روزنامه پیام زمان
  •  info@payamdaily.ir

  •  02632530055

  •   09123481560

روزنامه,پیام زمان,روزنامه پیام زمان,اخبار,امروز
ادمین ۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ در ۱۱:۰۸ ق٫ظ خبر قبلی خبر بعدی

حکم رانی خوب و مسئله مدیریت شهری:
حکم رانی را به یک مفهوم نمیتوان امری تازه دانست چرا که عقبه آن به طول تاریخ تمدن بشر است و از این منظر یک مفهوم تاریخی بوده و باید آن را در کنار عناصر دیگری همچون جمعیت و سرزمین از عناصر اصلی در تشکیل دولت ها دانست؛ دقیقاً همان عنصری که باعث تمایز دولت با دیگر انجمن ها می‌شود.
این نظیر همان اقتداری است که اراده‌ی آن از نظر حقوقی بر تمام افراد و انجمن های داخل قلمرو آن تفوق و برتری دارد، البته این به معنای آن نیست که دیگر انجمن های جامعه اراده خاص خود را ندارند، بلکه برعکس در شکل گیری افکار نقش به سزایی بازی می کنند؛ اما ویژگی بارز دولت این است که اراده اش بر تمام انجمن ها تفوق دارد و این تفوق نقطه تفاوت دولت است.

پس لزوم برپایی حکمرانی یک امر فطری است و انسان اجتماعی لزوم آن را می‌پذیرد.
اما مورد دوم بحث منبع این قدرت است؛ تا اینجا صحبت از یک قدرت فائقه ای بود که بنا به ضرورت در اختیار دولت ها قرار میگیرد اما سوال مهم که غفلت از آن موجب بروز برخی تنش ها می شود که منبع این قدرت چه کسانی هستند؟
بدون کم ترین تردیدی میدانیم که حکومت مخصوص ذات حضرت حق می باشد و انسان را هیچگونه راه و دخل و تصرفی در آن نیست، اما حکمرانی از منبع شهروندان منبعث می‌شود، اگر دولت را نتیجه قرارداد اجتماعی بدانیم، منبع قدرت دولت یقینا مردم هستند و این مردم طرفین اول قرارداد بودند که بنا به دلایلی همچون ناتوانی فردی در برقراری امنیت جمعی و مسائلی از این قبیل قدرت خود را به نهاد دولت تفیذ کردند تا دولت آنها را در پیشبرد اهداف مشترک اجتماعی- انسانی، نمایندگی کند.
پس این موضوع یک امر پذیرفته شده است.
ذکر این نکته خالی از لطف نیست که حکمرانی شدت و ضعف و دارد؛ در برخی کشورها میزان دخالت دولت در امور جامعه زیاد است و در برخی دیگر از کشورها در مقام قیاس، این دخالت ها به مراتب کم تر است.
اما حتی در این دولت ها نیز ضرورت حکمرانی یک امر پذیرفته شده است که اتفاقا پذیرش آن موضوع جدیدی هم نمی باشد و مربوط به تمام دوران های گذشته زندگی مدنی و اجتماعی بشر بوده است.
ارسطو می گوید دولت از مقتضیات طبع بشری است، زیرا انسان بالطبع موجود اجتماعی است و کسی که قائل به عدم لزوم دولت است، روابط طبیعی را ویران می‌کند.
ابن خلدون هم نیز مانند اکثر فلاسفه سیاسی فطری بودن زندگی اجتماعی را برای انسان دلیل بر تعاون و تشکیل حکومت و پیروی از یک مرکزیت سیاسی می‌داند.

این تفوق معنای تحت تلفظی لاتین واژه حاکمیت است که برتری ترجمه می‌شود و متفکران علوم سیاسی تفاسیر گوناگونی از آن ارائه داده اند.
ژان بدن فرانسوی حاکمیت را قدرت برتر بدون محدودیت قانونی دولت بر اتباع تفسیر کرده و پولاک از آن تحت عنوان قدرتی یاد کرده که نه موقت است و نه قابل واگذاری و شاید ساده ترین تعریف و تفسیر متعلق به ویلوبی باشد که حاکمیت را اراده برتر دولت دانست.
پس اینگونه باید گفت که قدرت حکمرانی فراوان بوده و جامعیت دارد و در بر گیرنده همه افراد و انجمن های داخل محدوده دولت است؛ البته از دو مورد نباید غافل بود، یکی لزوم این حکمرانی و دوم منبع این قدرت.
در لزوم برقراری حاکمیت تردیدی نیست، ال القاعده از منظر جامعه شناسی در امر تشکیل دولت و در نتیجه حکمرانی این نهاد اجتماعی هیچ تردیدی نیست و در هر شرایطی یک ضرورت برای اجتماع انسانی محسوب می‌شود.
البته عده ای در قالب تفکر آنارشیستی قائل به این الزام نیستند که طرح موضوع این مسئله در این مقاله نمی‌گنجد اما اکثر قریب به اتفاق فلاسفه علوم سیاسی و متفکران جامعه شناس و حتی بخش وسیعی از مردم، وجود حکمرانی الزامی است و نمی توان گفت که جامعه ای از وجود حکمرانی بی نیاز است.
که منبع قدرت و اقتدار دولت ها در وهله نخست مردم و شهروندان هستند؛ تا اینجا دریافتیم که حکمرانی یک ضرورت است و منبع آن مشخص شد اما در بخش بعدی به مقوله حکمرانی خوب خواهیم پرداخت که اثر تعیین کننده ای در پیشبرد اهداف مشترک اجتماع انسانی دارد، حکمرانی خوب به عنوان یک مفهوم جدید مردم را محور عمل قرار داده و در حوزه مدیریت و خصوصا مدیریت شهری به یک الگو پیش‌برنده تبدیل شده که می توان با بومی سازی آن رفاه را در بخش های گوناگون بویژه مدیریت شهری به منثه ظهور در آورد
#قلم اول، امیر محمودی منش کارشناس ارشد و پژوهشگر سیاسی