درگیر تاثیر این اتفاق بر سرنوشت افراد واقعی حاضر در زندگی کاراکتر اصلی نمی‌کند. تنها چند دیزالو از درگیری‌های خیابانی و بگیر و ببندها تمام آن چیزی است که از کودتا به مخاطب نشان می‌دهد. خاطره‌گویی از اتفاقی شخصی و نوعی اعتراف کردن به گناهی نابخشوده، تنها دستاورد فیلمی خوش آب و رنگی می‌شود که می‌توانست در قصه و فیلمنامه پا را فراتر گذاشته و آن خاطره را در پیوند با اتفاقات روز، تبدیل به رخدادی ملی و عمومی سازد. رخدادی که اتفاقا در زندگی کاراکترهای فیلم نیز بی تاثیر نبود.

رویا سلیمی

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز