تـرکیب ناهـمگون

نگاهی به نمایش «کلاژ بیضایی»

تـرکیب ناهـمگون

۹ شهریور ۱۴۰۵

نمایش «کلاژ بیضایی» به نویسندگی و کارگردانی سجاد قربانی و تهیه کنندگی سجاد افشاریان براساس چند نمایشنامه از بهرام بیضایی به نگارش درآمده و در حال اجرا است. اثر سعی دارد با حفظ لحن و زبان آرکائیکی و الفاظی که در زندگی روزمره و عادی استفاده نمی‌شود؛ به بازخوانی برخی آثار بهرام بیضایی بپردازد. زبان آرکائیکی را شاید بتوان ویژگی مهم بیشتر آثار بیضایی دانست. زبانی که محاوره را کنار گذاشته و سعی در ایجاد فاصله با زبان معیار و روزمره دارد.

رویا سلیمی: این اثر درواقع گزیده‌هایی از چند متون نمایشی آرش، کارنامه بندار بیدخش، آژیدهاک، چهار صندوق، مرگ یزدگرد و سهراب کشی است. در هر پرده از نمایش بخشی از متون این نمایش‌ها اجرا و بازخوانی می‌شود. اجرایی کوتاه و موجز که سعی دارد روح کلی اثر را در خود داشته باشد. در هر کدام از پرده‌ها یکی از بازیگران در ابتدای هر بازخوانی نام نمایشنامه آن بخش را در قالب معرفی آن قطعه بیان می‌کند. آوردن نام متون به نوعی عرض ارادت کارگردان به بیضایی است. در اجرا از تکنیک‌های سایه‌بازی، نقالی، تعزیه و اجرای زنده موسیقی استفاده می‌شود.
اما این کلاژ تنها به برخی متون بیضایی منتهی نمی‌شود و در میانه آنها بخشی از متن نمایشنامه‌های شکسپیر از جمله «هملت» و «مکبث» نیز اجرا می‌شود. درواقع اثر سعی دارد شباهت و تطابق این آثار را با متون بیضایی نشان داده و آنها را در یک راستا قرار دهد. نکته‌ای که گویا از علاقه و تعصب زیاد بر آثار بیضایی بر می‌آید که از عرض ارادت فراتر می‌رود. چرا که چنین تشبیه و توصیفی از سوی اهالی متخصص این حوزه هیچ گاه مطرح و بررسی نشده است. ضمن اینکه ترکیب و تلفیق این آثار با متون بیضایی، پراکندگی اثر را بیش از پیش می‌کند. این پراکندگی درواقع ویژگی و نقطه ضعف اصلی اثر است. استفاده از متون مختلف در اثری واحد و چیدن آنها در کنار یکدیگر باید به خروجی قابل قبولی منجر شود. گزینش و انتخاب‌گری از متون باید رویکرد مشخص و معتبری داشته باشد. در «کلاژ بیضایی» مشخص نیست دلیل انتخاب این متون و کنار هم قرار دادن آن چیست و در نهایت کلیت اثر چه برداشت و خوانشی را از این ترکیب ناهمگون مد نظر دارد.
در کنار این کلاژ، نوع اجرا نیز به فراخور متن تغییر یافته و در هر پرده با تکنیک خاصی به متن مورد نظر پرداخته است. استفاده از سایه بازی، نقالی و تعزیه؛ بر رویکرد پازلی اثر تاکید دارد و قربانی در نمایش خود فارغ از متن، در اجرا نیز چند دستگی و چند تکنیکی را به جای اجرایی یک دست و مشخص برگزیده است.
استفاده از تکنیک کلاژ در آثار بسیاری استفاده شده است. اما نکته مهم در این تکنیک، رسیدن به کلیتی منسجم و برگرفته از آثار گزینش شده است. انسجامی که در «کلاژ بیضایی» شکل نمی‌گیرد و آن را به اثری چند پاره و تکه تکه بدل می‌کند. هر کدام از پرده‌ها مانند اتود های کوتاه دانشجویی بر متن های مختلف است. قرار دادن آنها در کنار یکدیگر و به موازات هم، اثری یک پارچه را نمی‌سازد. ذهن مخاطب بعد از مدتی از این پراکندگی به نتیجه‌ای نمی‌رسد و تنها ارائه چند پاراگراف از هر متن، ایده کلی اجرای اثر را می‌سازد.
نکته دیگر بهره‌گیری از متون بیضایی است. هر چند که سال‌ها و دهه‌ها از اعتراضات و ادعاهایی مبنی بر ممنوع الکاری این هنرمند می گذرد، اما همواره و به طور مدام متون او در جای جای ایران و در تماشاخانه‌های شهرهای مختلف به روی صحنه می‌رود. نکته‌ای که او و مدعیان این ادعا، آن را پنهان کرده تا بر قرائت ممنوع‌الکاری و نبود آزادی عمل را بیش از پیش دامن بزنند. در حالیکه با یک بررسی و رصد سطحی از میان آثار در حال اجرا، می‌توان به راحتی دریافت که این متون به کرات و به تداوم در حال اجرا هستند. هیچ مانعی برای اجرا این متون وجود نداشته و بیان این ادعا تنها در ارائه چهره هنرمندی در تبعید از سوی برخی رسانه‌ها قابل ارائه است.

 

 

 

 

نظرات کاربران
3 نظر

  • رها در 4 روز قبل

    عالی💛


  • زینب در 4 روز قبل

    عالی💛


  • سمیه در 4 روز قبل

    نقد اموزنده وکاملا حرفه ای بود

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز