سر ریز فقر در هرم مازلو

نگاهی به نمایش «به علت ضیق مکان»

سر ریز فقر در هرم مازلو

۱۷ مرداد ۱۴۰۵

نمایش «به علت ضیق مکان» به نویسندگی مرتضی شاه‌کرم و کارگردانی فراز غلامی در تماشاخانه هامون روی صحنه است. نمایش با توجه به موقعیت شخصیت‌ها که در فضایی تنگ و تاریک اسیر شده‌اند، به موضوع فقر و عدم دسترسی به نیازهای اولیه زندگی می پردازد. شش کاراکتر در فضایی پنج متری با کمترین فضا، نمایشی را روی صحنه می‌برند که قرار است به نقد ساختارهای اجتماعی با رویکرد مارکسیستی بپردازد. وقتی اقتصاد تعیین کننده تمام مناسبات اجتماعی، خانوادگی و زیستی می‌شود، بنیان‌های مطرح شده در دل این ساختار از هر راهی به اقتصاد منتهی خواهد شد.

رویا سلیمی: نبود مکان کافی برای خوابیدن، غذا خوردن، نشستن و حتی نفس کشیدن؛ در طراحی میزانسن و اکت شخصیت‌ها مدام به رخ کشیده می‌ؤود. هر حرکت کوچکی از سوی یکی از کاراکترها، تاثیر مستقیم در پنج کاراکتر دیگر دارد. نبود فضای کافی برای حرکت، آنها را به بدن‌های اسیر در چارچوب مناسبات اقتصادی تبدیل کرده است. تاثیر مستقیم اکت شخصیت ها بر یکدیگر، به مرور آنها را به بدن‌هایی یک شکلی تبدیل می کند که تکثیر شده و هر کدام در جایگاه تنگ و بی روزن خود، تکرار همان چیزی هستند که در دیگر کاراکترها می‌بینیم. ژست تکراری در دل فضایی تنگ و کوچک در نهایت تعمیم جهانی را معنا می دهد که در فراسوی مرزهای این خانه نمود می‌یابد. خانه‌ای که حتی تعلقی برای ساکنانش ندارد و صاحبخانه متعصب و سختگیر آن، مدام سرکوب نظارتی خود را بر تمام شؤن زندگی این ساکنان اعمال می کند.
تاثیر و تاثر این شرایط اقتصادی چنان غالب است که انسان به مثابه ابزاری در خدمت این نگاه مارکسیستی، به مرور روند نابودی را طی میکند. نابودی در چند سطح و کیفیت مختلف رخ می دهد. ابتدا در میانه آمال و آرزوها وقتی که ابی پسر خانواده در رویای قهرمانی تلاش مذبوحانه خود را برای کسب مدال قهرمانی؛ بی نتیجه می‌بیند. او حتی علی‌رغم به نتیجه رسیدن و دریافت مدال، هیچ توفیقی در حمایت و خوشحالی اعضای خانواده ندارد. در جایی که داریوش پدر خانواده پس از کش و قوس‌های فراوان از موضوع مدال مطلع می‌شود؛ بار دیگر تاکید می کند که «ما در اینجا قهرمان نمی خواهیم» قهرمان در جهان فلاکت زده «به علت ضیق مکان» کسی است که بتواند از سد نیازهای اولیه زیستی رها شود. به زعم شاه کرم، هرم پله پله مازلو در رسیدن به کشف استعداد و شناسایی توانمندی‌های انسانی وقتی معنا می‌یابد که نیازهای اولیه خوراک، پوشاک و مسکن تامین شده باشد. این سدهای زیستی اولیه و عدم دسترسی به آن، نقطه ثقل جهانی است که پایه‌های اثر بر آن استوار شده است. نگاهی که به تمامی از عناصر اقتصادی و مادی برای پیشبرد اهداف حداقلی انسان‌ها در جامعه نشات می‌گیرد.
در سطح دیگر رسیدن به نیازهایی مانند فرزندآوری و تجربه مادر شدن در سوسن به عنوان دختر خانواده است که این نیاز نیز تحت همان کمبودهای اقتصادی سرکوب شده و به نتیجه نمی‌رسد. این کنش‌ها به سطوح نازل و بسیار کم اهمیت‌تر نیز تسری می‌یابد. برگزاری جشن تولد حداقلی با کمترین امکانات، استفاده از سرویس بهداشتی، امکان آشپزی و … ذیل مشکلات اقتصادی قرار گرفته و به آرزو مبدل می‌شود.
در این میان مشکل رفت و آمد عارف به عنوان داماد خانواده از قسمت شوتینگ نیز همان شی‌وارگی را مدام تداعی می کند. جای که اصالت به تمامی بر مفاهیم اقتصادی اختصاص یابد، وجوه انسانی و جایگاه شخصیت ها در جامعه نیز از همان نگاه تغذیه می‌شود. آنان به مثابه زباله‌ای بی ارزشی تلقی می‌شوند که در نبود امکانات اقتصادی، جایگاه انسانی اش مدام تنزل پیدا می کند.
در میان این مسائل، پایان بندی تلخ اثر با نوای اذان موذن‌زاده، نتیجه‌گیری کلی خود را از مشکلات عدیده این خانواده به ایدئولوژی حاکم و در اینجا حکومت اسلامی گره می‌زند. اینکه در جامعه ای دینی، توجه به اصول و مبانی دین بر تامین نیازهای اولیه رحجان داشته و در نهایت دین تبدیل به مانعی برای رسیدن به نیازهای حتی اوللیه قلمداد می‌شود. ترجیح ایدئولوژی به نیازهای اولیه زیستی، درواقع شرح و بسط همان رویکرد مارکسیستی است که اقتصاد را اصل و اساس قرار داده و هر چیزی در ذیل آن قابل بررسی است. در این رویکرد دین همان مانعی است که نه تنها برای زندگی آدمیان طراحی نشده بلکه تنها کارکرد آن هنگام مرگ با رو به قبله شدن معنی پیدا می‌کند. بدین معنا نقد قدرت و در اساس نقد دین و ایدئولوژی حاکم، به عنوان پایان‌بندی اثر در نظر گرفته می‌شود تا همه عوامل ناراست این زندگی را بر قامت دین پوشانده و پرونده سرنوشت شخصیت ها را با این رویکرد ضد دین به پایان برساند.
با توجه به شکل اجرا و فضای بسته و محدود میزانسن، شخصیت‌های زن و مردم مدام با یکدیگر برخورد داشته و نیاز به شیوه اجرا در منطق اثر با توجه به فقه هنر پذیرفتنی است. اما در پرده‌هایی از نمایش لزوم ماساژ و تماس بیش از حد بازیگر زن و مرد وجود ندارد. نکته دیگر عدم رعایت حجاب یکی از بازیگران زن نمایش است. در مدت شصت دقیقه اجرا، بازیگر بدون حجاب روبروی تماشاگر ایفای نقش می‌کند. نکته‌ای که نه براساس فقه هنر قابل پیگیری است و نه آزادی پوشش در تئاتر ایران امری پذیرفتنی.

 

 

 

نظرات کاربران
2 نظر

  • سمیه در 2 ماه قبل

    شیوا وحرفه ای نقدشده است


  • سمیه در 2 ماه قبل

    شیوا وحرفه ای نقدشده است
    اموزنده وتاثیرگذاراست

محل تبلیغات

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز