یک سال پس از جنگ ۱۲ روزه؛ معادلاتی که تغییر کرد

پیام آشنا گزارش می دهد

یک سال پس از جنگ ۱۲ روزه؛ معادلاتی که تغییر کرد

۲۳ خرداد ۱۴۰۵

اختصاصی پیام آشنا- تجاوز ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در روزهای اخیر، بار دیگر توجه افکار عمومی و محافل سیاسی را به آینده تحولات غرب آسیا جلب کرده است. در شرایطی که رسانه‌های بین‌المللی از افزایش تحرکات نظامی، تشدید جنگ روانی و تلاش برای مدیریت بحران سخن می‌گویند، همزمانی این تحولات با نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، اهمیت ویژه‌ای یافته است.

یک سال پیش، در چنین روزهایی منطقه شاهد یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی خود بود؛ جنگی که اگرچه تنها ۱۲ روز به طول انجامید، اما آثار آن فراتر از یک درگیری مقطعی بود و به تغییر درک بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از موازنه قدرت در غرب آسیا انجامید. اکنون نیز بسیاری از تحلیلگران معتقدند بدون توجه به پیامدهای آن جنگ، فهم تحولات امروز و رفتار آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران ممکن نیست.

 

جنگ ۱۲ روزه؛ نقطه عطف در معادلات منطقه

بررسی تحولات یک سال گذشته نشان می‌دهد جنگ ۱۲ روزه صرفاً یک رویارویی نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی در بازتعریف معادلات امنیتی منطقه به شمار می‌رفت. پیش از آن، برخی محافل غربی و صهیونیستی تصور می‌کردند می‌توان با افزایش فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، جمهوری اسلامی را در موقعیت انفعال قرار داد.

اما رخدادهای خرداد ۱۴۰۴ نشان داد که معادلات منطقه دیگر بر اساس الگوهای گذشته قابل تحلیل نیست. آنچه پس از جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت، تثبیت یک واقعیت جدید بود؛ اینکه هرگونه اقدام علیه ایران با پاسخ و هزینه‌ای روبه‌رو خواهد شد که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

در واقع، جنگ ۱۲ روزه بیش از آنکه یک پایان باشد، آغاز مرحله‌ای جدید از بازدارندگی در منطقه بود. مرحله‌ای که در آن محاسبات بازیگران مختلف نسبت به گذشته دستخوش تغییر شد و تصمیم‌گیری درباره هرگونه اقدام نظامی، پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر از قبل شد.

 

بازدارندگی؛ مؤلفه اصلی موازنه جدید

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که در تحلیل تحولات یک سال اخیر مورد توجه قرار گرفته، مسئله بازدارندگی است. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که بازدارندگی صرفاً به تجهیزات نظامی محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از توانمندی‌های دفاعی، راهبردی، اطلاعاتی و سیاسی را در بر می‌گیرد.

به همین دلیل است که در یک سال گذشته، همزمان با تداوم تهدیدها و فشارها علیه جمهوری اسلامی، شاهد افزایش تلاش‌ها برای کنترل تنش و جلوگیری از گسترش درگیری نیز بوده‌ایم. این مسئله نشان می‌دهد طرف مقابل به خوبی از پیامدهای هرگونه اشتباه محاسباتی آگاه است.

نگاهی به مواضع و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌ها نیز حاکی از آن است که تجربه جنگ ۱۲ روزه، جایگاه ایران را در معادلات منطقه‌ای تثبیت کرده و موجب شده است بازیگران مختلف ناچار به بازنگری در برآوردهای خود شوند. به بیان دیگر، امروز قدرت بازدارندگی ایران به یکی از متغیرهای اصلی تصمیم‌سازی در غرب آسیا تبدیل شده است.

 

تنش‌های اخیر و سایه تجربه خرداد ۱۴۰۴

تحولات روزهای اخیر نیز از همین زاویه قابل تحلیل است. اگرچه آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان سیاست فشار و تهدید را دنبال می‌کنند، اما همزمان نشانه‌های روشنی از تلاش برای جلوگیری از گسترش بحران نیز مشاهده می‌شود.

این وضعیت را نمی‌توان صرفاً یک تاکتیک مقطعی دانست. تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داده است که هرگونه درگیری گسترده می‌تواند پیامدهایی فراتر از تصور طراحان آن داشته باشد. به همین دلیل، در کنار افزایش فشارهای سیاسی و رسانه‌ای، تحرکات دیپلماتیک نیز با شدت بیشتری دنبال می‌شود.

واقعیت آن است که منطقه امروز با منطقه پیش از خرداد ۱۴۰۴ تفاوت دارد. اکنون همه بازیگران می‌دانند که امنیت غرب آسیا موضوعی به هم پیوسته است و هرگونه بی‌ثباتی می‌تواند کل منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.

 

تنگه هرمز؛ برگ ژئوپلیتیکی ایران

در کنار مؤلفه‌های دفاعی و امنیتی، نباید از نقش تعیین‌کننده موقعیت ژئوپلیتیکی ایران غافل شد. تنگه هرمز همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط راهبردی جهان به شمار می‌رود و بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان از این مسیر انجام می‌شود.

اهمیت هرمز تنها به عبور نفتکش‌ها محدود نیست. این آبراه در واقع نمادی از پیوند امنیت منطقه با اقتصاد جهانی است. هر تحول امنیتی در خلیج فارس و تنگه هرمز می‌تواند آثار گسترده‌ای بر بازارهای انرژی، حمل‌ونقل دریایی و اقتصاد بین‌الملل بر جای بگذارد.

از این منظر، جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای صرفاً ناشی از توان دفاعی نیست، بلکه موقعیت ژئوپلیتیکی کشور نیز نقش مهمی در شکل‌دهی به محاسبات قدرت‌های جهانی ایفا می‌کند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند که امنیت پایدار در خلیج فارس بدون مشارکت و نقش‌آفرینی جمهوری اسلامی ایران امکان‌پذیر نخواهد بود.

تجربه سال‌های گذشته نیز نشان داده است هرگاه تنش‌ها در منطقه افزایش یافته، توجه جهانیان بار دیگر به تنگه هرمز و نقش ایران در حفظ امنیت این آبراه معطوف شده است. همین مسئله موجب شده هرمز به یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت ملی جمهوری اسلامی تبدیل شود.

 

چرا محاسبات دشمن تغییر کرده است؟

یکی از مهم‌ترین نتایج جنگ ۱۲ روزه را باید در تغییر نگاه دشمنان نسبت به ظرفیت‌های جمهوری اسلامی جست‌وجو کرد. اگر در گذشته برخی محافل از گزینه‌های نظامی با هزینه محدود سخن می‌گفتند، امروز حتی در اوج تنش نیز بحث اصلی حول مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش درگیری می‌چرخد.

این تغییر رویکرد، محصول واقعیت‌هایی است که طی سال‌های اخیر و به‌ویژه در جنگ ۱۲ روزه آشکار شد. واقعیت‌هایی که نشان داد ایران نه تنها از ظرفیت دفاعی قابل توجهی برخوردار است، بلکه از جایگاه ژئوپلیتیکی و راهبردی ویژه‌ای نیز در منطقه بهره می‌برد.

بر همین اساس، بسیاری از تحولات امروز را می‌توان در چارچوب موازنه جدید قدرت در غرب آسیا تحلیل کرد؛ موازنه‌ای که در آن هیچ بازیگری نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران تصمیم‌گیری کند.

 

معادلات جدید غرب آسیا

در آستانه نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه، مهم‌ترین واقعیت آن است که منطقه وارد مرحله‌ای تازه شده است. مرحله‌ای که در آن قدرت بازدارندگی، ظرفیت‌های دفاعی و جایگاه ژئوپلیتیکی کشورها بیش از گذشته در تصمیمات راهبردی اثرگذار است.

تنش‌های روزهای اخیر نیز بیش از هر چیز نشان می‌دهد که معادلات غرب آسیا نسبت به یک سال قبل تغییر کرده است. امروز حتی دشمنان ایران نیز ناچارند در محاسبات خود هزینه‌های هرگونه اقدام ماجراجویانه را در نظر بگیرند.

جنگ ۱۲ روزه اگرچه در تقویم تنها یک رخداد تاریخی به شمار می‌آید، اما پیامدهای آن همچنان بر فضای سیاسی و امنیتی منطقه سایه افکنده است. شاید مهم‌ترین نتیجه آن جنگ این باشد که موازنه قدرت در غرب آسیا دیگر همان موازنه پیشین نیست و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی این معادله، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده منطقه ایفا می‌کند.

 

نظرات کاربران

Copyright © 2019–2026 payamdaily.ir

روزنامه امروز